Archive for the ‘دوزیستان’ Category
در مطالبی که در آغاز کار وبلاگم در سایت بلاگفا نوشتم به این موضوع پرداخته بودم اما با توجه به تغییرات جدیدی که در رده بندی و نام گذاری این گروه از جانوران انجام شده لازم دیدم یافته های جدید در این زمینه را به مطالب گذشته اضافه نمایم.
همانطور که می دانید استفاده از روش های مولوکولی در رده بندی جانوران جایگاه ویژه ای یافته است. بسیاری از زیرگونه ها و یا گونه های توصیف شده ای که نامشان بعنوان همنام (synonym) طبقه بندی شده بود بعنوان گونه های جدیدی در حال حاضر شناخته می شوند. در زیر گونه های جدیدی که با توجه به چنین مطالعاتی به فهرست دوزیستان ایران اضافه شده اند و نام یا گروهی که پیش از این متعلق به آن بوده اند آورده شده است.
Hyla orientalis در گذشته تنها یک گونه قورباغه درختی در ایران شناخته شده بود Hyla savignyi اما تحقیقات علمی جدید نشان داده گونه مذکور در شمال غربی ایران یعنی در بخشی از استان گیلان (بخشی از کوه های تالش) زیست می نماید البته باید مطالعات اخیر تنها با تکیه به برخی نمونه های موزه ای و مطالعات مولوکولی انجام شده براین اساس پراکنش این گونه در ایران باید بطور دقیق مورد بررسی قرار گیرد. باید یادآور شوم این گونه در گذشته نژادی از گونه H. arborea بوده که محل نمونه تیپ آن کوه های تاش است اما با کنار گذشتن نژاد در سیستم رده بندی مدرن جانوران این نژاد تنها با نام H. arborea شناخته می شده است بنابراین پس از مطالعات اخیر تنها به استناد محل اولیه نمونه ها پراکنش انها مشخص شده است. از اینرو انجام مطالعات تکمیلی در خصوص شناسایی جمعیت ها و پراکنش احتمالی آن در ایران ضروری است.

