چند هفته ای است که من در نمونه برداری هستم در اصل مشغول انجام بخشی های از از پروژه درسی ام و دسترسی به اینترنت ندارم در ضمن تقریبا تا ۵ ماه آینده هم در گیرهستم بنابراین دیر به دیر تارنما را می توانم به روز کنم  و از شما دوستان عذرخواهی می کنم. اما در این فرصت کمی که امروز داشتم تصمیم گرفتم عکس هایی از طبیعت استرالیا البته بیشتر عکس ها مربوط به خزندگان است و همچنین فیلم کوتاهی از مار قهوه ای که یک گونه ی سمی است  را در تارنمایم قرار بدهم.

نام علمی گونه ها را در فرصتی دیگر اضافه می کنم.

 
 
 
 
 

 

 
 
 

در  مطالبی که در آغاز کار وبلاگم در سایت بلاگفا نوشتم به این موضوع پرداخته بودم اما با توجه به تغییرات جدیدی که در رده بندی و نام گذاری این گروه از جانوران انجام شده لازم دیدم یافته های جدید در این زمینه را به مطالب گذشته اضافه نمایم.

همانطور که می دانید استفاده از روش های مولوکولی در رده بندی جانوران جایگاه ویژه ای یافته است. بسیاری از زیرگونه ها و یا گونه های توصیف شده ای که نامشان بعنوان همنام (synonym) طبقه بندی شده بود بعنوان گونه های جدیدی در حال حاضر شناخته می شوند. در زیر گونه های جدیدی که با توجه به چنین مطالعاتی به فهرست دوزیستان ایران اضافه شده اند و نام یا گروهی که پیش از این متعلق به آن بوده اند آورده شده است.

Hyla orientalis در گذشته تنها یک گونه قورباغه درختی در ایران شناخته شده بود Hyla savignyi  اما تحقیقات علمی جدید نشان داده گونه مذکور در شمال غربی ایران یعنی در بخشی از استان گیلان (بخشی از کوه های تالش) زیست می نماید البته باید مطالعات اخیر تنها با تکیه به برخی نمونه های موزه ای و مطالعات مولوکولی انجام شده براین اساس پراکنش این گونه در ایران باید بطور دقیق مورد بررسی قرار گیرد. باید یادآور شوم این گونه در گذشته نژادی از گونه H. arborea بوده که محل نمونه تیپ آن کوه های تاش است اما با کنار گذشتن نژاد در سیستم رده بندی مدرن جانوران این نژاد تنها با نام H. arborea  شناخته می شده است بنابراین پس از مطالعات اخیر تنها به استناد محل اولیه نمونه ها پراکنش انها مشخص شده است. از اینرو انجام مطالعات تکمیلی در خصوص شناسایی جمعیت ها و پراکنش احتمالی آن در ایران ضروری است.

Hyla orientalis  منبع: http://www.hylawerkgroep.be/jeroen/index.php?id=47

 Rana pseudodalmatina  این گونه بعنوان زیر گونه ای از گونه Rana macrocnemis شناخته می شد. براساس مطالعات مشابه گروه پیچده قورباغه های قهوه ای دستخوش تغییرات فراوانی شده است که یکی از آنها تغییر یک زیرگونه بومی (endemic) ایران به گونه شده است که گونه ای بومی به شمار می رود البته براساس همین مطالعات و شاید بهتر است بگوییم کمبود اطلاعات در مورد دوزیستان در ایران هر دو گونه مذکور در فهرست نام دوزیستان ایران قرار دارند.

باید به این نکته توجه نمود که صرف چنین مطالعاتی نمی توان پراکنش یک گونه را آن هم تنها براساس اطلاعات موزه ای که گاها بیش از بیست تا سی سال قدمت دارند مشخص نمود همانطور که پس تغییر رده بندی یک زیرگونه از سمندر های تاجدار (Triturus cristatus karelini) به دو گونه (T. cristatus  and T. karelini) ایران را یکی از زیستگاه های هر دو گونه قلمداد نمودادند اما مطالعات تکمیلی تر نشان داد یکی از این گونه ها (Triturus karelini) در ایران حضور دارد.

