در مطالب گذشته خلاصه ای از اطلاعات موجود از هر گونه دوزیستان ایران ارایه شده است در این نوشته و چند نوشته آینده به بررسی مشکلات و رده بندی جدید وزغ های جنس Bufo خواهیم پرداخت. این جنس بیشترین گونه های دوزیستان ایران را تشکیل می دهد و یکی از بزرگترین جنس های دوزیستان از لحاظ تعداد گونه است. از اینرو و با توجه به تعداد بالای گونه در این جنس مشکلات فراوانی در بحث رده بندی و شناسایی گونه های این جنس وجود دارد و متاسفانه در ایران بدلیل عدم مطالعات سیستماتیک و هدف دار شناسایی و طبقه بندی  گونه های این جنس همواره سوال برانگیز بوده است.

از سویی دیگر یکی از عواملی که مطالعه روی این جنس را پر اهمیت می نماید نقش آنها در کنترل حشرات و حتی جوندگان کوچک است  که گاهان مشکلات فراوانی را  ایجاد می نمایند. بنابراین شناخت این گونه ها ما را در مدیریت درست منابع و استفاده از گونه های بومی در کنترل جمعیت حشرات و جوندگان یاری خواهد کرد.

بطور خلاصه براساس وب سایت دوزیستان دانشگاه برکلی هفت گونه وزغ در ایران زیست می کنند البته گونه هشتم را نیز باید به این فهرست اضافه کرد که با توجه به کمبود اطلاعات از این فهرست حذف شده است. چندین نمونه از گونه هفتم با نام وزغ معمولی در موزه جانورشناسی دانشگاه گرگان وجود دارد و بنده نیز چندین نمونه از آنها را یافته ام. مطالعات مولکولی و تکمیلی اخیر نمونه های ایرانی را  وزغ تالشی شناسایی نموده اند.

یکی دیگر از گونه ها که بحث های فراوانی در مورد آن صورت گرفته و در کتاب دوزیستان ایران با نام وزغ کویری شناخته شده است نیز در این فهرست وجود ندارد که در بحث آینده در مورد چرایی آن صحبت خواهیم کرد.

بطور خلاصه باید گفت وزغ لرستانی (Bufo oblongus)، وزغ خراسانی (Bufo luristanicus)،بی گوش (Bufo surdus)، مرمری (Bufo stomaticus)، تورانی (Bufo turanensis)، بلوچی (Bufo olivaceus) و رنگارنگ (Bufo variabilis) در فهرست گونه های ایرانی وزغ ها قرار دارند که وزغ تالشی (Bufo eichwaldi) را نیز باید به این گروه اضافه نمود.

در نوشته های بعدی در مورد پراکنش کنونی، رده بندی وزغ های ایران و نظرات متخصصین وزغ ها در پالئارکتیک صحبت خواهم نمود.

سال نو مبارک و امیدوارم سالی خوش و موفق در پیش رو داشته باشید.

این مطلب را اینجا گذاشتم تا بگم مراقب باشیم همیشه پند دهندگان و همدردی کنندگان عاشق چشم و ابروی ما نیستند!

روزی ابومسلم خراسانی با سپاه خویش از کنار روستای بسیار سبز و زیبا می گذشت جمعی از مردم آن روستا تقاضای دیدار با او را داشتند یکی از آنها را اجازه دادند تا نزد سردار ایرانی بیاید او گفت ما مردان روستا از شما می خواهیم ثروت روستا را بین ما تقسیم کنید و ادامه داد باغ بزرگی در کنار روستا است که اگر تقسیم اش کنید هر کدام از ما صاحب باغ کوچکی می شویم و همیشه دعاگوی شما خواهیم بود . سردار پرسید اگر صاحب باغ هستید پس چرا به پیش من آمده اید ؟! بروید و بین خویش تقسیم اش کنید .
مرد گفت : در حال حاضر باغ از آن ما نیست اما ما آن را سبز کردیم ابومسلم متعجب شد و پرسید : داستان این باغ چیست از آغازش برایم بگویید.
آن مرد گفت مردم روستای ما ۱۵ سال پیش تنها چند باغ کوچک داشتند تا اینکه مرد مسافری شبی در روستای ما میهمان شد و فردای آن ، مسافر  بخشی از زمینهای اطراف روستا را از مردم روستا خرید و بخشی از مردان و زنان روستا را به کار گرفت تا باغ سبز شد . سردار پرسید در این مدت مزد کارگر و سهم زحمت مردم روستا را پرداخته است و روستایی گفت آری پرداخته اما ریشه او از روستای ما نیست و مردم روستا می گویند چرا او  دارایی بیشتری نسبت به ما دارد؟ و باغی مصفا در اختیار داشته باشد و ما نداشته باشیم ؟!
سردار گفت شما دستمزد خویش را گرفته اید و او هم برای آبادی روستای شما زحمت کشیده است پس چطور امروز این قدر پر ادعا و نالان شده اید روستایی گفت دانشمند پرهیزگاری چند روزی است میهمان ما شده او گفت درست نیست که کسی بیشتر و فزون تر از دیگری داشته باشد و اینکه آن مرد باغدار هم  از زحمت شما روستاییان باغدار شده و باید بین شما تقسیم اش کند .
ابومسلم پرسید این مردک عالم این چند روزی که میهمان روستا بوده پولی هم به شما پرداخته روستایی گفت ما با کمال مهربانی از او پذیرایی کرده ایم و به او پول هم داده ایم چون حرفهایش دلنشین است .
سردار دستور داد آن شیاد عالم را بیاورند و در مقابل چشم مردم روستا به فلک بستن اش .
شیاد به زاری و التماس افتاده و از بابت نیرنگ و دسیسه خویش طلب بخشش و عفو می نمود . آنقدر او را فلک نمودند که از پاهایش خون می چکید سوار بر خرش کرده و از روستا دورش نمودند .
مردم روستا بر خود می لرزیدند ابومسلم رو به آنها کرده و گفت : شما مردم بیچاره ایی هستید ! کسی که ثروتش را به پای روستای شما ریخته برایتان کار و زندگی به وجود آورده را پست جلوه می دهید و می گویید در داشته های او سهیم هستید و کسی را که در پی شیادی به اینجا آمده و از دسترنج شما شکم خویش را سیر می کند عزیز می دارید چون از مال دیگری به شما می بخشد ! هر کس با ثروتش جایی را آباد کند و با اینکار زندگی خویش و دیگران را پر روزی کند گرامی است و باید پاس اش داشت .