Hyla orientalis منبع: http://www.hylawerkgroep.be/jeroen/index.php?id=47
Rana pseudodalmatina این گونه بعنوان زیر گونه ای از گونه Rana macrocnemis شناخته می شد. براساس مطالعات مشابه گروه پیچده قورباغه های قهوه ای دستخوش تغییرات فراوانی شده است که یکی از آنها تغییر یک زیرگونه بومی (endemic) ایران به گونه شده است که گونه ای بومی به شمار می رود البته براساس همین مطالعات و شاید بهتر است بگوییم کمبود اطلاعات در مورد دوزیستان در ایران هر دو گونه مذکور در فهرست نام دوزیستان ایران قرار دارند.
باید به این نکته توجه نمود که صرف چنین مطالعاتی نمی توان پراکنش یک گونه را آن هم تنها براساس اطلاعات موزه ای که گاها بیش از بیست تا سی سال قدمت دارند مشخص نمود همانطور که پس تغییر رده بندی یک زیرگونه از سمندر های تاجدار (Triturus cristatus karelini) به دو گونه (T. cristatus and T. karelini) ایران را یکی از زیستگاه های هر دو گونه قلمداد نمودادند اما مطالعات تکمیلی تر نشان داد یکی از این گونه ها (Triturus karelini) در ایران حضور دارد.
برخی از منابع:
M. Veith, J. Kosuch, M. Vences (2003).Climatic oscillations triggered post-Messinian speciation of Western Palearctic brown frogs (Amphibia, Ranidae). Molecular Phylogenetics and Evolution, p.310-327
M. VEITH, J . F. SCHMIDTLER,J. KOSUCH,I. BARAN and A. SEITZ (2003).Palaeoclimatic changes explain Anatolian mountain frog evolution: a test for alternating vicariance and dispersal events. Molecular Ecology 12, p.185-199
Matthias Stöck, Sylvain Dubey, Cornelya Klütsch, Spartak N. Litvinchuk, Ulrich Scheidt and Nicolas Perrin (2008). Mitochondrial and nuclear phylogeny of circum-Mediterranean tree frogs from the Hyla arborea group. Molecular Phylogenetics and Evolution 49, p.1019–۱۰۲۴
در این مدت دست و دلم به نوشتن نمی رفت اما باید زندگی کرد، امید داشت و در تمامی عرصه های زندگی بجلو حرکت کرد.
وزغ تورانی Bufo turanensis یا Pseudepidalea turanensis
این وزغ نیز از زیر گروه و یا بهتر است بگوییم متعلق به گروه وزغ های سبز می باشد. همانطور هم که پیشتر گفتم گروه وزغ های سبز از لحاظ علم رده بندی جانوری بسیار پیچده بود و اختلاف نظر های فراوانی روی اعضاء این گونه وجود دارد. دوزیست شناسان بسیاری در دنیار روی این گروه کار می کنند و در سال های اخیر مطالعات وسیع مولوکلوی و کاریوتایپی روی این گروه در پهنه ی دنیای قدیم (پالئارکتیک) صورت گرفته است. نتایج این بررسی ها متاسفانه به پیچیدگی موضوع افزوده چرا که برخی محقیقن معتقدند زیرگونه های این گروه در واقع گونه های جداگانه ای هستند و برخی حتی جنس برخی از اعضا آنرا عوض نموده که پیشتر هم به یک نمونه آن اشاره گردید منظور جنس Pseudepidalea است. اما وزغ تورانی تا چندی پیش به نام وزغ سبز تورانی و زیرگونه ای از وزغ سبز شناخته می شد و سپس بعنوان گونه وزغ تورانی تغییر یافت. لازم بذکر است گونه وزغ سبز نیز در ایران اکنون با نام وزغ رنگارنگ Bufo variabilis شناخته میشود. بحث در این مورد بسیار زیاد بوده و پس از بررسی آخرین گونه از وزغ های ایران و یا بعبارت بهتر آخرین گونه دوزیست ایران سعی می کنم تحلیلی جامع از مقالات اخیر در مورد این گروه پیچیده ارائه دهم.
اسفانه اطلاعات در مورد وزغ تورانی بسیار ناچیز بوده و محدود به برخی مطالعات اولیه در شناسایی پراکندگی آن و همچنین برخی مطالعات ژنتیکی می شود اما مطالعاتی روی اکولوژی، رفتار و زیست شناسی آن در دست نیست. این گونه در ایران، قزاقستان، تاجیکستان و ازبکستان پراکنش دارد و در ایران تا کنون از شمال غرب فلات مرکزی (تهران و مازندران)، رشته کوه های شمال شرقی البرز یعنی استان گلستان و خراسان شمالی یافت شده است.
وزغ مرمری یا Bufo stomaticus
این گونه یکی دیگر از وزغ های ایران بوده که تا کنون از استان های سیستان و بلوچستان و خراسان (الان نمی دانم کدام یکی از استان های جدید را شامل می شود اما فکر می کنم در هر سه استان جدید مشتق شده از خراسان بخصوص خراسان رضوی و خراسان جنوبی باید پراکنش داشته باشد). اما بطور کلی گونه ای است که در برخی از نواحی اورینتال (اورینتال یکی از تقسیمات جغرافیایی جانوری است) پراکنش داشته و در کشورهای هند، پاکستان و افغانستان نیز نمونه هایی از آن مشاهده شده است.
سطح بدن مانند بسیاری از وزغ ها از توبرکل پوشیده شده است و پلک فوقانی ضخیم است. رنگ بدن خاکستری روشن تا زیتونی است که برامدگی ها معمولا تیره تر و به رنگ خاکستری هستند، اطراف لب بالایی کرم رنگ و شکم سفید چرکی است. زیر گلو علامتی متمایل به سیاه وجود دارد که تا روی سینه نیز ادامه می یابد.
لاروهای این گونه مانند لاروهای دیگر گونه های وزغ ها بوده و تیره رنگ هستند. لاروها در این گونه تا بیش از مرحله ۳۶ لاروی زندگی اجتماعی داشته و بصورت دسته های تیره رنگ که با یکدیگر حرکت می کنند در اطراف برکه دیده می شودند. پس از این مرحله لاروها بیشتر تمایل به زندگی انفرادی داشته و معمولا به کف برکه می روند.
عوامل تهدید کننده عمده برای این گونه را می توان استفاده از سموم و کود های شیمیایی دانست که باعث افزایش ناهنجاری در لاروها و همچنین افزایش مرگ و میر آنها شده علاوه براین می توان به خشک نمودن و یا تغییر کاربری چشم ها و برکه های محل زلادآوری این گونه نیز اشاره نمود. همچنین مرگ و میر در جاده ها، تخریب زیستگاه ها، چند تکه شده زیستگاه و اغییرات آب و هوایی از دیگر عوامل کاهش جمعیت این گونه می باشد.
عکس از سایت: http://wgbis.ces.iisc.ernet.in/biodiversity/sahyadri_database/revisedlist/rev_list.htm
دوزیستان گروهی از مهره داران هستند که بیش از ۳۰۰ میلیون سال است در این کره خاکی زیست می نمایند و تا به امروز ۶۳۰۰ گونه از آنها توسط جانورشناسان توصیف شده اند. تحقیقات اخیر (Stuart et al. 2004) نشان داده که در حدود یک سوم (۳۴٪) این جانوران در معرض تهدید انقراض قرار گرفته اند. چنانکه ن کنون ۱۶۸ گونه منقرض شده و ۲۴۶۹ گونه دیگر یا به عبارتی (۴۳٪) با کاهش جمعیت مواجه شده اند. بیشترین تنوع گونه ای این دسته از جانوران را می توان در مناطق حاره ای مشاهده نمود ئ در این میان کشور برزیل با ۸۱۱ گونه توصسف شده بیشترین گونه های این جانوران در جهان را به خود احتصاص داده است. جالب توجه است که ایالات متحده آمریکا با وسعتی تقریبا مشابه برزیل تنها ۲۹۲ گونه دوزیست دارد. اما چه عواملی موجب کاهش جمعیت دوزیستان می شوند؟
مهمترین عامل تخریب زیستگاه است که یکی از شایع ترین موارد در کاهش جمعیت بسیاری از گونه های جانور است. از دیگر عوامل مهم کاهش جمعیت دوزیستان شیوع نوعی بیماری قارچی موسوم به chytridiomycosis است که عامل آن یک پاتوژن قارچی به نام Batrachochytrium dendrobatidis این پاتوژن موجب نابودی صدها گونه در نقاط مختلف جهان شده که به عقیده برخی دانشمندان یکی از بدترین و یا به عبارتی وخیم ترین رکوردهای تاریخی نابودی تنوع ریستی در نوع خود به حساب می آید. سومین عامل مهم تغییرات آب و هوایی و گرمایش جهانی است که نه تنها روی این رده جانوران بلکه تمامی گونه های جانوری و گیاهی را به چالشی سخت برای حفظ بقا خود کشیده است.

وزغ تالشی Bufo eichwaldi (Talysh Toad)
تا چندی پیش دوزیست شناسان عقیده داشتند این گونه همان وزغ معمولی ( Bufo bufo) است که در اروپا زیست می نماید اما تحقیقات جدید نشان داد این گونه وزغ ایچوالدی و یا تالشی(Eichwald’s Toad, Talysh Toad ) است که در آذربایجان گونه ای شناخته شده محسوب می گردد. البته این گونه بسیاربه شبیه به خویشاوند اروپایی خود بوده و از لحاظ جثه از گونه اروپایی بزرگتر می باشد. مردمک چشم در این گونه مسی رنگ و پشت بدن قهوه ای است همچنین ناحیه ی شکم سفید چرکی با لکه های نسبتا درشت مشکی رنگ می باشد. کاملا شبیه به وزغ معمولی است. علاوه براین جثه نسبتا بزرگی داشته و تقریبا کمیاب است. دوره تولید مثلی معمولا سالانه نبوده و بسته به شرایط آب و هوایی تغییر می یابد، گاهی پس از دو سال بالغین برای تخم ریزی به محل تخم ریزی می آیند و گاهی پس از سه سال و حتی بیشتر. مطالعات ۲۰ ساله ای که روی گونه خویشاوند اروپایی یا همان وزغ معمولی انجام شده اثبات کرده دوره تولید مثلی با توجه به فصول بارش و تغییرات جوی متفاوت بوده و از نظم مشخصی پیروی نمی کند.
ادامه دارد


