Archive for the ‘محیط زیست’ Category
بهانه ی که این عنوان را برگزیدم مقاله ای در سایت تابناک بود که از طریق یکی از دوستان بدستم رسیده بود (شیری در باغ وحش دزفول از گرسنگی تلف شد). در تمام دنیا امروزه نه تنها باغ وحش ها مرکز درآمد زایی هستند بلکه بعنوان یکی از راهکارهای حفظ گونه های در خطر انقراض اهمیت بسزایی دارند و همچنین در بسیاری از آنها برنامه های زادآوری و یا نگهداری در اسارت به انجام می رسد. آنها در بسیاری از برنامه های حفاظتی نقش موثری ایفا می کنند و در برخی موارد نیز نقش موثری در جلوگیزی از انقراض گونه های در معرض خطر داشته اند اما متاسفانه در ایران این مکان ها در اختیار ارگانی است که هیچ تخصصی در زمینه نگهداری٬ حتی از حیوانات اهلی را نیز ندارد و همچنین تلاشی هم در جهت بهبود کیفیت این مکان ها انجام نمی دهد مگر در مواردی که موجب افزایش بازدید و یا بعبارتی افزایش درآمد گردد. اگر نگاهی به وب سایت های باغ وحش ها در کشور های دیگر بیندازید می بیند حجم عظیمی از تبلیغات شان در ارتباط با آشنایی مردم با برنامه های حفاظتی و اهمیت حفظ و پاسبانی از حیات وحش است و حتی در برخی از آنها از مردم دعوت می شود تا بطور داوطلبانه در برنامه های حفاظتی آنها شرکت نمایند. البته این مسیری طولانی بوده و در گذشته نچندان دور آنها نیز مانند باغ وحش های ایران مکانی صرفان درآمدزا بوده اند و متاسفانه امروزه نیز برخی از آنها نیز در گوشه و کنار دنیا دیده می شوند. اما در ایران همسو با تخریب هر چه بیشتر محیط زیست که شاهد آن هستیم در باغ وحش ها نه تنها حمایتی از حیوانات که عامل اصلی درآمد نیز هستند نمی شود بلکه راه های چگونگی به بند کشیدن و زجر دادن یک حیوان آموزش داده می شود. باغ وحش هایی با قفس های بسیار کوچکی که محل شکنجه حیوانات هستند و من با چشم خود دیده ام که مردم هم در این شکنجه سهیم بوده با چوب و سنگ و خوراندن دستمال کاغذی به این مخلوقات خدا در جشن شکنجه آنها شریکند.
اگر شیری از گشنگی بمیرد و یا اگر میمونی و خرسی در اثر خوردن دستمال کاغذی و … و عدم مراقبت صحیح کشته شود باکی نیست چراکه با صرف کمی پول شیر و خرس جدیدی جایگزین می شود و آب هم از آب تکان نمی خورد چند روزی دیگر مردم از دیدن حیوان در عذاب و شکنجه لذت خواهند برد. باید برای ریشه مسئله چاره ای اندیشید٬ اصل مشکل جای دیگری است در جامعه ای که اگر به گربه بی پناهی جای داده شود باید به همسایه و کس و ناکس جواب پس داد٬ در جامعه ای که سگ بخاطر نجس بودن حق زندگی ندارد٬ در جامعه ای که مردمانش سال نو را با رقص مرگ ماهیان قرمز جشن می گیرند٬ در جامعه ای که سازمان حامی طبیعت آن میزبان سیرک است چه انتظاری می توان از باغ وحش داشت؟
در نظرات وبلاگ یکی از دوستان دیدم شخصی با بی ادبی نویسنده را مخاطب قرار داده بود و از اینکه وی از حقوق حیوانات طرفداری کرده گلایه مند بود!! بهانه اش هم این بود که در ایران انسان ها مشکلات بدتری دارند و شب ها گشنه اند و شما به فکر حیوانات هستید در پاسخ به این دوست باید گفت درجامعه ای که مردمانش پس از بازدید از باغ وحش و باغ پرندگان سنگ و چوب نثار حیوانات دربند می کنند و یا پس از میزبانی طبیعت آشغال ها و آتش نثارش می کنند انتظار دارید در برابر شما که سری سبز و زبانی سرخ دارید چگونه عمل کنند؟؟
گونه ها در اکوسیستم ها چه می کنند؟ عنوان مقاله ای بود که توجه مرا بخود جلب کرد بخشی از مقاله را در اینجا اورده ام البته توصیه می کنم اصل مقاله را بخوانید.