منبع:http://yasamin-atashi.blogspot.com/2009/11/blog-post_7926.html

چند هفته ای است که من در نمونه برداری هستم در اصل مشغول انجام بخشی های از از پروژه درسی ام و دسترسی به اینترنت ندارم در ضمن تقریبا تا ۵ ماه آینده هم در گیرهستم بنابراین دیر به دیر تارنما را می توانم به روز کنم  و از شما دوستان عذرخواهی می کنم. اما در این فرصت کمی که امروز داشتم تصمیم گرفتم عکس هایی از طبیعت استرالیا البته بیشتر عکس ها مربوط به خزندگان است و همچنین فیلم کوتاهی از مار قهوه ای که یک گونه ی سمی است  را در تارنمایم قرار بدهم.

نام علمی گونه ها را در فرصتی دیگر اضافه می کنم.

 
 
 
 
 

 

 
 
 

در  مطالبی که در آغاز کار وبلاگم در سایت بلاگفا نوشتم به این موضوع پرداخته بودم اما با توجه به تغییرات جدیدی که در رده بندی و نام گذاری این گروه از جانوران انجام شده لازم دیدم یافته های جدید در این زمینه را به مطالب گذشته اضافه نمایم.

همانطور که می دانید استفاده از روش های مولوکولی در رده بندی جانوران جایگاه ویژه ای یافته است. بسیاری از زیرگونه ها و یا گونه های توصیف شده ای که نامشان بعنوان همنام (synonym) طبقه بندی شده بود بعنوان گونه های جدیدی در حال حاضر شناخته می شوند. در زیر گونه های جدیدی که با توجه به چنین مطالعاتی به فهرست دوزیستان ایران اضافه شده اند و نام یا گروهی که پیش از این متعلق به آن بوده اند آورده شده است.

Hyla orientalis در گذشته تنها یک گونه قورباغه درختی در ایران شناخته شده بود Hyla savignyi  اما تحقیقات علمی جدید نشان داده گونه مذکور در شمال غربی ایران یعنی در بخشی از استان گیلان (بخشی از کوه های تالش) زیست می نماید البته باید مطالعات اخیر تنها با تکیه به برخی نمونه های موزه ای و مطالعات مولوکولی انجام شده براین اساس پراکنش این گونه در ایران باید بطور دقیق مورد بررسی قرار گیرد. باید یادآور شوم این گونه در گذشته نژادی از گونه H. arborea بوده که محل نمونه تیپ آن کوه های تاش است اما با کنار گذشتن نژاد در سیستم رده بندی مدرن جانوران این نژاد تنها با نام H. arborea  شناخته می شده است بنابراین پس از مطالعات اخیر تنها به استناد محل اولیه نمونه ها پراکنش انها مشخص شده است. از اینرو انجام مطالعات تکمیلی در خصوص شناسایی جمعیت ها و پراکنش احتمالی آن در ایران ضروری است.

Hyla orientalis  منبع: http://www.hylawerkgroep.be/jeroen/index.php?id=47

 Rana pseudodalmatina  این گونه بعنوان زیر گونه ای از گونه Rana macrocnemis شناخته می شد. براساس مطالعات مشابه گروه پیچده قورباغه های قهوه ای دستخوش تغییرات فراوانی شده است که یکی از آنها تغییر یک زیرگونه بومی (endemic) ایران به گونه شده است که گونه ای بومی به شمار می رود البته براساس همین مطالعات و شاید بهتر است بگوییم کمبود اطلاعات در مورد دوزیستان در ایران هر دو گونه مذکور در فهرست نام دوزیستان ایران قرار دارند.

باید به این نکته توجه نمود که صرف چنین مطالعاتی نمی توان پراکنش یک گونه را آن هم تنها براساس اطلاعات موزه ای که گاها بیش از بیست تا سی سال قدمت دارند مشخص نمود همانطور که پس تغییر رده بندی یک زیرگونه از سمندر های تاجدار (Triturus cristatus karelini) به دو گونه (T. cristatus  and T. karelini) ایران را یکی از زیستگاه های هر دو گونه قلمداد نمودادند اما مطالعات تکمیلی تر نشان داد یکی از این گونه ها (Triturus karelini) در ایران حضور دارد.

برخی از منابع:

M. Veith, J. Kosuch, M. Vences (2003).Climatic oscillations triggered post-Messinian speciation of Western Palearctic brown frogs (Amphibia, Ranidae). Molecular Phylogenetics and Evolution, p.310-327

M. VEITH, J . F. SCHMIDTLER,J. KOSUCH,I. BARAN and A. SEITZ (2003).Palaeoclimatic changes explain Anatolian mountain frog evolution: a test for alternating vicariance and dispersal events. Molecular Ecology 12, p.185-199

Matthias Stöck, Sylvain Dubey, Cornelya Klütsch, Spartak N. Litvinchuk, Ulrich Scheidt and Nicolas Perrin (2008). Mitochondrial and nuclear phylogeny of circum-Mediterranean tree frogs from the Hyla arborea group. Molecular Phylogenetics and Evolution 49, p.1019–۱۰۲۴

 

بهانه ی که این عنوان را برگزیدم مقاله ای در سایت تابناک بود که از طریق یکی از دوستان بدستم رسیده بود (شیری در باغ وحش دزفول از گرسنگی تلف شد). در تمام دنیا امروزه نه تنها باغ وحش ها مرکز درآمد زایی هستند بلکه بعنوان یکی از راهکارهای حفظ گونه های در خطر انقراض اهمیت بسزایی دارند و همچنین در بسیاری از آنها برنامه های زادآوری و یا نگهداری در اسارت به انجام می رسد. آنها در بسیاری از برنامه های حفاظتی نقش موثری ایفا می کنند و در برخی موارد نیز نقش موثری در جلوگیزی از انقراض گونه های در معرض خطر داشته اند اما متاسفانه در ایران این مکان ها در اختیار ارگانی است که هیچ تخصصی در زمینه نگهداری٬ حتی از حیوانات اهلی را نیز ندارد و همچنین تلاشی هم در جهت بهبود کیفیت این مکان ها انجام نمی دهد مگر در مواردی که موجب افزایش بازدید و یا بعبارتی افزایش درآمد گردد. اگر نگاهی به وب سایت های باغ وحش ها در کشور های دیگر بیندازید می بیند حجم عظیمی از تبلیغات شان در ارتباط با آشنایی مردم با برنامه های حفاظتی و اهمیت حفظ و پاسبانی از حیات وحش است و حتی در برخی از آنها از مردم دعوت می شود تا بطور داوطلبانه در برنامه های حفاظتی آنها شرکت نمایند. البته این مسیری طولانی بوده و در گذشته نچندان دور آنها نیز مانند باغ وحش های ایران مکانی صرفان درآمدزا بوده اند و متاسفانه امروزه نیز برخی از آنها نیز در گوشه و کنار دنیا دیده می شوند. اما  در ایران همسو با تخریب هر چه بیشتر محیط زیست که شاهد آن هستیم در باغ وحش ها نه تنها حمایتی از حیوانات که عامل اصلی درآمد نیز هستند نمی شود بلکه راه های چگونگی به بند کشیدن و زجر دادن یک حیوان آموزش داده می شود. باغ وحش هایی با قفس های بسیار کوچکی که محل شکنجه حیوانات هستند و من با چشم خود دیده ام که مردم هم در این شکنجه سهیم بوده با چوب و سنگ و خوراندن دستمال کاغذی به این مخلوقات خدا در جشن شکنجه آنها شریکند.