عکس:سایت http://amphibiaweb.org
Pelobates syriacus وزغ پابیلچه ای
گونه ای است بسیار زیبا که پرده های صماخ در اطراف سر قابل تشخیص نبوده و مردمک چشم عمودی است. برخلاف دیگر وزغ ها که پوست زبر و خشن دارند این گونه پوستی صاف دارد همچنین در کف پا هیچگونه برآمدگی وجود ندارد. توبرکل پشت بسیار رشد یافته و شبیه یک بیلچه شده است به همین خاطر این گونه را وزغ پابیلچه ای می نامند. این گونه در جنگل ها، استپ ها و مناطق نیمه بیابانی در تپه ها و دره ها زیست می نماید اما معمولا در زمین های کم ارتفاع با خاکی نرم و روشن یافت می شود. همانند گونه های دیگر در خانواده وزغ ها گونه ای شب فعال است و در روز در پناهگاه های که خود در زمین حفر می کند، یا در سوراخ جوندگان و یا زیر سنگ ها پنهان می شود. در مناطق بیابانی معمولا در طول روز و همچنین در فصول خشک زیر زمین پنهان شده و در بعضی مواقع نیز به خواب تابستانی می رود. البته افزایش دوره های خشک می تواند موجب مرگ تعداد زیادی از افراد جمعیت شده که بر جمعیت این گونه تاثیر گذار خواهد بود. این گونه در اغلب کشورهای همسایه شمالی ایران، یونان، لبنان، فلسطین اشغالی، سوریه و همچنین در برخی از مناطق ایران زیست می نماید. تاکنون در ایران از بندر انزلی، آستارا، بابلسر، اطراف دریاچه قوری تبریز و بندر ترکمن یافت شده است.

http://amphibiaweb.org عکس: سایت
دنباله وزغ سبز یا شاید بهتر بگم وزغ رنگارنگ
همانطور که قبال نیز اشاره شد این گونه تقریبا در تمامی نواحی ایران انتشار داشته و در حال حاظر با توجه سازش پذیری بالا، شب فعال بودن و رشد و نمو سریع لاروها تا مرحله دگردیسی از جمعیت مناسب تری نسبت به گونه های دیگر برخوردار است. این گونه را می توان یکی از کنترل کننده های زیستی بلقوه حشرات دانست چراکه حشرات غذای اصلی آنها را تشکیل داده و از سویی دیگر جمعیت نسبتا مناسب آن حتی در برخی شهرها موجب این نقش را بخوبی ایفا نماید. بعنوان مثال در بسیاری از پارک ها، آرامگاه ها (آرمگاه حافظ و سعدی در شیراز که بنده خود در اویل شب تعداد زیادی از این گونه را در آنها مشاهده نموده ام)، خانه های ویلایی بزرگ و حتی در جوی های حاشیه خیابان که نسبتا پهن بوده، معمولا دارای بوته و درخت هستند و هر از گاهی آب در آنها جریان می یابد می توان این گونه را مشاهده نمود.
متاسفانه با توجه تنوع درون جمعیتی و همچنین پراکنش این گونه در بسیاری از نقاط کشور بررسی های تاکسونومی این گونه با مشکلاتی روبرو است اما لزوم بررسی دقیق جانورشناسی و تغییرات برون و درون جمعیتی اهمیت بالای داشته و می تواند راه گشای بسیاری از ابهامات موجود باشد.

http://amphibiaweb.org عکس: سایت
در سالهای اخیر رده بندی وزغ های ایران دستخوش تغییرات زیادی شده است. چنانکه برخی گونه های بسیار آشنا مانند وزغ سبز Bufo viridis در گونه ای دیگر و با نامی جدید معرفی شده اند.
این وزغ که شاید بتوان با توجه به نام علمی جدید (Bufo variabilis) آنرا وزغ رنگارنگ نامید (البته نام جدید علمی این گونه سال ها پیش به عنوان گونه ای که در ایران معرفی شده بود اما دوزیست شناسان پس از مطالعات بیشتر به این نتیجه رسیدند که این گونه متعلق به ایران نیست ولی مطالعات جدید صحت مطالعات اولیه را اثبات نمود) از گونه های بسیار شناخته شده در ایران است تقریبا در تمامی ایران پراکنش داشته و از تنوع ظاهری بسیار بالایی نیز برخوردار است. گونه ای است شب فعال مانند دیگر وزغ ها و مقاوم چراکه با توجه به آلودگی های زیست محیطی تخریب زیستگاه همچنان از جمعیت مناسبی در اغلب نقاط کشور برخوردار است. از سویی دیگر گونه ای بسیار مفید بشمار می رود چرا که با توجه به جمعیت مناسب و تغذیه از حشرات به کنترل جمعیت حشرات و بی مهرگان کمک چشمگیر می کند. در برخی مناطق ایران مانند شهرستان لار در استان شیراز در برخی سال ها و در فصل بهار که بارندگی در حد مطلوبی است انفجار جمعیت این گونه در برخی موارد برای ساکنین روستا ها مشکلاتی ایجاد نموده است. همانطور که می دانید دوره جنینی و دگردیسی در وزغ ها معمولا بسیار کوتاه است چراکه این جانوران معمولا در مناطقی زیست می نماید که اغلب اوقات سال خشک هستند به همین دلیل زمان تخم ریزی و نمو تخم ها و لاروها محدود به دوره های کوتاه بارندگی و مانداب های تشکیل شده پس از بارندگی می شود، بر همین اساس دوره تخم ریزی، نمو جنین، لاروها و دگردیسی بسیار کوتاه است. بنابراین اگر تعدا زیادی از بالغین در یک دوره کوتاه تخم ریزی کنند پس از مدت بسیار کوتاهی می توان ۱۰۰۰ وزغ نابالغ بسیار کوچک که شاید هر کدام تنها ۱ تا ۲ سانتی متر طول داشته باشند را در بین علفزارها و در نزدیکی مانداب های در حال خشک شدن مشاهده نمود.
این مطلب ادامه دارد.