برای حدود سه دهه کنکاش در پاردایم ها، دیدگاه ها و مسائل مربوط به اکوسیستم و اکولوژی جمعیت جدای از یکدیگر صورت می گرفت، با اینحال جمعیت و جامعه بخشی از یک اکوسیستم محسوب می شدند. چنانکه Linkes در سال ۱۹۹۲ اکولوژی را اینگونه تعریف نمود؛ اکولوژی مطالعه علمی تاثیر فرآیندها بر پراکنش و فراوانی موجودات، برهمکنش میان هر گروه از موجودات، برهمکنش بین موجودات و جابجایی و جریان انرژی و ماده است. براین اساس و در صورتی که ما بخواهیم به کمک اکولوژی فهم یکپارچه ای از طبیعت بدست آوریم چاره ای جز شکستن سد میان علوم وابسته به جمعیت و اکوسیستم نداریم. حال پرسش اینکه گونه ها در اکوسیستم ها چه انجام می دهند خود تلاشی است در جهت ایجاد ارتباط بین علوم مرتبط با زیست شناسی جمعیت و اکوسیستم. در این مقاله سعی شده به سه جنبه وابسته با مسئله ذکر شده پرداخته شود؛
۱) از لحاظ تئوری چه ارتباطاتی ممکن است بین فرآیند های اکوسیستمی و غنای گونه ای در جوامع وجود داشته باشد؟ بطور اولیه، در صورتی که زیست توده یک جامعه به تعداد کم یا زیادی از گونه ها تقسیم شود آیا تاثیری بر عملکرد اکوسیستم دارد؟
۲) در جهت پاسخ به پرسش اصلی نویسنده مقاله یک سلسه آزمایشاتی را انجام داده تا تاثیر حضور یک گونه اضافه شده به اکوسیستم را بررسی نماید.
۳) در دیدگاه سوم اشاره می شود که آزمایشات انجام گرفته اگرچه مهم هستند اما راهی که گونه بر اکوسیستم تاثیر گذار است و چگونه برخی گونه ها موجب تغییر، نگهداری و خلق زیستگاه ها می شوند را نشان نمی دهند. همان چیزی که بعنوان مهندسی اکولوژی شناخته می شود.
بهتر می بینم ادامه مطلب را در اصل مقاله به زبان اصلی بخوانید که بنظر من جالب توجه است.

لینک مقاله در Jstor اینجا
(در صورت نیاز به مقاله از طریق ایمیل به من اطلاع دهید)
علی ناصری به جمهوریت می گوید: برای حفاظت عرصههای جنگلی باید موانع و تهدیدهای فراروی برطرف شود و برای صیانت آن همکاری بخشهای مختلف ضرروی است که تا به امروز اتفاق نیفتاده است. حضور دام از جمله عوامل تهدید عرصههای جنگلی است که باید رفع شود و حضور دام موجب تخریب و فرسایش خاک میشود. به گفته ناصری، برای اینکه جنگل کاریها پتانسیل لازم را داشته باشند باید طرح های حفاظت و صیانت اجرا شود و نهال کاریها با شناخت کامل صورت گیرد.

ناصری می افزاید: پارک ملی گلستان منطقهای است که در آن یک هشتم گونههای گیاهی، یک سوم گونههای پرندگان و بیش از یک دوم پستانداران کشور را به تنهایی در خود جای داده است.تنوع زیستی پارک ملی گلستان چنان است که آن را در چهارچوب یک کشور و یا در گسترهای با حداقل ۵ درجه عرض جغرافیایی میتوان تصور کرد. اما آنچه همه خوبان دارند، پارک گلستان به تنهایی دارد. گونههای گیاهی این گلستان شاخصهای گونههای هیرکانی، ایرانی – تورانی، مدیترانهای، اروپا – سیبری و… را توأمان دارد. گونههای گیاهی پارک آن قدر وسیع است که شامل گونههای باستانی، اندمیک (گونههایی که فقط در مرز جغرافیایی ایران وجود دارند)، اقتصادی، زینتی، دارویی، حفاظتی، در معرض تهدید و… میشود. کل، بز، قوچ اوریال، خرس قهوهای، پلنگ، گربه جنگلی، خوک وحشی، قشی از یک طرف و قرقی، عقاب طلایی، جغد، دارکوب و سینهسرخ از طرفی دیگر تنها تعدادی از شگفتیهای این پارک به حساب میآیند.
