Posts Tagged ‘مرگ انسانیت، باغ وحش، محیط زیست’

بهانه ی که این عنوان را برگزیدم مقاله ای در سایت تابناک بود که از طریق یکی از دوستان بدستم رسیده بود (شیری در باغ وحش دزفول از گرسنگی تلف شد). در تمام دنیا امروزه نه تنها باغ وحش ها مرکز درآمد زایی هستند بلکه بعنوان یکی از راهکارهای حفظ گونه های در خطر انقراض اهمیت بسزایی دارند و همچنین در بسیاری از آنها برنامه های زادآوری و یا نگهداری در اسارت به انجام می رسد. آنها در بسیاری از برنامه های حفاظتی نقش موثری ایفا می کنند و در برخی موارد نیز نقش موثری در جلوگیزی از انقراض گونه های در معرض خطر داشته اند اما متاسفانه در ایران این مکان ها در اختیار ارگانی است که هیچ تخصصی در زمینه نگهداری٬ حتی از حیوانات اهلی را نیز ندارد و همچنین تلاشی هم در جهت بهبود کیفیت این مکان ها انجام نمی دهد مگر در مواردی که موجب افزایش بازدید و یا بعبارتی افزایش درآمد گردد. اگر نگاهی به وب سایت های باغ وحش ها در کشور های دیگر بیندازید می بیند حجم عظیمی از تبلیغات شان در ارتباط با آشنایی مردم با برنامه های حفاظتی و اهمیت حفظ و پاسبانی از حیات وحش است و حتی در برخی از آنها از مردم دعوت می شود تا بطور داوطلبانه در برنامه های حفاظتی آنها شرکت نمایند. البته این مسیری طولانی بوده و در گذشته نچندان دور آنها نیز مانند باغ وحش های ایران مکانی صرفان درآمدزا بوده اند و متاسفانه امروزه نیز برخی از آنها نیز در گوشه و کنار دنیا دیده می شوند. اما  در ایران همسو با تخریب هر چه بیشتر محیط زیست که شاهد آن هستیم در باغ وحش ها نه تنها حمایتی از حیوانات که عامل اصلی درآمد نیز هستند نمی شود بلکه راه های چگونگی به بند کشیدن و زجر دادن یک حیوان آموزش داده می شود. باغ وحش هایی با قفس های بسیار کوچکی که محل شکنجه حیوانات هستند و من با چشم خود دیده ام که مردم هم در این شکنجه سهیم بوده با چوب و سنگ و خوراندن دستمال کاغذی به این مخلوقات خدا در جشن شکنجه آنها شریکند.

    اگر شیری از گشنگی بمیرد و یا اگر میمونی و خرسی در اثر خوردن دستمال کاغذی و … و عدم مراقبت صحیح کشته شود باکی نیست چراکه با صرف کمی پول شیر و خرس جدیدی جایگزین می شود و آب هم از آب تکان نمی خورد چند روزی دیگر مردم از دیدن حیوان در عذاب و شکنجه لذت خواهند برد. باید برای ریشه مسئله چاره ای اندیشید٬ اصل مشکل جای دیگری است در جامعه ای که اگر به گربه بی پناهی جای داده شود باید به همسایه و کس و ناکس جواب پس داد٬ در جامعه ای که سگ بخاطر نجس بودن حق زندگی ندارد٬ در جامعه ای که مردمانش سال نو را با رقص مرگ ماهیان قرمز جشن می گیرند٬ در جامعه ای که سازمان حامی طبیعت آن میزبان سیرک است چه انتظاری می توان از باغ وحش داشت؟

   در نظرات وبلاگ یکی از دوستان دیدم شخصی با بی ادبی نویسنده را مخاطب قرار داده بود و از اینکه وی از حقوق حیوانات طرفداری کرده گلایه مند بود!! بهانه اش هم این بود که در ایران انسان ها مشکلات بدتری دارند و شب ها گشنه اند و شما به فکر حیوانات هستید در پاسخ به این دوست باید گفت درجامعه ای که مردمانش پس از بازدید از باغ وحش و باغ پرندگان سنگ و چوب نثار حیوانات دربند می کنند و یا پس از میزبانی طبیعت آشغال ها و آتش نثارش می کنند انتظار دارید در برابر شما که سری سبز و زبانی سرخ دارید چگونه عمل کنند؟؟

بایگانی