http://amphibiaweb.org عکس: سایت
وزغ بی گوش Bufo surdus
از آنجایی که پرده صماخ یا به عبارتی همان گوش در این گونه در زیر پوست قرار دارد و از روی پوست معمولا به سختی قابل روئیت است به همین دلیل این گونه را وزغ بی گوش می نامند. غده پاروتوئید در این گونه کوچک و تقریبا چهار گوش می باشد. سطح پشتی بدن خاکستری یا زیتونی کم رنگ بوده و در سطح پشتی بخصوص روی پاهای عقبی لکه های کوچک سبز تیره و یا سیاه کوچک و تو پر را می توان دید. معمولا دو نوار روشن نیز در پشت بدن دارد. در ایران در نواحی جنوبی استان سیستان و بلوچستان، کرمان، هرمزگان، بوشهر و استان فارس تاکنون یافت شده است. از مورچه ها، لارو حشرات، موریانه ها و سوسک ها اغلب تغذیه می کند. کودهای شیمیایی و سموم کشاورزی از عوامل مهم کاهش جمعیت این گونه بشمار می روند. در موجوع اطلاعات در رابطه با این گونه بسیار اندک است.

وزغ بلوچی Bufo olivaceus
این گونه تاکنون تنها درایران و پاکستان یافت شده است و به عبارت دیگر می توان گفت نماینده واقعی فون اورینتال در ایران می باشد. پوست سطح بدن برخلاف گونه های دیگر وزغ ها سطح بدن نسبتا صاف بوده و زگیل های کمی را در سطح بدن می توان دید و غدد پارتوئید بسیار بزرگی دارد که مشخصه ی اصلی این گونه بشمار می رود. در ایران در کرمان، هرمزگان و سیستان و بلوچستان تا ارتفاع ۹۱۴ متری یافت شده است. لاروها مشابه گونه های دیگر وزغ ها بوده و معمولا در هر مانداب پ از باران تخم ریزی می نماید مانند بسیاری از وزغهای دیگر. در بندر عباس در نخلستان ها، در حیاط خانه ها و نزدیک چاه های آب بخصوص در فصل بهار و تابستان در شب ها بوفور یافت می شود. خوشبختانه مردم محلی باتوجه به اینکه آنها از حشرات تغذیه می کنند به آنها کاری نداشته و حتی برخی از آنها حضور این گونه را در خانه هایشان با توجه به شب فعال بودن و خوردن حشرات یک مزیت می دانند. رنگ پشت بدن معمولا سبز زیتونی روشن است. از مورچه ها، لاروهای حشرات، سوسک ها، پشه ها و موریانه ها تغذیه می کند. آلودگی های زیست محیطی بخصوص استفاده از حشره کش ها از عوامل تهدید کننده مهم این گونه به شمار می رود. این گونه همچنین وابستگی خاصی به انسان پیدا کرده و در کنار ذه کش های که به منظور کشاورزی در کنار تالاب هایی با آب شور ساخته می شود به راحتی به زندگی ادامه می دهد. متاسفانه اطلاعات چندانی از زیست شناسی و اکولوژی این گونه در دسترس نیست.
http://amphibiaweb.org عکس: سایت
قورباغه بلوچی Euphlyctis cyanophlyctis
قورباغه بلوچی از لحاظ ظاهری بسیار شبیه به قورباغه مردابی بوده و در افغانستان، هند، نپال، سریلانکا، بنگلادش، پاکستان و سیستان و بلوچستان به وفور یافت می گردد. این قورباقه عادت جالبی داشته و وقتی از کناره آب به داخل آب شیرجره می زند پیش از اینکه به داخل آب فرو رود روی آب سر می خورد به همین علت نام انگلیسی آن را Common Skittering Frog گذاشتند. همچنین این گونه عادت دارد بیشتر مواقع در سطح آب طوری که چشم ها و بینی اش بیرون از آب باشند روی سطح آب شناور باشد. قورباغه بلوچی به آب شور مقاوم بوده و در ماندآب های ساحلی نیز دیده شده، حتی در نزدیکی چشمه های گوگردی نیز زیست می نماید. در آب های دایمی و مناطقی که شرایط آب و هوایی مناسب است در تمام طول سال فعال هستند و نرها معمولا در تمام دوره فعالیت می خوانند و با افزایش دما و رطوبت صداهای آنها بیشتر به گوش می رسد. تون صدا بسته به شرایط آب و هوایی و فصلی (فصل تولید مثل و یا غیر تولید مثلی) متفاوت است. قورباغه های نری که می خوانند معمولا در کناره برکه که پوشش گیاهان مناسبی دارد، شروع به خواندن می کنند. نرهایی که می خوانند معمولا بسیار فعال هستند، آنها گاهی صداهای بسیار بلندی ایجاد می کنند و روی همدیگر می پرند و صرو صدا و هیاهوی خاصی را در برکه ایجاد می نمایند. در موقع جفت گیری نر ها بسیار هیجان زده هستند و برای پیش دستی در جفت گیری به یکدیگر حمله می کنند. در بلوچستان پاکستان این گونه در حال آمپلکسوس با یک گونه دیگر دیده شده و حتی در تپه های شمالی این منطقه نیز این گونه را در حال آمپلکسوس با گونه ای دیگر دیه اند اما هیچگونه توده تخمی که مربوط به این گونه باشد تاکنون یافت نشده است.
از انواع حشرات آبزی، سوسک ها، مگس هاف لاروها قورباغه ها تغذیه می کند و حتی در طول شب برای تغذیه از آب خارج می شود.