    اگر شیری از گشنگی بمیرد و یا اگر میمونی و خرسی در اثر خوردن دستمال کاغذی و … و عدم مراقبت صحیح کشته شود باکی نیست چراکه با صرف کمی پول شیر و خرس جدیدی جایگزین می شود و آب هم از آب تکان نمی خورد چند روزی دیگر مردم از دیدن حیوان در عذاب و شکنجه لذت خواهند برد. باید برای ریشه مسئله چاره ای اندیشید٬ اصل مشکل جای دیگری است در جامعه ای که اگر به گربه بی پناهی جای داده شود باید به همسایه و کس و ناکس جواب پس داد٬ در جامعه ای که سگ بخاطر نجس بودن حق زندگی ندارد٬ در جامعه ای که مردمانش سال نو را با رقص مرگ ماهیان قرمز جشن می گیرند٬ در جامعه ای که سازمان حامی طبیعت آن میزبان سیرک است چه انتظاری می توان از باغ وحش داشت؟

   در نظرات وبلاگ یکی از دوستان دیدم شخصی با بی ادبی نویسنده را مخاطب قرار داده بود و از اینکه وی از حقوق حیوانات طرفداری کرده گلایه مند بود!! بهانه اش هم این بود که در ایران انسان ها مشکلات بدتری دارند و شب ها گشنه اند و شما به فکر حیوانات هستید در پاسخ به این دوست باید گفت درجامعه ای که مردمانش پس از بازدید از باغ وحش و باغ پرندگان سنگ و چوب نثار حیوانات دربند می کنند و یا پس از میزبانی طبیعت آشغال ها و آتش نثارش می کنند انتظار دارید در برابر شما که سری سبز و زبانی سرخ دارید چگونه عمل کنند؟؟

   گونه ها در اکوسیستم ها چه می کنند؟ عنوان مقاله ای بود که توجه مرا بخود جلب کرد بخشی از مقاله را در اینجا اورده ام البته توصیه می کنم اصل مقاله را بخوانید.

   برای حدود سه دهه کنکاش در پاردایم ها، دیدگاه ها و مسائل مربوط به اکوسیستم و اکولوژی جمعیت جدای از یکدیگر صورت می گرفت، با اینحال جمعیت و جامعه بخشی از یک اکوسیستم محسوب می شدند. چنانکه Linkes در سال ۱۹۹۲ اکولوژی را اینگونه تعریف نمود؛ اکولوژی مطالعه علمی تاثیر فرآیندها بر پراکنش و فراوانی موجودات، برهمکنش میان هر گروه از موجودات، برهمکنش بین موجودات و جابجایی و جریان انرژی و ماده است. براین اساس و در صورتی که ما بخواهیم به کمک اکولوژی فهم یکپارچه ای از طبیعت بدست آوریم چاره ای جز شکستن سد میان علوم وابسته به جمعیت و اکوسیستم نداریم. حال پرسش اینکه گونه ها در اکوسیستم ها چه انجام می دهند خود تلاشی است در جهت ایجاد ارتباط بین علوم مرتبط با زیست شناسی جمعیت و اکوسیستم. در این مقاله سعی شده به سه جنبه وابسته با مسئله ذکر شده پرداخته شود؛

 ۱) از لحاظ تئوری چه ارتباطاتی ممکن است بین فرآیند های اکوسیستمی و غنای گونه ای در جوامع وجود داشته باشد؟ بطور اولیه، در صورتی که زیست توده یک جامعه به تعداد کم یا زیادی از گونه ها تقسیم شود آیا تاثیری بر عملکرد اکوسیستم دارد؟

۲) در جهت پاسخ به پرسش اصلی نویسنده مقاله یک سلسه آزمایشاتی را انجام داده تا تاثیر حضور یک گونه اضافه شده به اکوسیستم را بررسی نماید.

۳) در دیدگاه سوم اشاره می شود که آزمایشات انجام گرفته اگرچه مهم هستند اما راهی که گونه بر اکوسیستم تاثیر گذار است و چگونه برخی گونه ها موجب تغییر، نگهداری و خلق زیستگاه ها می شوند را نشان نمی دهند. همان چیزی که بعنوان مهندسی اکولوژی شناخته می شود.

بهتر می بینم ادامه مطلب را در اصل مقاله به زبان اصلی بخوانید که بنظر من جالب توجه است.

لینک مقاله در Jstor اینجا 

(در صورت نیاز به مقاله از طریق ایمیل به من اطلاع دهید)

در این مدت دست و دلم به نوشتن نمی رفت اما باید زندگی کرد، امید داشت و در تمامی عرصه های زندگی بجلو حرکت کرد.

 وزغ تورانی Bufo turanensis یا Pseudepidalea turanensis

این وزغ نیز از زیر گروه و یا بهتر است بگوییم متعلق به گروه وزغ های سبز می باشد. همانطور هم که پیشتر گفتم گروه وزغ های سبز از لحاظ علم رده بندی جانوری بسیار پیچده بود و اختلاف نظر های فراوانی روی اعضاء این گونه وجود دارد. دوزیست شناسان بسیاری در دنیار روی این گروه کار می کنند و در سال های اخیر مطالعات وسیع مولوکلوی و کاریوتایپی روی این گروه در پهنه ی دنیای قدیم (پالئارکتیک) صورت گرفته است. نتایج این بررسی ها متاسفانه به پیچیدگی موضوع افزوده چرا که برخی محقیقن معتقدند زیرگونه های این گروه در واقع گونه های جداگانه ای هستند و برخی حتی جنس برخی از اعضا آنرا عوض نموده که پیشتر هم به یک نمونه آن اشاره گردید منظور جنس Pseudepidalea است. اما وزغ تورانی تا چندی پیش به نام وزغ سبز تورانی و زیرگونه ای از وزغ سبز شناخته می شد و سپس بعنوان گونه وزغ تورانی تغییر یافت. لازم بذکر است گونه وزغ سبز نیز در ایران اکنون با نام وزغ رنگارنگ Bufo variabilis شناخته میشود. بحث در این مورد بسیار زیاد بوده و پس از بررسی آخرین گونه از وزغ های ایران و یا بعبارت بهتر آخرین گونه دوزیست ایران سعی می کنم تحلیلی جامع از مقالات اخیر در مورد این گروه پیچیده ارائه دهم.