توجه به مسئله ناپدید شدن بسیاری از گونه های جانوری و گیاهی در نتیجه فعالیت های انسانی بتدریج دانشمندان را به سوی شاخه ی جدیدی از علم راهنمایی کرد که با عنوان حفاظت محیط زیست اکنون شناخته می شود. امکان تخمین واقعی نرخ انقراض کار دشوار و شاید تا حدودی نا ممکن باشد اما یک از تخمین های پیشنهاد شده عنوان می کند که چیزی در حدود ۴/۱ گونه های جاندار در ۵۰ سال آینده منقرض خواهند شد (Ehrlich & Wilson 1991). می توان گفت هدف اولیه این علم کاهش میزان انقراض موجودات زنده می باشد.

زرده بر (Vormela peregusna) گونه ای آسیب پذیر در فهرست سرخ IUCN
منبع عکس: www.biolib.cz/cz/taxonimage/id10436
در بسیاری از تئوری های حفاظت از محیط زیست یکی از مهم ترین عوامل انقراض گونه ها را داشتن جمعیت های کوچک می دانند. چراکه جمعیت های کوچک در مقابل مسائلی چون فرآیند های تصادفی ژنتیک، زادآوری و مرگ و میر و محیط زیستی بسیار حساس و آسیب پذیر هستند. همانطور که می دانید فرآیند های تصادفی وابستگی بالایی به شانس دارند و اگرچه فرآیندهای نام برده شده همیشه به یکدیگر وابسته نیستند اما این امکان را باید در نظر گرفت چنین رخ دادهای در کنار یکدیگر می توانند عاملی مهم در به خطر انداختن بقای یک گونه و یا جمعیت نقش مهمی ایفا کنند.
الگوهای نظری (paradigms) حفاظت محیط زیست Graeme James Caughley
وی که یک محقق اکولوژی جمعیت ها و حفاظت محیط زیست با رویکرد ریاضی است در سال ۱۹۹۴ دو الگوی نظری را در تئوری حفاظت محیط زیست مطرح کرد:
-الگوی نظری جمعیت های کوچک
-الگوی نظری کاهش جمعیت
از آنجایی که حفاظت محیط زیست از اهمیت فراوانی برخوردار است و امروزه حفظ گونه های جاتوری و گیاهی در هر کشوری امری ضروری می نماید. گونه هی جانوری و گیاهی جدای از رده بندی ها تخصصی گیاهی و جانوری در مبحث محیط زیست نیز دارای تقسیم بندی قابل توجهی هستند. به نظر می رسد این روش تقسیم بندی در ایران چندان مورد توجه نبوده و بررسی و انتخاب مناطق و یا گونه های حفاظت شده یا بصورت سنتی و یا تنها با بهره گیری از آمار برخی سایت ها مانند IUCN و اطلاعاتی از این قبیل دسته بندی شده و مورد توجه قرار می گیرند. اما توجه به رده بندی گونه ها از لحاظ حقاظتی نه تنها می تواند کمک شایانی در حفظ آنها نماید بلکه می تواند عامل مهمی در حفظ گونه های هم جا و بطور کلی در حفظ حیات وحش زیستگاه مورد نظر باشد از این رو گونه ها از لحاظ اهمیت حفاظتی به چندین دسته تقسیم می شوند که در مجموع بعنوان گونه های جانشین (surrogate species) شناخته می شوند:
Caro & O’ Doherty در سال ۱۹۹۹ گونه های جانشین را در سه گروه اصلی تقسیم بندی کردند:
گونه های شاخص (indicator species)
گونه های چتری (umbrella species)
گونه های پرچم نما (flagship apecies)
گونه های شاخص (indicator species)
گونه های شاخص گونه هایی هستند که صفات مربوط به آن گونه مانند حضور یا عدم حضور، تراکم جمعیت، پراکنش و میزان موفقیت در تولید مثل بعنوان شاخصی از شرایط زیستگاه و دیگر گونه های آن زیستگاه زیرا بررسی شرایط زیستگاه و یا بررسی وضعیت تمامی گونه های یک زیستگاه بسیار مشکل ، گران و بعبارتی ناممکن می باشد. اکولوژیست ها نظرات مختلفی در ارتباط با تقسیم بندی زیر گروه های گونه های شاخص دارند اما بطور کلی دو تقسیم بندی را می توان نام برد که در هر کدام سه زیر گروه وجود دارد.