برخی از منابع:

M. Veith, J. Kosuch, M. Vences (2003).Climatic oscillations triggered post-Messinian speciation of Western Palearctic brown frogs (Amphibia, Ranidae). Molecular Phylogenetics and Evolution, p.310-327

M. VEITH, J . F. SCHMIDTLER,J. KOSUCH,I. BARAN and A. SEITZ (2003).Palaeoclimatic changes explain Anatolian mountain frog evolution: a test for alternating vicariance and dispersal events. Molecular Ecology 12, p.185-199

Matthias Stöck, Sylvain Dubey, Cornelya Klütsch, Spartak N. Litvinchuk, Ulrich Scheidt and Nicolas Perrin (2008). Mitochondrial and nuclear phylogeny of circum-Mediterranean tree frogs from the Hyla arborea group. Molecular Phylogenetics and Evolution 49, p.1019–۱۰۲۴

 

بهانه ی که این عنوان را برگزیدم مقاله ای در سایت تابناک بود که از طریق یکی از دوستان بدستم رسیده بود (شیری در باغ وحش دزفول از گرسنگی تلف شد). در تمام دنیا امروزه نه تنها باغ وحش ها مرکز درآمد زایی هستند بلکه بعنوان یکی از راهکارهای حفظ گونه های در خطر انقراض اهمیت بسزایی دارند و همچنین در بسیاری از آنها برنامه های زادآوری و یا نگهداری در اسارت به انجام می رسد. آنها در بسیاری از برنامه های حفاظتی نقش موثری ایفا می کنند و در برخی موارد نیز نقش موثری در جلوگیزی از انقراض گونه های در معرض خطر داشته اند اما متاسفانه در ایران این مکان ها در اختیار ارگانی است که هیچ تخصصی در زمینه نگهداری٬ حتی از حیوانات اهلی را نیز ندارد و همچنین تلاشی هم در جهت بهبود کیفیت این مکان ها انجام نمی دهد مگر در مواردی که موجب افزایش بازدید و یا بعبارتی افزایش درآمد گردد. اگر نگاهی به وب سایت های باغ وحش ها در کشور های دیگر بیندازید می بیند حجم عظیمی از تبلیغات شان در ارتباط با آشنایی مردم با برنامه های حفاظتی و اهمیت حفظ و پاسبانی از حیات وحش است و حتی در برخی از آنها از مردم دعوت می شود تا بطور داوطلبانه در برنامه های حفاظتی آنها شرکت نمایند. البته این مسیری طولانی بوده و در گذشته نچندان دور آنها نیز مانند باغ وحش های ایران مکانی صرفان درآمدزا بوده اند و متاسفانه امروزه نیز برخی از آنها نیز در گوشه و کنار دنیا دیده می شوند. اما  در ایران همسو با تخریب هر چه بیشتر محیط زیست که شاهد آن هستیم در باغ وحش ها نه تنها حمایتی از حیوانات که عامل اصلی درآمد نیز هستند نمی شود بلکه راه های چگونگی به بند کشیدن و زجر دادن یک حیوان آموزش داده می شود. باغ وحش هایی با قفس های بسیار کوچکی که محل شکنجه حیوانات هستند و من با چشم خود دیده ام که مردم هم در این شکنجه سهیم بوده با چوب و سنگ و خوراندن دستمال کاغذی به این مخلوقات خدا در جشن شکنجه آنها شریکند.

    اگر شیری از گشنگی بمیرد و یا اگر میمونی و خرسی در اثر خوردن دستمال کاغذی و … و عدم مراقبت صحیح کشته شود باکی نیست چراکه با صرف کمی پول شیر و خرس جدیدی جایگزین می شود و آب هم از آب تکان نمی خورد چند روزی دیگر مردم از دیدن حیوان در عذاب و شکنجه لذت خواهند برد. باید برای ریشه مسئله چاره ای اندیشید٬ اصل مشکل جای دیگری است در جامعه ای که اگر به گربه بی پناهی جای داده شود باید به همسایه و کس و ناکس جواب پس داد٬ در جامعه ای که سگ بخاطر نجس بودن حق زندگی ندارد٬ در جامعه ای که مردمانش سال نو را با رقص مرگ ماهیان قرمز جشن می گیرند٬ در جامعه ای که سازمان حامی طبیعت آن میزبان سیرک است چه انتظاری می توان از باغ وحش داشت؟