  اسفانه اطلاعات در مورد وزغ تورانی بسیار ناچیز بوده و محدود به برخی مطالعات اولیه در شناسایی پراکندگی آن و همچنین برخی مطالعات ژنتیکی می شود اما مطالعاتی روی اکولوژی، رفتار و زیست شناسی آن در دست نیست. این گونه در ایران، قزاقستان، تاجیکستان و ازبکستان پراکنش دارد و در ایران تا کنون از شمال غرب فلات مرکزی (تهران و مازندران)، رشته کوه های شمال شرقی البرز یعنی استان گلستان و خراسان شمالی یافت شده است.

دوستان متاسفانه وبلاگ من مدتی باز نمی شد نمی دانم مشکل چه بود!؟

از طرف دیگر ناآرامی های اخیر غمی بزرگ را در دل هر ایرانی غیرتمندی  جدای از مذهب عقیده و سلیقه های سیاسی جای داده. امیدوارم هر چه زودتر به آرامش و آزادی که حق همه ما است دست یابیم و بتوانیم در فضای آزاد با آرامش کامل مشکلات کشور را حل و بسوی ایرانی آزاد آباد و سربلند گام برداریم.

یک مقام دولتی: وضعیت جنگل های کشور بحرانی است
 


وضعیت جنگل های کشور چنان بحرانی است که حتی در فضای تبلیغات اقدامات دولت نیز رییس اداره جنگل کاری اداره کل منابع طبیعی گلستان چاره ای جز ارایه هشدار نسبت به این وضعیت ندارد. به اعتقاد رییس اداره جنگل کاری استان گلستان وضعیت جنگل های بسیار بحرانی است و کاهش سفره های زیرزمینی و برداشت های سالهای اخیر موجب شده جنگل های کشور رو به نابودی حرکت کنند.

علی ناصری به جمهوریت می گوید: برای حفاظت عرصه‌های جنگلی باید موانع و تهدیدهای فراروی برطرف شود و برای صیانت آن همکاری بخشهای مختلف ضرروی است که تا به امروز اتفاق نیفتاده است. حضور دام از جمله عوامل تهدید عرصه‌های جنگلی است که باید رفع شود و حضور دام موجب تخریب و فرسایش خاک می‌شود. به گفته ناصری، برای اینکه جنگل کاریها پتانسیل لازم را داشته باشند باید طرح های حفاظت و صیانت اجرا شود و نهال کاریها با شناخت کامل صورت گیرد.

ناصری می افزاید: پارک ملی گلستان منطقه‌ای است که در آن یک هشتم گونه‌های گیاهی، یک سوم گونه‌های پرندگان و بیش از یک دوم پستانداران کشور را به تنهایی در خود جای داده است.تنوع زیستی پارک ملی گلستان چنان است که آن را در چهارچوب یک کشور و یا در گستره‌ای با حداقل ۵ درجه عرض جغرافیایی می‌توان تصور کرد. اما آنچه همه خوبان دارند، پارک گلستان به تنهایی دارد. گونه‌های گیاهی این گلستان شاخص‌های گونه‌‌های هیرکانی، ایرانی – تورانی،‌ مدیترانه‌ای، اروپا – سیبری و… را توأمان دارد. گونه‌های گیاهی پارک آن قدر وسیع است که شامل گونه‌های باستانی، اندمیک (گونه‌هایی که فقط در مرز جغرافیایی ایران وجود دارند)، اقتصادی، زینتی، دارویی، حفاظتی، در معرض تهدید و… می‌شود. کل، بز، قوچ اوریال، خرس قهوه‌ای، پلنگ، گربه جنگلی، خوک وحشی، قشی از یک طرف و قرقی، عقاب طلایی، جغد، دارکوب و سینه‌سرخ از طرفی دیگر تنها تعدادی از شگفتی‌های این پارک به حساب می‌آیند.

Read the rest of this entry »

همایش ۱۶ خرداد در حمایت از آرمان‌های سبز موسوی

همایش سبز طرفداران محیط زیست در حمایت از موسوی

    شنبه آینده، ۱۶ خرداد ۱۳۸۸، بخشی از طرفداران محیط زیست گرد هم جمع می‌شوند تا از برنامه‌های میرحسین موسوی برای نظارت و پاسداری از اصل ۵۰ قانون اساسی آگاه شوند. تا این لحظه، میرحسین موسوی تنها کاندیدایی است که به تشکیل کارگروه محیط زیست در ستادش اقدام کرده و برنامه‌ای مفصل را در این حوزه با همکاری برخی از نخبگان محیط زیست و منابع طبیعی کشور به رشته‌ی تحریر درآورده است.

ادامه خبر را در تارنمای مهاربیابان زایی ببینید.

 

  اگرچه در این تارنما تا کنون به مطالب علمی آن هم در زیمنه محیط زیست پرداخته ام اما همچون هر ایرانی دیگری وظیفه خودم می دانم تا در این مقطع حساس یعنی دهمین انتخابات ریاست جمهوری مطلبی را در تارنمایم به انتخابات اختصاص دهم. برخی از دوستان سبز اندیش -نه سبز از نوع سیاسی این روز ها- در تارنما های سبز خود به نکته ظریفی اشاره کرده اند که شاید بتوان گفت پیش از این در دوره های انتخاباتی گذاشته چندان مورد توجه نبوده است یعنی مسئله محیط زیست و جایگاه آن از دیدگاه کاندیدا های ریاست جمهوری البته در این دوره هم من در گشت و گذار های اینترنتی مطالب چندانی را که بیان کننده دیدگاه های کاندیدا های ریاست جمهوری در این خصوص باشد پیدا نکردم. با توجه به مشکلات اقتصادی و گرایش های خاص سیاسی کنونی بیشترین مباحث در دسترس نیز به چنین زمینه هایی اختصاص یافته  باید گفت با توجه به تجربه ۴ ساله گذشته نمی توان نسبت به این مسئله همچنان بی تفاوت بود و لازم است دوستان سبزاندیش دست در دست یکدیگر خواهان ارائه نظر شفاف کاندیدا ها در این خصوص نیز باشند.