تقسیم بندی McGeoch در سال ۱۹۹۸
گونه های شاخص محیطی Environmental indicator species
گونه های شاخص اکولوژیکی Ecological indicator species
گونه های شاخص تنوع زیستی Biodiversity indicator species
تقسیم بندی Caro & O’ Doherty در سال ۱۹۹۹ گونه های شاخص سلامت Health indicator species گونه های شاخص جمعیت Population indicator species
گونه های شاخص تنوع زیستی Biodiversity indicator species
گونه های شاخص محیطی و سلامت تقریبا مشابه یکدیگر هستند. این گونه ها معمولا بعنوان شاخصی از تاثیرات آلودگی، فعالیت های مدیریت حفاظتی و تاثیرات چند تکه شدن زیستگاه برای یک گونه و یا یک اکوسیستم عمل می کنند. در مورد آلودگی یکی از شناخته شده ترین مثال ها بی مهرگان آب شیرین هستند که ارزیابی برخی گونه ها سلامت اکوسیستم های آب شیرین را نشان می دهد. مثالی دیگر برخی گونه های سوسک های Carabid هستند که در ارزیابی اثرات چند تکه شدن زیستگاه ها مورد مطالعه قرار می گیرند

گونه های شاخص اکولوژیک که با توجه به نامشان کاملا مشخص بوده و می توان گلسنگ ها بعنوان یکی از مهمترین گونه های موجود در این گروه نام برد. همچنین برخی گونه های دوزیستان از جمله سمندرها با توجه به حساسیت بالایشان به تغییرات اکولوژیکی می توانند در این گروه قرار گیرند.

گونه های شاخص جمعیت بعنوان شاخصی از روند جمعیتی گونه های دیگر بشمار می آیند بعنوان مثال می توان گونه Morus capensis را نام برد،

افراد جوان در جمعیت این گونه توانایی شنا در عمق کافی آبهای سرد و شکار ماهی را ندارند و در نتیجه میزان مرگ و میر در افراد جوان با تغییرات دمای وابستگی بالای داشته و متخصصین میزان مرگ و میر جوانان این گونه را بعنوان شاخص پراکنش ماهیان اقیانوسی نسبت به تغییرات دما مورد بررسی قرار دادند (Oatley et al., 1992.
آخرین زیر گروه یعنی گونه های شاخص تنوع زیستی گونه هایی هستند که شاخصی برای پیش بینی تنوع زیستی در یک زیستگاه بشمار می روند. سوسک های ببری از جمله شاخص های تنوع زیستی هستند و تنوع زیستی آنها پیش بینی قابل اعتمادی از تنوع زیستی پرندگان و پروانه ها را در مقیاس های بزرگ ممکن می سازد.

در مطلب های آینده به بررسی گونه های شاخص چتری و پرچم نما می پردازیم.
با توجه به بحث تخریب محیط زیست، فعالیت های مخرب انسانی و تاثیر آنها بر حیات وحش با کمک داده های فهرست سرخ IUCN برخی گونه های مهره دار ایران و سه کشور همسایه را با توجه به رتبه آنها در این فهرست مقایسه کرده ام که نتایج آن در زیر امده است.
براساس فهرست سرخ IUCN در سال ۲۰۰۸ تعداد ۱۲۱۳ گونه مهره دار در در مرز بحرانی انقراض، ۱۹۳۸ گونه مهره دار در خطر انقراض، ۲۶۹۰ گونه آسیب پذیر، ۱۷۹۷ کونه در معرض تهدید و ۳۵۹ گونه منقرض شده اند.در این میان و با توجه به طبقه بندی گونه ها در فهرست سرخ IUCN بر آن شدم تا مقایسه ای بین گونه های مهره دار ایران براساس فهرست سرخ طبقه بندی شده اند و سه کشور همسایه عراق، افغانستان و ترکیه انجام دهم که در اینجا نتایج را می توان مشاهده کرد. براساس نمودار قرصی شکل (نمودار،۱) می توان مشاهده نمود که ۶ گونه در مرز بحرانی انقراض، ۱۹ گونه در خطر انقراض، ۳۵ گونه آسیب پذیر و ۴۰ گونه در شرف تهدید هستند.