http://amphibiaweb.org عکس: سایت
قورباغه مردابی Rana ridibunda
این گونه یکی از گونه های مقاوم و جهان شمول (در تمام دنیا پراکندگی دارد) بوده و تقریبا هر جا آب دایمی و مناسب برای زیست باشد و یا در آب های آلوده نیز زیست می نماید. گونه نسبتا درشتی است و برخی از آنها تا حدود ۵۰۰ گرم وزن داشته و حتی در استخرهای پرورش قورباغه به بیش از این مقدار هم می رسند. این گونه از گونه های خوراکی محسوب می گردد و در برخی کشورها از جمله در ترکیه کشور همسایه مان کارخانه های تولید کنسرو این گونه به چشم می خورد. این کارخانه ها پول خوبی برای هر کیلو قورباغه چاق و سرحال می دهند. زمستان خوابی این گونه در نیمکره شمالی بین شهریور تا اسفند است و بسته به ارتفاع و موقعیت جغرافیایی این زمان می تواند تغییراتی داشته باشد و در نیمکره جنوبی دقیقا زمان زمستان خوابی برعکس است. تخم ریزی تقریبا یک ماه بعداز اینکه در بهار قورباغه ها فعال شدند شروع می شود. نر ها صدای بلندی دارند. تقریبا در تمام طول روز می خوانند و صدایشان با گرم شدن هوا در نیمه روز شدید تر می شود. توده های تخم بین ۶۰۰ تا ۱۳۰۰۰ تخم دارند که بسته جثه و سن این تعداد تغییر می کند. دگردیسی بسته به شرایط آب و هوایی متغییر است و در بعضی مناطق لاروها زمستان خوابی دارند. این گونه لارو ها معمولا اندازه بسیار بزرگی دارند بطوریکه در دوره لاروی تا ۱۸ سانتی متر می رسند. من در نزدیکی تالاب چغاخورد استان چهارمحال و بختیاری چندین لارو با اندازه ۱۲ سانتی متر در نمونه برداری سال ۱۳۷۹ صید کردم. سطح پشتی این گونه رنگ بندی بسیار متنوعی داشته و معمولا نوار روشن مهره ای سبز رنگی را در پشت بیشتر افراد این گونه می توان دید. لاروها از بی مهرگان و گیاهان آبزی تغذیه می کنند و بالغین از حشرات خشکی زی و آبزی و حتی لارو دیگر گونه های دوزیستان نیز تغذیه می کنند. اما در دوره تولید مثلی تغذیه ندارند. همچنین در برخی مناطق که شرایط آب و هوایی مناسب است در سال ۲ یا ۳ بار تخم ریزی می کنند. خشک کردن تالاب ها، تغییر مسیر رودخانه ها و آلودگی های صنعتی از مواردی هستند که در برخی نقاط جمعیت این گونه را کاهش داده اند اما در مجموع با توجه به گسترش وسیع این گونه خطر جدی نسل آن را تهدید نمی کند. البته باید خاطر نشان کرد که متاسفانه در برخی نقاط کشور به دلایلی که گفتم جمعیت آن یا از بین رفته و یا کاهش یافته است.


http://amphibiaweb.org عکس: سایت
قورباغه مردابی راه راه Rana camerani
این گونه شبیه گونه قورباغه قهوه ای ایرانی، شامل یک گروه گونه ای دیگر است که از گروه قورباغه های قهوه ای جدا شده و با نام کلی Rana camerani شناخته می شود این نام علمی مربوط به نمونه های که در ایران زیست می کنند زیست می کنند نیز می شود. برخلاف دیگر گروه قوربا غه های قهوه ای تمایلی به زندگی در خارج آب نداشته و شبطه گونه های دیگر قورباغه ها می باشد ولی شباهتی نیز به قورباغه قهواه ای ایرانی دارد و آن داشتن لکه گیج گاهی است که مانند قورباغه قهوه ای ایرانی است. یکی از دلایلی که نام فارسی آنرا قورباغه راه راه گذاشته اند وجود چندین خط تیره و روشن روی سطح پشتی است که نمای راه راه را به آن می دهد. در ایران این گونه تاکنون از استان های شمال غربی، شمالی –مازندران و گیلان- و استان مرکزی گزارش گردیده است. متاسفانه اطلاعات در رابطه با این گونه در ایران و دیگر زیستگاه های این جانور بسیار اندک است.

http://amphibiaweb.org عکس: سایت
قورباغه درختی Hyla savignyi
تا اینجا در مورد سمندرها صحبت کردیم و گونه های ایرانی را معرفی کردم حالا نوبت به گونه های بدون دم که شامل دو گروه معروف قورباغه ها و وزغ ها است، می رسد. در معرفی این گونه ها من از ترتیب تاکسونومی (علم ردهبندی جانوران) استفاده نمی کنم. در ابتدا به معرفی قورباغه درختی که تنها نماینده گونه های درخت زی در ایران است می پردازم. این گونه نسبت به دیگر گونه های ایرانی دوزیستان بدون دم جثه بسیار کوچک تری دارد. به رنگ های سبز تیره تا سبز روشن و حتی گاهی تا نزدیک به قهوه ای نیز دیده می شود. در نوک انگشتان اندام جلویی و عقبی دارای اندامهای چسبنده است که به کمک آنها به برگ های درختان و شاخ و برگ آنها می چسبد. گونه ای بسیار زیبا است که کمک شایانی به باغداران و مزرعه داران می کند چراکه آنها را از شر افات و حشرات موذی نجات می دهد. پس از دوره تولید مثلی در روز فعال نیستند. خواب زمستانی بسته به شرایط لکولوژی متفاوت است و در بعضی مناطق نیازی به خواب زمستانی ندارند. بین ۲۰۰ تا ۱۰۰۰ تخم در هر توده تخم وجود دارد. تخم ها بصورت توده های کوچک در زیر علف های زیر سطح آب قرار داده می شوند. دگردیسی لاروها معمولا در فصل تابستان صورت می گیرد اما بسته به ارتفاع این زمان ممکن است متفاوت باشد.