  در سال های اخیر دیدیم که سهل انگاری و عدم دانش کافی از محیط زیست چه خساراتی را به منابع طبیعی و ثروت های ملی کشورمان وارد کرده است دیدم که پریشان چگونه در آتش جهل سوخت، شاهکو محلی ها رفتند، چه برسر تالاب انزلی می آیدو مواردی بسیار را که در وبلاگ دیده بان محیط زیست می توانید ببینید و دیدیم که دم از هر ایرانی سبز اندیش برآمد و اما دریغ از یک آه سازمان محیط زیست. گرچه نمی توان گفت در سال های گذشته یعنی در دوره های آقای رفسنجانی و یا آقای خاتمی عملکرد سازمان محیط زیست بی عیب و نقص بوده اما به حق و انصاف مسیر حرکت مشخص و روبه پیشرفت بود و در کنار برخی کاستی ها می شد دورنمایی سبز را یافت که متاسفانه در سال های اخیر جای خود را به دورنمایی تیره و تار و مبهم داده است.

    وضعیت طبیعت  ایران را باید به درختی تنومند تشبیه کرد که قاتلان در پی قتل آن هر روز ضربه ای را بر پیکرش می نشانند و شب خود را به امید ضربه ای کاری تر به صبح می رسانند.

   چندان زمانی به دهمین دوره انتخابات نمانده است گرچه مسائل اقتصادی و سیاسی نقش مهمی در انتخاب کاندیداها دارد اما نباید فراموش کرد که  توجه به نگرش کاندیدهای ریاست جمهوری به محیط زیست و توسعه ی پایدار در کنار بهبود و حفظ طبیعت بکر و زیبای ایران می تواند موجب رونق اقتصادی نیز باشد چراکه اعتقاد به توسعه ی پایدار مستلزم برنامه ریزی و هدفمندی است و چنین رویکردی بی شک بر سیاست های کلان کشور تاثیری شگرف خواهد داشت که نتایج آن را حتی در خروج ایران از گرداب نابسامانی ها و بی انظباطی های اقتصادی و سیاسی نیز شاهد خواهیم بود.

   دوستان مهم این نیست که کاندیدای مورد نظر من یا شما منتخب نهایی باشد مهم آن است دولتمردان که در این مقطع زمانی گوش های شنوایی می یابند حرف ما را نیز بشنوند. 

به امید ایرانی سبز

 

   توجه به مسئله ناپدید شدن بسیاری از گونه های جانوری و گیاهی در نتیجه فعالیت های انسانی بتدریج دانشمندان را به سوی شاخه ی جدیدی از علم راهنمایی کرد که با عنوان حفاظت محیط زیست اکنون شناخته می شود. امکان تخمین واقعی نرخ انقراض کار دشوار و شاید تا حدودی نا ممکن باشد اما یک از تخمین های پیشنهاد شده عنوان می کند که چیزی در حدود ۴/۱ گونه های جاندار در ۵۰ سال آینده منقرض خواهند شد (Ehrlich & Wilson 1991). می توان گفت هدف اولیه این علم کاهش میزان انقراض موجودات زنده می باشد.

زرده بر (Vormela peregusna) گونه ای آسیب پذیر در فهرست سرخ IUCN

منبع عکس: www.biolib.cz/cz/taxonimage/id10436

در بسیاری از تئوری های حفاظت از محیط زیست یکی از مهم ترین عوامل انقراض گونه ها را داشتن جمعیت های کوچک می دانند. چراکه جمعیت های کوچک در مقابل مسائلی چون فرآیند های تصادفی ژنتیک، زادآوری و مرگ و میر و محیط زیستی بسیار حساس و آسیب پذیر هستند. همانطور که می دانید فرآیند های تصادفی وابستگی بالایی به شانس دارند و اگرچه  فرآیندهای نام برده شده همیشه به یکدیگر وابسته نیستند اما این امکان را باید در نظر گرفت چنین رخ دادهای در کنار یکدیگر می توانند عاملی مهم در به خطر انداختن بقای یک گونه و یا جمعیت نقش مهمی ایفا کنند.

الگوهای نظری (paradigms) حفاظت محیط زیست Graeme James Caughley

وی که یک محقق اکولوژی جمعیت ها و حفاظت محیط زیست با رویکرد ریاضی است در سال ۱۹۹۴ دو الگوی نظری را در تئوری حفاظت محیط زیست مطرح کرد:

-الگوی نظری جمعیت های کوچک

-الگوی نظری کاهش جمعیت

Read the rest of this entry »

وزغ مرمری یا ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌Bufo stomaticus

این گونه یکی دیگر از وزغ های ایران بوده که تا کنون از استان های سیستان و بلوچستان و خراسان (الان نمی دانم کدام یکی از استان های جدید را شامل می شود اما فکر می کنم در هر سه استان جدید مشتق شده از خراسان بخصوص خراسان رضوی و خراسان جنوبی باید پراکنش داشته باشد). اما بطور کلی گونه ای است که در برخی از نواحی اورینتال (اورینتال یکی از تقسیمات جغرافیایی جانوری است) پراکنش داشته و در کشورهای هند، پاکستان و افغانستان نیز نمونه هایی از آن مشاهده شده است.

سطح بدن مانند بسیاری از وزغ ها از توبرکل پوشیده شده است و پلک فوقانی ضخیم است. رنگ بدن خاکستری روشن تا زیتونی است که برامدگی ها معمولا تیره تر و به رنگ خاکستری هستند، اطراف لب بالایی کرم رنگ و شکم سفید چرکی است. زیر گلو علامتی متمایل به سیاه وجود دارد که تا روی سینه نیز ادامه می یابد.

لاروهای این گونه مانند لاروهای دیگر گونه های وزغ ها بوده و تیره رنگ هستند. لاروها در این گونه تا بیش از مرحله ۳۶ لاروی زندگی اجتماعی داشته و بصورت دسته های تیره رنگ که با یکدیگر حرکت می کنند در اطراف برکه دیده می شودند. پس از این مرحله لاروها بیشتر تمایل به زندگی انفرادی داشته و معمولا به کف برکه می روند.