نمودار ۱. تعداد مهره داران ایران در چهار رده حفاظتی فهرست سرخ در سال ۲۰۰۸
در بین همسیاگان ایران می توان مشاهده نمود که ترکیه بیشترین گونه های در مرز بحرانی انقراض و در خطر انقراض را دارد و در این رده متاسفانه کشورمان پس از ترکیه قرار گرفته است و در سه رده باقیمانده یعنی گونه های آسیب پذیر، در شرف تهدید و منقرض شده در رتبه اول قرار دارد (نمودار ۲).

نمودار ۲. مقایسه ایران و سه کشور همسایه از لحاظ مهره داران دسته بندی شده در برخی رده های فهرست سرخ
دو کشور عراق و افغانستان گرچه با توجه به شرایط سیاسی حاکم بر این دو کشور شاید بررسی ها جامعی در مورد گونه های جانوری انجام نشده در نتیجه این آمار به شکلی دقیق نمی تواند موقعیت این دو همسایه را نسبت به ایران نشان دهد اما با این حال با توجه به نا امنی ها و مشکلات این کشورها جالب است که گونه های مهره دار آنها در تمامی رده ها نسبت به ایران کمتر بوده و یا به عبارت دیگر قابل مقایسه نیستند.
این نظر یکی از دوستان بود که ترجیح دادم در اینجا عنوان بشه
تیغه های آهنین ماشین های راه سازی این بار نگین فیروزه ای سرزمین فارس را هدف قرار داده اند. زیباترین دریاچه آب شیرین ایران «پریشان» در شهرستان کازرون بدون اخذ هرگونه مجوزی مورد هجوم ماشین های راهسازی قرار گرفته. شما نیز با امضا بیانیه «حمایت از تالاب بین المللی پریشان» به جمع مدافعان زیست محیطی و علاقمندان محافظ این گنجینه ی جهانی که به عنوان «ذخیره گاه زیستکره» نیز محسوب می شود، بپیوندید.
آدرس جهت امضا:
http://parishanlake.blogfa.com/page/petition.aspx
لینک خبر در خبرگزاری مهر:
http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?pr=s&query=??????%20&NewsID=823498
ما چرا فکر می کنیم اگر دکتری یک رشته را گرفتیم می توانیم از هر دری سخنی بگوییم و در هر علمی اظهار نظر کنیم نمی دانم؟
اما مطلب زیر که از وبلاگ مهار بیابان زایی گرفته شده شاهدی بر این ادعا است که پیش از اینکه نگران فرهنگ زیست محیطی در جامعه باشیم باید نگران اساتیدی باشیم که به راحتی محیط زیست را ابزاری برای انسان می دانند و اصلا مفهم چرخه حیات را درک نکرده اند استادانی که گاها از بزرگان این مرز و بوم بحساب می آیند ما چه انتظاری می توانیم از مردم و دیگران داشته باشیم. لطفا اصل مطلب را در پیوند زیر ببینید.
متاسفانه با خبر شدم دوباره آقای اشکوری در مصاحبه تلویزیونی در گیلان تاکید بر قطع درختان کهنسال گیلان کرده اند. اصل خبر را من از وبلاگ مهار بیابان زایی گرفتم.
گویا، اخیراً جناب حجتالاسلام میرحسینی اشکوری – مدیرکل مشهور اداره اوقاف گیلان – در یک برنامهی زندهی تلویزیونی استانی شرکت کرده و نهتنها از عملکرد گذشتهی خویش در صدور فرمان قطع درخت ارزشمند و کهنسال ۱۵۰۰ سالهی رضوانشهر به بهانهی مقابله با ترویج خرافهپرستی ابراز ندامت نکرده، بلکه با قاطعیتی بیشتر در برابر چشمان حیرتزدهی بینندگان گیلانی با لحنی حاکی از تهدید اعلام کردهاند: « تاکنون ۲ درخت را قطع کردیم، بقیه را هم قطع می کنیم! تا با خرافات مبارزه کرده و مردم را به طرف امام زادهها هدایت کنیم …»
آیا در پناه نشانه ای از نشانه های عظمت و قدرت خداوند بودن و دلگرم کردن به عظمت و قدرت ذات الهی را باید نشانه خرافه پرستی دانست؟ آیا مردمی که به درختی ۱۰۰۰ ساله تکه پارچه ای می بندند جز این است که می خواهند بیاد داشته باشند که خداوند بر هر کاری توانا است و همو است که تنها می تواند حاجت شان را برآورده کند؟ مگر خداوند در قرآن بارها و بارها نگفته است که آیات من در زمین نشانه های وجود و قدرت و عظمت من است؟
سوره مبارکه نمل، آیه ۶۰
پس از اشاره به آفرینش آسمانها و زمین و نزول باران از آسمان، به رویش بستانها اشاره شده، سپس به این نکته مهم پرداخته میشود که ای انسانها به کیفیت ایجاد حیات در درختان بنگرید که اگر آن نیروی حیاتدهنده و آن دم عیسوی زندگی بخش، از جانب خداوند نبود، هرگز قادرنبودید که آنها را رویانیده و از محصولشان برخوردار شوید.