سمندرهای تاجدار
در گذشته یک زیرگونه از این گونه در ایران شناسایی شده است. مطالعات اخیر روی تاکسونومی این زیرگونه نشان داده است که این زیر گونه دوگونه مجزا و مشابه را شامل می شوند که به نام های علمی Triturus cristatus و Triturus karelinii شناخته می شوند. باتوجه به اینکه مطالعات چندانی روی گونه های ایرانی این جنس صورت گرفته برخی منابع یکی از دو گونه و برخی دیگر هر دو را در زمره گونه های ایرانی قلمداد می کنند. از نکات جالب توجه در این سمندرها وجود تاج پشتی در نرها در فصل تولیدمثل است. رنگ بدن در سطح پشتی سیاه و یا قهوه ای تیره و شکم نارنجی با نقاط تیره می باشد. گونه دوم Triturus karelinii نیز بسیار شبیه به این گونه بوده ولی بدن درازتر و قوی تر می باشد. هر دو گونه نیز بسیار به آلودگی آب زیستگاه خود حساس بوده و در جویبارهای کم عمق، با رشد گیاهی وسیع نمی توانند زیست نمایند.
Triturus cristatus Triturus karelinii
http://amphibiaweb.org عکس: سایت
سمندر آتشین Salamandra infraimmacula این سمندر نمونه ای نسبتا بزرگ بوده و حداکثر طول آن به ۴/۳۲ سانتی متر می رسد. البته آقای دکتر کمی در کتاب دوزیستان ایران حداکثر طول این گونه را ۲۸ سانتی متر معرفی نموده است. این گونه برخلاف گونه های دیگر که تقریبا در کناره آب و یا در داخل آب زندگی می کردند در مکان های مرطوب زیر برگ های پوسیده کف جنگل و در مطان صخره ها زندگی می کند. این گونه کمتر وارد آب شده و برخلاف گونه های دیگر سمندرهای ایران دم آن از دو طرف فشرده نشده است. زیر شکم آن سفید و پهلوها مشکی و پشت آن نیز مشکی با لکه های زرد، نارنجی و یا حتی قرمز است. برخلاف دانش گذشته ما در رابطه با این گونه، این گونه در زمستان ها فعال بوده و در نقاط مرتفع در تابستان ها نیز فعال می باشد. گونه ای بسیار زیبا بوده که در ایران، لبنان، اسرائیل، ترکیه و سوریه زیست می نماید. همچنین در حال حاظر وضعیت مطلوبی داشته و نیازی به اقدامات حفاظتی ندارد. http://amphibiaweb.org عکس: سایت لارو سمندرآتشین * همانطور که می دانید لاروهای اغلب گونه های دوزیستان در آب زندگی می کنند چون آبشش دارند.

سمندر آذربایجانی Neurergus crocatus و سمندر کردستانی Neurergus microspilotus
چند و قتی که سرم خیلی شلوغ بوده و نتونستم مطلبی اظافه کنم. که از همهی دوستان عذر خواهی میکنم. در این مطلب در مورد دو گونه دیگر از سمندرهای جنس Neurergus ایران که متاسفانه کمتر شناخته شده اند و بازهم با توجه به تخریب زیستگاه ها در ایران و دو کشور همسایه ترکیه و عراق در حال نابودی هستند صحبت میکنیم. نام فارسی این دو گونه سمندر آذربایجانی و سمندر کردستانی است که تقریبا در زیستگاه های نزدیک یکدیگر زندگی میکنند. سمندر آذربایجانی در کردستان ایران بخشهای از ترکیه و کردستان عراق زیست مینماید و بومی این سه کشور است. در جویبارهای کوهستان زندگی کرده و در بهار تخمریزی مینماید.در فهرست سرخ IUCN در زمره حیوانات آسیب پذیر میباشد. سطح پشتی این گونه قهوهای تا سیاه با لکههای زرد بوده و سطح زیرین بدن در جنس نر نارنجی و در جنس ماده زرد میباشد. معمولا در ارتفاعات ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ متری زیست مینماید. گونه دیگر سمندر کردستانی است که در کوههای اورمان در مرز ایران، عراق و ترکیه زیست می نماید. این گونه نیز مانند گونه قبلی در جویبارهای کوهستانی زیست نموده و در فهرست سرخ IUCN در زمره حیوانات آسیب پذیر طبقه بندی شده است. در ارتفاعات ۱۳۰۰ تا ۱۴۰۰ متری معمولا زندگی کرده و رنگبندی اآن مشابه گونه قبلی بوده با این تفاوت که لکههای زرد کوچک و به تعداد بیشتری دیده میشوند. هر دو گونه در نزدیکی جویبارهای محل زیست خود تنها از آب خارج میشوند و زندگی خشکی زی برای این دو گونه ناشناخته است.


سمندر کردستانی سمندر آذربایجانی
http://amphibiaweb.org عکس: سایت
سمندر لرستانی(Neurergus kaiseri) یکی دیگر از گونههایی که بومی (endemic) بوده و بسیار زیبا میباشد این گونه است که متاسفانه در برخی نقاط کشور از جمله آکواریوم فروشیهای تهران، اصفهان و شاید جدیدا در شهرستانهای دیگر با اسم خندهدار سمندر آبی و برخی اسمهای دیگر و جالبتر از آن بعنوان گونهای که از مالزی و یا کشورهای دیگر وارد شده میفروشند این گفتهها را من از صاحبان مغازهها شنیدهام. در مجموع سمندر لرستانی گونهای است که نسبت به دو گونه یاد شده اندازه کوچکتری داشته اما بطور متوسط ۱۵ سانتی متر و یا کمتر طول دارد ناحیه شکمی آن نارنجی رنگ بوده و ناحیه پشتی آن دارای لکههای به هم پیوسته مشکی و یک خط مهرهای نارنجی میباشد. متاسفانه با توجه به صید بیرویه این گونه و عدم رسیدگی سازمانهای چون محیط زیست جمعیت آن به شدت کاهش یافته است به گونهای که در فهرست سرخ IUCN بعنوان گونهای در معرض خطر انقراض قرار گرفته است. جالب توجه است که سمندرهایی مثل سمند لرستانی اگرچه در آبهای سرد زیست مینمایند اما نسبت به گرما نیز مقاومت بیشتری نسبت به گونههای سمندر جویباری و گرگانی داشته و برای مدت چند ماه و حتی یک سال هم در آکواریوم میتواند زیست نماید اما به دلیل اینکه این جانوران نیاز به خروج از آب داشته و آب های سرد را می پسندند دچار مشکلات فروانی شده و در نهایت این گونههای بسیار ارزشمند می میرند از تمامی علاقهمندان به محیط زیست و جانوران این کشور زیبا میخواهم و بهتر است بگویم خواهش میکنم از خرید این جانوران برای نگهداری در خانه صرف نظر کرده و از سویی دیگر در صورتی که مراکز فروش آنها را مشاهده نمودند به سازمان محیط زیست اطلاع دهند. البته امیدوارم که این سازمان کاری از پیش ببرد. در این صورت حداقل ما مسئولیت خود را انجام داده و با از دست دادن بازار فروش برای این جانور میتوان امیدوار بود که صید آن از طبیعت کاهش یابد. در مطلب آینده توضیحات بیشتری را درمورد این گونه در اختیارتان قرار میدهم.