عوامل تهدید کننده عمده برای این گونه را می توان استفاده از سموم و کود های شیمیایی دانست که باعث افزایش ناهنجاری در لاروها و همچنین افزایش مرگ و میر آنها شده علاوه براین می توان به خشک نمودن و یا تغییر کاربری چشم ها و برکه های محل زلادآوری این گونه نیز اشاره نمود. همچنین مرگ و میر در جاده ها، تخریب زیستگاه ها، چند تکه شده زیستگاه و اغییرات آب و هوایی از دیگر عوامل کاهش جمعیت این گونه می باشد.

 

عکس از سایت: http://wgbis.ces.iisc.ernet.in/biodiversity/sahyadri_database/revisedlist/rev_list.htm

متاسفانه برخی دوستان نتوانستند از لینک های قبلی استفاده کنند امیدوارم لینک های جدید مشکلی نداشته باشد البته لینک های قبلی سالم هستند اما مثل اینکه از ایران برای باز کردن آنها مشکل وجود دارد. (برای دیدن نام کتاب ها به مطلب قبل مراجعه کنید)

۱)http://www.megaupload.com/?d=KK2UAJWD

۲)http://www.megaupload.com/?d=VTKLT9A0

۳)http://www.megaupload.com/?d=DMJ6OQO1

۴)http://www.megaupload.com/?d=SKVTQMYW

۵)http://www.megaupload.com/?d=UICRU1XB

چند روز پیش از طرف سرکار خانم متین فر (محیط زیست) دعوت شدم تا کتابی را در آستانه نمایشگاه کتاب معرفی کنم. با توجه به اینکه ایران نیستم ترجیح دادم چند کتاب الکترونیک را که در زمینه های محیط زیست می توانند سودمند باشند و خودم هم برخی از آنها را خوانده ام و یا درحال خواندنشان هستم را معرفی کنم. با توجه به اینکه این کتاب ها بصورت الکترونیک بودند لینک دانلود آنها را هم در اینجا قرار دادم تا دوستانی که مایل هستند بتوانند آنها را دانلود و استفاده کنند. البته شاید بهتر بود کمی از فضای علمی خارج می شدم اما گفتم شاید با توجه به وبلاگم اینطور مناسب تر باشد.

۱) Conservation Biology نویسنده: Fred Van Dyke که پایه ها مفاهیم و کاربردهای حفاظت محیط زیست را عنوام می کند و چاپ ۲۰۰۸ می باشد. در فصل اول این کتاب به تاریخچه و معنای حفاظت محیط زیست و در ادامه به ارزش ها و اصول اخلاقی در این علم پرداخته و در ادامه به مباحثی تخصصی شاما تنوع زیستی، ارزیابی و مفاهیم آن در این علم می پردازد. همچنین به مباحثی مانند تغییرات آب و هوای و تاثیرات آن بر حفاظت محیط زیست، ژنتیک جمعیت ها و حفاظت …. می پردازد.

۲) Practical Conservation Biology نویسندگان: دیوید لیندنمیر و مارک برگمن بوده که در سال ۲۰۰۵ به چاپ رسیده است. در فصل اول به بررسی اصول حفاظت و همچنین به بررسی مواردی چون مناطق حفاظت شده، مدیریت جمعیت، از دست دادن تنوع زیستی ژنتیکی و … می پردازد. بطورکلی می توان گفت کتابی بسیار مناسب برای کسانی است که می خواهند با علم حفاظت محیط زیست بیشتر آشنا شوند و همچنین به برخی از روش های حفاظت محیط زیست بطور عملی اشاره می کند.

۳) Models for Ecological Data کتاب دیگری است که البته من نسخه الکترونیکی آنرا پیدا نکردم این کتاب بسیار تخصصی بوده و به بررسی مدل های ریاضی و آماری در بررسی های اکولوژی مانند تخمین های جمعیتی، مدل های سری زمانی، ماندگاری جمعیت (Population Viability Analysis, PVA) و بسیاری دیگر از مدل های پیشرفته در اکولوژی می پردازد. این کتاب نوشته جیم اس کلارک بوده و در سال ۲۰۰۷ منشتر شده است. کتابی بسیار مفید برای علاقه مندان به اکولوژی بخصوص از دید ریاضی و مدل سازی است.

در نظرات مطلب پیشین بعضی از دوستان در مورد آمار زیستی و کتابی در این باره پرسیده بودند، متاسفانه کتاب فارسی مناسبی در این زمینه سراغ ندارم اما اگر شما با اصول کلی آمار در کتاب درسی آمار زیستی آشنا شده باشید (البته این کتاب بیشتر مباحث پایه ای را عنوان می کند که دانستن آنها الزامی است اما در بررسی های زیستی شما نیاز به مطالب بیشتری دارید) چند کتاب به زبان پارسی و همچنین انگلیسی ایت که می توانند بسیار سودمند باشند:

در نمایشگاه کتاب سال گذشته در غرفه دانشگاه گیلان کتابی با عنوان کاربرد آمار در بوم شناسی را دیدم که کتابی بسیار مفید در زمینه آمار اکولوژی یا همان بوم شناسی بود شاید امسال هم در غرفه دانشگاه گیلان بتوانید آنرا بیابید. همچنین ترجمه کتب اصول سیستماتیک جانورشناسی ( Principles of Systematic Zoology) می توانید در انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد بیابید که کتابی بسیار مفید است و نه تنها شما را با اصول رده بندی جانوری آشنا می کند در سه فصل آن به رده بندی فنتیک، کلادیستیک و تکاملی می پردازد در این سه فصل اصول مهم در تجزیه و تحلیل آماری در رده بندی بخوبی عنوان شده است البته من کتاب انگلیسی را خوانده ام اما  آقای میرشمسی و دکتر درویش نیز به راستی حق مطلب را ادا کرده اند و ترجمه بسیار خوبی را در اختیار خوانندگان قرار داده اند. من خواندن این کتاب را به تمامی علاقه مندان و پژوهشگرانی که در زمینه جانورشناسی تحقیق می کنند توصیه می کنم. البته به نظر من مطالعه این کتاب برای پژوهشگران جانورشناس الزامی است. همچنین باید اضافه کنم کتاب درسی طرح آزمایشات که معمولا دانشجویان مهندسی کشاورزی و شیلات در دوره کارشناسی مطالعه می کنند می تواند مفید باشد البته برخی روش های نمونه برداری و تجزیه و تحلیل در جانورشناسی و محیط زیست کاربرد ندارد اما می تواند کمک مفیدی باشد. کتاب های انگلیسی زیر نیز می توانند راهگشا باشند.