   در نظرات وبلاگ یکی از دوستان دیدم شخصی با بی ادبی نویسنده را مخاطب قرار داده بود و از اینکه وی از حقوق حیوانات طرفداری کرده گلایه مند بود!! بهانه اش هم این بود که در ایران انسان ها مشکلات بدتری دارند و شب ها گشنه اند و شما به فکر حیوانات هستید در پاسخ به این دوست باید گفت درجامعه ای که مردمانش پس از بازدید از باغ وحش و باغ پرندگان سنگ و چوب نثار حیوانات دربند می کنند و یا پس از میزبانی طبیعت آشغال ها و آتش نثارش می کنند انتظار دارید در برابر شما که سری سبز و زبانی سرخ دارید چگونه عمل کنند؟؟

   گونه ها در اکوسیستم ها چه می کنند؟ عنوان مقاله ای بود که توجه مرا بخود جلب کرد بخشی از مقاله را در اینجا اورده ام البته توصیه می کنم اصل مقاله را بخوانید.

   برای حدود سه دهه کنکاش در پاردایم ها، دیدگاه ها و مسائل مربوط به اکوسیستم و اکولوژی جمعیت جدای از یکدیگر صورت می گرفت، با اینحال جمعیت و جامعه بخشی از یک اکوسیستم محسوب می شدند. چنانکه Linkes در سال ۱۹۹۲ اکولوژی را اینگونه تعریف نمود؛ اکولوژی مطالعه علمی تاثیر فرآیندها بر پراکنش و فراوانی موجودات، برهمکنش میان هر گروه از موجودات، برهمکنش بین موجودات و جابجایی و جریان انرژی و ماده است. براین اساس و در صورتی که ما بخواهیم به کمک اکولوژی فهم یکپارچه ای از طبیعت بدست آوریم چاره ای جز شکستن سد میان علوم وابسته به جمعیت و اکوسیستم نداریم. حال پرسش اینکه گونه ها در اکوسیستم ها چه انجام می دهند خود تلاشی است در جهت ایجاد ارتباط بین علوم مرتبط با زیست شناسی جمعیت و اکوسیستم. در این مقاله سعی شده به سه جنبه وابسته با مسئله ذکر شده پرداخته شود؛

 ۱) از لحاظ تئوری چه ارتباطاتی ممکن است بین فرآیند های اکوسیستمی و غنای گونه ای در جوامع وجود داشته باشد؟ بطور اولیه، در صورتی که زیست توده یک جامعه به تعداد کم یا زیادی از گونه ها تقسیم شود آیا تاثیری بر عملکرد اکوسیستم دارد؟

۲) در جهت پاسخ به پرسش اصلی نویسنده مقاله یک سلسه آزمایشاتی را انجام داده تا تاثیر حضور یک گونه اضافه شده به اکوسیستم را بررسی نماید.

۳) در دیدگاه سوم اشاره می شود که آزمایشات انجام گرفته اگرچه مهم هستند اما راهی که گونه بر اکوسیستم تاثیر گذار است و چگونه برخی گونه ها موجب تغییر، نگهداری و خلق زیستگاه ها می شوند را نشان نمی دهند. همان چیزی که بعنوان مهندسی اکولوژی شناخته می شود.

بهتر می بینم ادامه مطلب را در اصل مقاله به زبان اصلی بخوانید که بنظر من جالب توجه است.

لینک مقاله در Jstor اینجا 

(در صورت نیاز به مقاله از طریق ایمیل به من اطلاع دهید)

در این مدت دست و دلم به نوشتن نمی رفت اما باید زندگی کرد، امید داشت و در تمامی عرصه های زندگی بجلو حرکت کرد.