سوره مبارکه ابراهیم، آیه ۲۴ و ۲۵
ای رسول ندیدی که چگونه خدا کلمه پاکیزه را به درخت زیبایی مثل زده که اصل سایه ی آن برقرار باشد و شاخه ی آن به آسمان رفعت و سعادت بر شود، آن درخت باذن خداهمه اوقات میوه ها ماکول و خوش دهد خدا اینگونه مثل های واضح برای تذکر مردم می آورد.
و حال اینکه در آیه بعدی کفر را به درختانی تشبیه می کند که ریشه شان به قلب زمین نمی رود و بالای زمین مانده و زود خشک می شوند. حال آیا درختان کهنسال مظهر کفرند و خرافه پرستی؟
و آیه های بسیاری که در آنها توجه به آیات خداوندی در زمین ذکر شده و یا از درختان بعنوان مثالی یاد شده در بسیاری از آیات درختان تنومند و پر ثمر بعنوان نشانه ای از نشانه ها خدا هستند حال چطور است که نشانه ای از نشانه های خداوند می شود مظهر خرافه پرستی؟ چطور است نشانه ای که با تمام وجودش یگانگی و عظمت پروردگار جهان را فریاد می کند مظهر خرافه پرستی نامیده می شود و محکوم به معدوم شدن؟
آیا پناه بردن به دامان طبیعتی که هر ذره آن نشانه ای از وجود خداست و راز نیاز کردن در کنار آنها با معبود یگانه و کمک خواستن از قدرت و عظمت خالقشان می شود خرافه پرستی؟
آیا مردم در امامزاده ها دست به دامان امامزاده می شوند و یا دست به دامان پروردگارش آیا ما در امامزاده ها جز کمک جهت توسل به پروردگار چیز دیگری می خواهیم؟ و آیا در کنار درختی کهنسال با دیدن نشانه ای به این عظمت با دلی آکنده از شک و تردید از عظمت و قدرت بی منتهای پروردگار کمک نمی خواهیم؟
آیا خرافه از این بزرگتر نیست که بگوییم درختان عامل خرافه پرستی هستند؟
تخریب پارک ملی خجیر چرا؟
چندی پیش خبر خوشحال کننده دادستان کل کشور نسبت به جلوگیری از قطع درختان کهنسال همه ی دوستداران محیط زیست کشور را شاد نمود و چندی نگذشته که خبر تخریب پارک ملی خجیر بدست افراد سود جو و یا به بهانه های گوناگون هر دوستدار محیط زیستی را شوکه نمود. چطور می توان پارک ملی را که متعلق به تک تک ایرانیان است چنین بی رحمانه و برای سود جویی برخی افراد تخریب نمود.
امیدوارم همه دوستداران محیط زیست و همچنین وبلاگ نویسان سبز به این موضوع مهم توجهی در خور نشان دهند.
با توجه به فراخوان سومین حرکت موج سبز گرچه کمی دیر این فراخوان رو دیدم تصمیم گرفتم مطلبی کوچک در باب گرمایش زمین و تاثیر آن بر محیط زیست بشکلی بسیار خلاصه بنویسم. با اینحال باتوجه به اینکه مقدمه کمی طولانی بود آنرا در صفحه ای جداگانه قراردادم.
یک خبر بسیار خوش
گرچه این مطلب مربوط به دوزیستان نیست اما به نظر من یک فاجعه ملی است و همه باید در موردش بدونند.