۴) The Elements of Statistical Learning

۵) Statistics for Environmental Science and Management

۶) Scientific methods in ecological research

 در ادامه مطلب با توجه به شماره ذکر شده لینک دانلود را می توانید دریافت کنید.

پسورد فایل ها  persian gulf می باشد.

در پایان هم از سرکار خانم متین فر تشکر می کنم و از دوستان و همکارن گرانقدر سرکار خانم ژاله ف، آقای خسرو رجبی زاده و آرمین دعوت می کنم به جمع ما بپیوندند.

Read the rest of this entry »

وزغ لرستانی  Pseudepidalea luristanica  و یا  Bufo luristanicus

   یکی دیگر از گونه های بومی ایران وزغ لرستانی است. اطلاعات درباره این گونه متاسفانه بسیار ناچیز است و با توجه به تنوع بالای ریختی در بسیاری از گونه های خانواده Bufonidae دوزیست شناسان نقطه نظرات گوناگونی را درباره وضعیت رده بندی این گونه و برخی دیگر از گونه های این خانواده عنوان نموده اند. چنانکه بسیاری از دوزیست شناسان این گونه را مانند Bufo oblongus، Bufo surdus، Bufo turanensis و Bufo variabilis متعلق به کلاد (clade) Pseudepidalea و همچنین جنس Pseudepidalea می دانند. البته وزغ لرستانی را در زیر گروه Pseudepidalea surda قرار داده اند و در فهرست سرخ IUCN نیز نام این گونه با جنس مزبور ثبت گردیده است.

  این گونه در بخش های غربی رشته کوه زاگرس زیست می نماید و در تپه های غربی خوزستان، لرستان و همچنین بخش های از استان فارس پراکنش دارد. گونه ای نه چندان بزرگ بوده و غدد پاروتوئید پهن و عریضی دارد، همچنین لکه های رنگی تنها در اعضای حرکتی قابل تشخیص هستند. در مورد زیستگاه و جمعیت این گونه اطلاعات چندانی در دسترس نیست اما می توان گفت نوع زیستگاه آن مشابه وزغ بی گوش است. از عوامل مهم تهدید برانگیز آن، مانند برخی دیگر از گونه های وزغ ها می توان به خشک سالی و تخریب زیستگاه های این گونه و تبدیل آنها به مزارع کشاورزی را نام برد.

*علت اینکه دو نام علمی برای این گونه نوشته ام این است که برخی متخصصین این گونه را با نام  Bufo luristanicus اما جزیی از کلاد Pseudepidalea می دانند و برخی نیز نام جدید Pseudepidalea luristanica با توجه به کلاد آن مناسب تر می دانند.

*همانطور که گفتم اطلاعات در مورد این گونه بسیار ناچیز است و از مواردی است که جانورشناسان بخصوص دوزیست و خزنده شناسان علاقه مند در ایران می توانند روی آن مطالعه نمایند.

   از آنجایی که حفاظت محیط زیست از اهمیت فراوانی برخوردار است و امروزه حفظ گونه های جاتوری و گیاهی در هر کشوری امری ضروری می نماید. گونه هی جانوری و گیاهی جدای از رده بندی ها تخصصی گیاهی و جانوری در مبحث محیط زیست نیز دارای تقسیم بندی قابل توجهی هستند. به نظر می رسد این روش تقسیم بندی در ایران چندان مورد توجه نبوده و بررسی و انتخاب مناطق و یا گونه های حفاظت شده یا بصورت سنتی و یا تنها با بهره گیری از آمار برخی سایت ها مانند IUCN و اطلاعاتی از این قبیل دسته بندی شده و مورد توجه قرار می گیرند. اما توجه به رده بندی گونه ها از لحاظ حقاظتی نه تنها می تواند کمک شایانی در حفظ آنها نماید بلکه می تواند عامل مهمی در حفظ گونه های هم جا و بطور کلی در حفظ حیات وحش زیستگاه مورد نظر باشد از این رو گونه ها از لحاظ اهمیت حفاظتی به چندین دسته تقسیم می شوند که در مجموع بعنوان گونه های جانشین (surrogate species) شناخته می شوند:

 Caro & O’ Doherty در سال ۱۹۹۹ گونه های جانشین را در سه گروه اصلی تقسیم بندی کردند:

گونه های شاخص (indicator species)

گونه های چتری (umbrella species)
گونه های پرچم نما (
flagship apecies)

 

گونه های شاخص (indicator species)

    گونه های شاخص گونه هایی هستند که صفات مربوط به آن گونه مانند حضور یا عدم حضور، تراکم جمعیت، پراکنش و میزان موفقیت در تولید مثل بعنوان شاخصی از شرایط زیستگاه و دیگر گونه های آن زیستگاه زیرا بررسی شرایط زیستگاه و یا بررسی وضعیت تمامی گونه های یک زیستگاه بسیار مشکل ، گران و بعبارتی ناممکن می باشد. اکولوژیست ها نظرات مختلفی در ارتباط با تقسیم بندی زیر گروه های گونه های شاخص دارند اما بطور کلی دو تقسیم بندی را می توان نام برد که در هر کدام سه زیر گروه وجود دارد.

تقسیم بندی McGeoch در سال ۱۹۹۸

گونه های شاخص محیطی Environmental indicator species

گونه های شاخص اکولوژیکی Ecological indicator species

گونه های شاخص تنوع زیستی Biodiversity indicator species


تقسیم بندی Caro & O’ Doherty  در سال ۱۹۹۹

گونه های شاخص سلامت Health indicator species


گونه های شاخص جمعیت Population indicator species

گونه های شاخص تنوع زیستی Biodiversity indicator species

 

  گونه های شاخص محیطی و سلامت تقریبا مشابه یکدیگر هستند. این گونه ها معمولا بعنوان شاخصی از تاثیرات آلودگی، فعالیت های مدیریت حفاظتی و تاثیرات چند تکه شدن زیستگاه  برای یک گونه و یا یک اکوسیستم عمل می کنند. در مورد آلودگی یکی از شناخته شده ترین مثال ها بی مهرگان آب شیرین هستند که ارزیابی برخی گونه ها سلامت اکوسیستم های آب شیرین را نشان می دهد. مثالی دیگر برخی گونه های سوسک های Carabid هستند که در ارزیابی اثرات چند تکه شدن زیستگاه ها مورد مطالعه قرار می گیرند

 

                                 

 

  گونه های شاخص اکولوژیک که با توجه به نامشان کاملا مشخص بوده و می توان گلسنگ ها بعنوان یکی از مهمترین گونه های موجود در این گروه نام برد. همچنین برخی گونه های دوزیستان از جمله سمندرها با توجه به حساسیت بالایشان به تغییرات اکولوژیکی می توانند در این گروه قرار گیرند.