 وزغ تورانی Bufo turanensis یا Pseudepidalea turanensis

این وزغ نیز از زیر گروه و یا بهتر است بگوییم متعلق به گروه وزغ های سبز می باشد. همانطور هم که پیشتر گفتم گروه وزغ های سبز از لحاظ علم رده بندی جانوری بسیار پیچده بود و اختلاف نظر های فراوانی روی اعضاء این گونه وجود دارد. دوزیست شناسان بسیاری در دنیار روی این گروه کار می کنند و در سال های اخیر مطالعات وسیع مولوکلوی و کاریوتایپی روی این گروه در پهنه ی دنیای قدیم (پالئارکتیک) صورت گرفته است. نتایج این بررسی ها متاسفانه به پیچیدگی موضوع افزوده چرا که برخی محقیقن معتقدند زیرگونه های این گروه در واقع گونه های جداگانه ای هستند و برخی حتی جنس برخی از اعضا آنرا عوض نموده که پیشتر هم به یک نمونه آن اشاره گردید منظور جنس Pseudepidalea است. اما وزغ تورانی تا چندی پیش به نام وزغ سبز تورانی و زیرگونه ای از وزغ سبز شناخته می شد و سپس بعنوان گونه وزغ تورانی تغییر یافت. لازم بذکر است گونه وزغ سبز نیز در ایران اکنون با نام وزغ رنگارنگ Bufo variabilis شناخته میشود. بحث در این مورد بسیار زیاد بوده و پس از بررسی آخرین گونه از وزغ های ایران و یا بعبارت بهتر آخرین گونه دوزیست ایران سعی می کنم تحلیلی جامع از مقالات اخیر در مورد این گروه پیچیده ارائه دهم.

  اسفانه اطلاعات در مورد وزغ تورانی بسیار ناچیز بوده و محدود به برخی مطالعات اولیه در شناسایی پراکندگی آن و همچنین برخی مطالعات ژنتیکی می شود اما مطالعاتی روی اکولوژی، رفتار و زیست شناسی آن در دست نیست. این گونه در ایران، قزاقستان، تاجیکستان و ازبکستان پراکنش دارد و در ایران تا کنون از شمال غرب فلات مرکزی (تهران و مازندران)، رشته کوه های شمال شرقی البرز یعنی استان گلستان و خراسان شمالی یافت شده است.

دوستان متاسفانه وبلاگ من مدتی باز نمی شد نمی دانم مشکل چه بود!؟

از طرف دیگر ناآرامی های اخیر غمی بزرگ را در دل هر ایرانی غیرتمندی  جدای از مذهب عقیده و سلیقه های سیاسی جای داده. امیدوارم هر چه زودتر به آرامش و آزادی که حق همه ما است دست یابیم و بتوانیم در فضای آزاد با آرامش کامل مشکلات کشور را حل و بسوی ایرانی آزاد آباد و سربلند گام برداریم.

یک مقام دولتی: وضعیت جنگل های کشور بحرانی است
 


وضعیت جنگل های کشور چنان بحرانی است که حتی در فضای تبلیغات اقدامات دولت نیز رییس اداره جنگل کاری اداره کل منابع طبیعی گلستان چاره ای جز ارایه هشدار نسبت به این وضعیت ندارد. به اعتقاد رییس اداره جنگل کاری استان گلستان وضعیت جنگل های بسیار بحرانی است و کاهش سفره های زیرزمینی و برداشت های سالهای اخیر موجب شده جنگل های کشور رو به نابودی حرکت کنند.

علی ناصری به جمهوریت می گوید: برای حفاظت عرصه‌های جنگلی باید موانع و تهدیدهای فراروی برطرف شود و برای صیانت آن همکاری بخشهای مختلف ضرروی است که تا به امروز اتفاق نیفتاده است. حضور دام از جمله عوامل تهدید عرصه‌های جنگلی است که باید رفع شود و حضور دام موجب تخریب و فرسایش خاک می‌شود. به گفته ناصری، برای اینکه جنگل کاریها پتانسیل لازم را داشته باشند باید طرح های حفاظت و صیانت اجرا شود و نهال کاریها با شناخت کامل صورت گیرد.