http://amphibiaweb.org عکس: سایت
در زیر جدولی از اسمی پارسی و علمی دوزیستان ایران آمده است. همچنین من براساس مطالب و اطلاعات بدست آمده من وضعیت حفاظتی را که برای هر گونه می تواند وجود داشته باشد بطور پیشنهادی ذکر نموده ام البته این پیشنهاد بر مبنای اطلاعات سایت IUCN که وضعیت این گونه ها را در سطح جهانی ذکر نموده بازیابی شده اند. در بسیاری از گونه های ایران تخریب زیستگاه ها و آلودگی عامل مهمی در کاهش جمعیت این گونه ها بوده است.
|
نام فارسی |
وضعیت حفاظتی |
Scientific Name |
|
وزغ تالشی |
کم اهمیت از لحاظ حفاظتی |
Bufo eichwaldi |
|
وزغ لرستانی |
اطلاعات در مورد گونه بسیار کم |
Bufo luristanicus |
|
وزغ سبز خراسانی |
کم اهمیت از لحاظ حفاظتی |
Bufo oblongus |
|
وزغ بلوچی |
کم اهمیت از لحاظ حفاظتی |
Bufo olivaceus |
|
وزغ مرمری |
کم اهمیت از لحاظ حفاظتی |
Bufo stomaticus |
|
وزغ بی گوش |
کم اهمیت از لحاظ حفاظتی |
Bufo surdus |
|
وزع تورانی |
اطلاعات در مورد گونه کم |
Bufo turanensis |
|
وزغ رنگارنگ (سبز) |
اطلاعات در مورد گونه کم |
Bufo variabilis |
|
قورباغه درختی |
کم اهمیت از لحاظ حفاظتی |
Hyla savignyi |
|
- |
- |
Hyla orientalis |
|
وزغ پابیلچه ای |
اطلاعات در مورد گونه کم |
Pelobates syriacus |
|
قورباغه بلوچی |
اطلاعات در مورد گونه کم |
Euphlyctis cyanophlyctis |
|
قورباغه راه راه |
کم اهمیت از لحاظ حفاظتی |
Rana camerani |
|
قورباغه جنگلی |
کم اهمیت از لحاظ حفاظتی |
Rana macrocnemis |
|
قورباغه مردابی |
کم اهمیت از لحاظ حفاظتی |
Rana ridibunda |
|
سمندر گرگانی |
به شدت در معرض انقراض |
Paradactylodon gorganensis |
|
سمندر جویباری پارسی |
در معرض انقراض |
Paradactylodon persicus |
|
سمندر آذربایجانی |
آسیب پذیر |
Neurergus crocatus |
|
سمندر لرستانی |
در معرض انقراض |
Neurergus kaiseri |
|
سمندر کردستانی |
آسیب پذیر |
Neurergus microspilotus |
|
سمندر آتشی |
آسیب پذیر |
Salamandra infraimmaculata |
|
سمندر تاجدار جنوبی |
آسیب پذیر |
Triturus karelinii |
در مورد برخی گونه ها مانند سمندر تاجدار نوع وضعیت حفاظت گفته شده با نظر برخی سایت های حمایت از حیوانات متفاوت است که این با توجه به مشاهدات اینجانب از زیستگاه های در حال تخریب و یا آلودگی زیستگاهی بوده و در صورتی که دوستان نیاز به اطلاعات بیشتر در مورد تخریب ها و یا آلودگی های زیستگاهی و یا در مورد گونه های فوق دارند می توانند با بنده از طریق email تماس بگیرند.
|
نام فارسی |
وضعیت حفاظتی |
Scientific Name |
|
وزغ تالشی |
کم اهمیت از لحاظ حفاظتی |
Bufo eichwaldi |
|
وزغ لرستانی |
اطلاعات در مورد گونه بسیار کم |
Bufo luristanicus |
|
وزغ سبز خراسانی |
کم اهمیت از لحاظ حفاظتی |
Bufo oblongus |
|
وزغ بلوچی |
کم اهمیت از لحاظ حفاظتی |
Bufo olivaceus |
|
وزغ مرمری |
کم اهمیت از لحاظ حفاظتی |
Bufo stomaticus |
|
وزغ بی گوش |
کم اهمیت از لحاظ حفاظتی |
Bufo surdus |
|
وزع تورانی |
اطلاعات در مورد گونه کم |
Bufo turanensis |
|
وزغ رنگارنگ (سبز)م |
اطلاعات در مورد گونه کم |
Bufo variabilis |
|
قورباغه درختی |
کم اهمیت از لحاظ حفاظتی |
Hyla savignyi |
|
وزغ پابیلچه ای |
اطلاعات در مورد گونه کم |
Pelobates syriacus |
|
قورباغه بلوچی |
اطلاعات در مورد گونه کم |
Euphlyctis cyanophlyctis |
|
قورباغه راه راه |
کم اهمیت از لحاظ حفاظتی |
Rana camerani |
|
قورباغه جنگلی |
کم اهمیت از لحاظ حفاظتی |
Rana macrocnemis |
|
قورباغه مردابی |
کم اهمیت از لحاظ حفاظتی |
Rana ridibunda |
|
سمندر گرگانی |
به شدت در معرض انقراض |
Paradactylodon gorganensis |
|
سمندر جویباری پارسی |
در معرض انقراض |
Paradactylodon persicus |
|
سمندر آذربایجانی |
آسیب پذیر |
Neurergus crocatus |
|
سمندر لرستانی |
در معرض انقراض |
Neurergus kaiseri |
|
سمندر کردستانی |
آسیب پذیر<%2 |
با توجه به جدولی که در مطلب پیشین در اختیارتان قرار دادم شاید این سوال برایتان بوجود بیاید که چرا من از سمندر ها شروع به نوشتن کردم و در مطالب اولیه ابتدا به بررسی دو گونه از آنها پرداختم علن این امر اهمیت این دو گونه از لحاظ علمی و همچنین خطر انقراض که بیش از پیش این دو گونه را تهدید می کند بوده است. همانطور که در مطالب پیشین ذکر کردم این دو گونه در خطر انقراض قرار دارند و سمند گرگانی بعنوان گونه ای در خطر انقراض در فهرست سرخ IUCN قرار گرفته است. مشاهدات من از زیستگاه های هر دو گونه نشان می دهد با توجه به افزایش تخریب زیستگاه ها و همچنین افزایش دامداران در زیستگاه های این جانور از عوامل مهم تهدید این دو گونه به شمار می روند از اینرو من در اولین مطالب خود به این دو گونه اشاره نمودم. قبل از این که دیگر گونه های دوزیستان را بررسی کنیم لازم است مطالبی را در خصوص انقراض گونه های دوزیستان در جهان و ایران متذکر شویم.
از عوامل مهم انقراض تخریب زیستگاه، آلودگی های زیست محیطی است. همچنین مواردی چون افزایش بیماری های واگیر دار مانند برخی آلودگی های قارچی و یا باکتریای، خشک سالی و صید بی رویه در برخی نقاط جهان به انقراض گونه ها کمک نموده است. بطوریکه برخی دانشمندان قرن اخیر را قرن انقراض دوزیستان قلمداد کرده اند. در مطلب آینده برخی آمارهای منشر شده در این باره را برایتان بازگو خواهم نمود.
تا کنون هیچیک از محققین نتواستهاند زمان دقیق تولید مثلی این گونه را مشخص نمایند اما احتمالا در فصول بهار این گونه جفت گیری نموده و تخم های خود را که در دو استوانه ژلهای قرار دارند در آب می گذارد این استوانه ها یک سر به یکدیگر متصل بوده و از همان قسمت مادر آنها را به بستر میچسباند. با توجه به اینکه این گونه در آب های بسیار سرد معمولا زیر ۱۰ درجه سانتیگراد زندگی میکند مراحل جنینی نسبتا طولانی است. پس از خارج شدن لارو ها از تخم انها مدت چند روز بی حرکت بوده تا کیسه زرده شان جذب شود پس از آن شنای فعال داشته و از موجدات کوچک آبزی بخصوص لارو حشرات تغذیه میکنند در مراحل بعدی پس از گذشته چند هفته پاهای جلویی ظاهر میشود که آنها به لاروها در حرکت در بستر و حفظ تعادل در هنگام شنا کمک میکنند. پس از گذشت بیش از یک دوما اندمهای جلویی و عقبی رشد نمود و لاروها به راحتی میتوانند در بستر حرکت نمایند در تما این مدت آبشش های خارجی مشخص بوده و شما در زطر میکروسک.پ میتوانید حرکت گلوبولهای قرمز خون را در زیر آنها مشاهده نمایید. رنگ بدن لاروها تنوع زیادی داشته و از کرم تا قهوهای تیره با لکههای سفید تا زرد دیده می شوند. لاروها پس از گذشت حداقل ۱ سال آبششهای خود را از دست داده و میتوانند وارد خشکی شوند اما فط مناطق بسیار مرطوب و یا در روز های بارانب و برفی چراکه شش آنها تکامل نیافته بوده و بیشتر اکسیژن مورد نیازشان را از طریق پوستشان جذب مینمایند. لازم به ذکر است که لاروها مانند بالغین رژیم غذایی گوشتخواری دارند.