ناصری می افزاید: پارک ملی گلستان منطقه‌ای است که در آن یک هشتم گونه‌های گیاهی، یک سوم گونه‌های پرندگان و بیش از یک دوم پستانداران کشور را به تنهایی در خود جای داده است.تنوع زیستی پارک ملی گلستان چنان است که آن را در چهارچوب یک کشور و یا در گستره‌ای با حداقل ۵ درجه عرض جغرافیایی می‌توان تصور کرد. اما آنچه همه خوبان دارند، پارک گلستان به تنهایی دارد. گونه‌های گیاهی این گلستان شاخص‌های گونه‌‌های هیرکانی، ایرانی – تورانی،‌ مدیترانه‌ای، اروپا – سیبری و… را توأمان دارد. گونه‌های گیاهی پارک آن قدر وسیع است که شامل گونه‌های باستانی، اندمیک (گونه‌هایی که فقط در مرز جغرافیایی ایران وجود دارند)، اقتصادی، زینتی، دارویی، حفاظتی، در معرض تهدید و… می‌شود. کل، بز، قوچ اوریال، خرس قهوه‌ای، پلنگ، گربه جنگلی، خوک وحشی، قشی از یک طرف و قرقی، عقاب طلایی، جغد، دارکوب و سینه‌سرخ از طرفی دیگر تنها تعدادی از شگفتی‌های این پارک به حساب می‌آیند.

Read the rest of this entry »

همایش ۱۶ خرداد در حمایت از آرمان‌های سبز موسوی

همایش سبز طرفداران محیط زیست در حمایت از موسوی

    شنبه آینده، ۱۶ خرداد ۱۳۸۸، بخشی از طرفداران محیط زیست گرد هم جمع می‌شوند تا از برنامه‌های میرحسین موسوی برای نظارت و پاسداری از اصل ۵۰ قانون اساسی آگاه شوند. تا این لحظه، میرحسین موسوی تنها کاندیدایی است که به تشکیل کارگروه محیط زیست در ستادش اقدام کرده و برنامه‌ای مفصل را در این حوزه با همکاری برخی از نخبگان محیط زیست و منابع طبیعی کشور به رشته‌ی تحریر درآورده است.

ادامه خبر را در تارنمای مهاربیابان زایی ببینید.

 

  اگرچه در این تارنما تا کنون به مطالب علمی آن هم در زیمنه محیط زیست پرداخته ام اما همچون هر ایرانی دیگری وظیفه خودم می دانم تا در این مقطع حساس یعنی دهمین انتخابات ریاست جمهوری مطلبی را در تارنمایم به انتخابات اختصاص دهم. برخی از دوستان سبز اندیش -نه سبز از نوع سیاسی این روز ها- در تارنما های سبز خود به نکته ظریفی اشاره کرده اند که شاید بتوان گفت پیش از این در دوره های انتخاباتی گذاشته چندان مورد توجه نبوده است یعنی مسئله محیط زیست و جایگاه آن از دیدگاه کاندیدا های ریاست جمهوری البته در این دوره هم من در گشت و گذار های اینترنتی مطالب چندانی را که بیان کننده دیدگاه های کاندیدا های ریاست جمهوری در این خصوص باشد پیدا نکردم. با توجه به مشکلات اقتصادی و گرایش های خاص سیاسی کنونی بیشترین مباحث در دسترس نیز به چنین زمینه هایی اختصاص یافته  باید گفت با توجه به تجربه ۴ ساله گذشته نمی توان نسبت به این مسئله همچنان بی تفاوت بود و لازم است دوستان سبزاندیش دست در دست یکدیگر خواهان ارائه نظر شفاف کاندیدا ها در این خصوص نیز باشند.