ایران کشوری گسترده بوده و که تنوع بسیار گسترده ای را در آن شاهد هستیم. از یک سو شمال کشور باقیمانده جنگلهای هیرکانی بوده که راهرویی باریک و منحصر بفرد را اسجاد نموده است. تنوع زیستگاهی بالای این کشور موجب شده تا تنوع جانوری منحصر به فردی را نسبت به کشورهای همسایه ایجاد نموده است. همچنین این کشور در مسیر پراکنش جانوران بعنوان چهار راهی که دو سوی آن به دنیای قدیم (Palearctic)،یک سوی آن به آفروتروپیکال یا اتیوپی (Ethiopian) و سوی دیگر به اورینتال (Oriental) در علم جغرافیایی جانوری شناخته می شود. ازاینرو گونه های جانوری گوناگونی که برخی نماینده فون جانوری مناطق جغرافیای جانوری ذکر شده و همچنین برخی گونه های بومی (endemic) هستند را می توان در این سرزمین زیبا یافت. گروهی از این جانوران که در ایران با کم لطفی مردم مواجه بوده و هستند دوزیستان می باشند. این گروه از جانوران در طبقه بندی جانوری گروهی مجزا را تشکیل داده که در اصطلاح علم جانورشناسی آنرا رده دوزیستان (Class Amphibia) می نماند. این گروه از رده خزندگان که شامل مارمولک ها، لاک پشت ها و مارها می باشد کاملا جدا می گردد. اغلب دوزیستان فاقد فلس بوده و تنها یک راسته (Order Gymnophiona or Apoda) از آنها به نام دوزیستان بدون دست و پا که ظاهری شبیه مار و یا بهتر است بگوییم شبیه به یک کرم بزرگ را دارند دارای فلس هستند این گونه ها در مناطق استوایی زیست می نمایند. از این راسته در ایران گونه ای وجود ندارد. راسته دیگر راسته دوزیستان دم دار (Order Urodela or Caudata) بوده که در ایران ۷ گونه از این گونه های بسیار زیبا زیست می نمایند و آخرین راسته این خانواده را دوزیستان بدون دم (Order Anura or Salientia) تشکیل داده که شناخته شده ترین گونه ها یعنی فورباغه ها و وزغ ها را شامل می گردد(۱۵ گونه از این راسته در ایران زیست می نماید). در آینده در رابطه با این دو راسته در ایران بیشتر صبحت خواهیم کرد.