  در سال های اخیر دیدیم که سهل انگاری و عدم دانش کافی از محیط زیست چه خساراتی را به منابع طبیعی و ثروت های ملی کشورمان وارد کرده است دیدم که پریشان چگونه در آتش جهل سوخت، شاهکو محلی ها رفتند، چه برسر تالاب انزلی می آیدو مواردی بسیار را که در وبلاگ دیده بان محیط زیست می توانید ببینید و دیدیم که دم از هر ایرانی سبز اندیش برآمد و اما دریغ از یک آه سازمان محیط زیست. گرچه نمی توان گفت در سال های گذشته یعنی در دوره های آقای رفسنجانی و یا آقای خاتمی عملکرد سازمان محیط زیست بی عیب و نقص بوده اما به حق و انصاف مسیر حرکت مشخص و روبه پیشرفت بود و در کنار برخی کاستی ها می شد دورنمایی سبز را یافت که متاسفانه در سال های اخیر جای خود را به دورنمایی تیره و تار و مبهم داده است.

    وضعیت طبیعت  ایران را باید به درختی تنومند تشبیه کرد که قاتلان در پی قتل آن هر روز ضربه ای را بر پیکرش می نشانند و شب خود را به امید ضربه ای کاری تر به صبح می رسانند.

   چندان زمانی به دهمین دوره انتخابات نمانده است گرچه مسائل اقتصادی و سیاسی نقش مهمی در انتخاب کاندیداها دارد اما نباید فراموش کرد که  توجه به نگرش کاندیدهای ریاست جمهوری به محیط زیست و توسعه ی پایدار در کنار بهبود و حفظ طبیعت بکر و زیبای ایران می تواند موجب رونق اقتصادی نیز باشد چراکه اعتقاد به توسعه ی پایدار مستلزم برنامه ریزی و هدفمندی است و چنین رویکردی بی شک بر سیاست های کلان کشور تاثیری شگرف خواهد داشت که نتایج آن را حتی در خروج ایران از گرداب نابسامانی ها و بی انظباطی های اقتصادی و سیاسی نیز شاهد خواهیم بود.

   دوستان مهم این نیست که کاندیدای مورد نظر من یا شما منتخب نهایی باشد مهم آن است دولتمردان که در این مقطع زمانی گوش های شنوایی می یابند حرف ما را نیز بشنوند. 

به امید ایرانی سبز

 

   توجه به مسئله ناپدید شدن بسیاری از گونه های جانوری و گیاهی در نتیجه فعالیت های انسانی بتدریج دانشمندان را به سوی شاخه ی جدیدی از علم راهنمایی کرد که با عنوان حفاظت محیط زیست اکنون شناخته می شود. امکان تخمین واقعی نرخ انقراض کار دشوار و شاید تا حدودی نا ممکن باشد اما یک از تخمین های پیشنهاد شده عنوان می کند که چیزی در حدود ۴/۱ گونه های جاندار در ۵۰ سال آینده منقرض خواهند شد (Ehrlich & Wilson 1991). می توان گفت هدف اولیه این علم کاهش میزان انقراض موجودات زنده می باشد.

زرده بر (Vormela peregusna) گونه ای آسیب پذیر در فهرست سرخ IUCN

منبع عکس: www.biolib.cz/cz/taxonimage/id10436

در بسیاری از تئوری های حفاظت از محیط زیست یکی از مهم ترین عوامل انقراض گونه ها را داشتن جمعیت های کوچک می دانند. چراکه جمعیت های کوچک در مقابل مسائلی چون فرآیند های تصادفی ژنتیک، زادآوری و مرگ و میر و محیط زیستی بسیار حساس و آسیب پذیر هستند. همانطور که می دانید فرآیند های تصادفی وابستگی بالایی به شانس دارند و اگرچه  فرآیندهای نام برده شده همیشه به یکدیگر وابسته نیستند اما این امکان را باید در نظر گرفت چنین رخ دادهای در کنار یکدیگر می توانند عاملی مهم در به خطر انداختن بقای یک گونه و یا جمعیت نقش مهمی ایفا کنند.

الگوهای نظری (paradigms) حفاظت محیط زیست Graeme James Caughley

وی که یک محقق اکولوژی جمعیت ها و حفاظت محیط زیست با رویکرد ریاضی است در سال ۱۹۹۴ دو الگوی نظری را در تئوری حفاظت محیط زیست مطرح کرد:

-الگوی نظری جمعیت های کوچک

-الگوی نظری کاهش جمعیت

Read the rest of this entry »

بایگانی


Free web hostingWeb hosting