                      

                                  

 

گونه های شاخص جمعیت بعنوان شاخصی از روند جمعیتی گونه های دیگر بشمار می آیند بعنوان مثال می توان گونه Morus capensis را نام برد،

 

                

                                     

                                                       

 

 افراد جوان در جمعیت این گونه توانایی شنا در عمق کافی آبهای سرد و شکار ماهی را ندارند و در نتیجه میزان مرگ و میر در افراد جوان با تغییرات دمای وابستگی بالای داشته و متخصصین میزان مرگ و میر جوانان این گونه را بعنوان شاخص پراکنش ماهیان اقیانوسی نسبت به تغییرات دما مورد بررسی قرار دادند (Oatley et al., 1992.

آخرین زیر گروه یعنی گونه های شاخص تنوع زیستی گونه هایی هستند که شاخصی برای پیش بینی تنوع زیستی در یک زیستگاه بشمار می روند. سوسک های ببری از جمله شاخص های تنوع زیستی هستند و تنوع زیستی آنها پیش بینی قابل اعتمادی از تنوع زیستی پرندگان و پروانه ها را در مقیاس های بزرگ ممکن می سازد.

 

            

           

                                       

 

در مطلب های آینده به بررسی گونه های شاخص چتری و پرچم نما می پردازیم.

 

 

    همانطور که در مطلب پشین در رابطه با این گونه گفته شد، وزغ تالشی بیشتر در مرغزارها، باغها و جنگلها زیست می نماید اما معمولا می توان آنرا در مکان های تاریک مانند زیرزمین ها، غارها، طویله ها، زیر سنگهای بزرگ و کنده درختان یافت نمود البته در شب هنگام مخفیگاه های خود را ترک کرده و به جستجو غذا می پردازند و پیش از طلوع آفتاب معمولا به مکان های تاریک باز می گردند. متاسفانه اطلاعات در مورد چندان زیاد نیست اما بطور کلی از حشرات مختلف، کرم ها و حلزون ها تغذیه می کند. این گونه اندام تولید صدا مانند دیگر وزغ ها (کیسه صدا) ندارد اما صدای یکنواخت و خشن می تواند تولید کند که تقریبا شبیه به عو عو سگ است. معمولا در زیستگاه خود کمیاب است و عامل اصلی کاهش جمعیت این گونه را تخریب جنگل توسط انسان می دانند. یک عقیده عامیانه در مورد این گونه وجود دارد برخی معتقدند این گونه در طویله ها شیر گاو را خورده و موجب بیماری گاو ها می شود. این تفکر از آنجا شکل گرفته که این گونه در طویله ها مکررا مشاهده شده است البته دلیل حضور این گونه در چنین مکانی وجود غذای کافی (حشرات) و همچنین تاریکی و امنیت نسبی آن بوده است. در ایران گونه تاکنون از سه استان شمالی گزارش شده است.

 

عکس:سایت http://amphibiaweb.org 

   دوزیستان گروهی از مهره داران هستند که بیش از ۳۰۰ میلیون سال است در این کره خاکی زیست می نمایند و تا به امروز ۶۳۰۰ گونه  از آنها توسط جانورشناسان توصیف شده اند. تحقیقات اخیر (Stuart et al. 2004) نشان داده که در حدود یک سوم (۳۴٪) این جانوران در معرض تهدید انقراض قرار گرفته اند. چنانکه ن کنون ۱۶۸ گونه منقرض شده و ۲۴۶۹ گونه دیگر یا به عبارتی  (۴۳٪) با کاهش جمعیت مواجه شده اند. بیشترین تنوع گونه ای این دسته از جانوران را می توان در مناطق حاره ای مشاهده نمود ئ در این میان کشور برزیل با ۸۱۱ گونه توصسف شده بیشترین گونه های این جانوران در جهان را به خود احتصاص داده است. جالب توجه است که ایالات متحده آمریکا با وسعتی تقریبا مشابه برزیل تنها ۲۹۲ گونه دوزیست دارد. اما چه عواملی موجب کاهش جمعیت دوزیستان می شوند؟

  مهمترین عامل تخریب زیستگاه است که یکی از شایع ترین موارد در کاهش جمعیت بسیاری از گونه های جانور است. از دیگر عوامل مهم کاهش جمعیت دوزیستان شیوع نوعی بیماری قارچی موسوم به chytridiomycosis است که عامل آن یک پاتوژن قارچی به نام Batrachochytrium dendrobatidis این پاتوژن موجب نابودی صدها گونه در نقاط مختلف جهان شده که به عقیده برخی دانشمندان یکی از بدترین و یا به عبارتی وخیم ترین رکوردهای تاریخی نابودی تنوع ریستی در نوع خود به حساب می آید. سومین عامل مهم تغییرات آب و هوایی و گرمایش جهانی است که نه تنها روی این رده جانوران بلکه تمامی گونه های جانوری و گیاهی را به چالشی سخت برای حفظ بقا خود کشیده است.

 

 

Read the rest of this entry »

وزغ تالشی Bufo eichwaldi (Talysh Toad)

  تا چندی پیش دوزیست شناسان عقیده داشتند این گونه همان وزغ معمولی ( Bufo bufo) است که در اروپا زیست می نماید اما تحقیقات جدید نشان داد این گونه وزغ ایچوالدی و یا تالشی(Eichwald’s Toad, Talysh Toad ) است که در آذربایجان گونه ای شناخته شده محسوب می گردد. البته این گونه بسیاربه شبیه به خویشاوند اروپایی خود بوده و از لحاظ جثه از گونه اروپایی بزرگتر می باشد. مردمک چشم در این گونه مسی رنگ و پشت بدن قهوه ای است همچنین ناحیه ی شکم سفید چرکی با لکه های نسبتا درشت مشکی رنگ می باشد. کاملا شبیه به وزغ معمولی است. علاوه براین جثه نسبتا بزرگی داشته و تقریبا کمیاب است. دوره تولید مثلی معمولا سالانه نبوده و بسته به شرایط آب و هوایی تغییر می یابد، گاهی پس از دو سال بالغین برای تخم ریزی به محل تخم ریزی می آیند و گاهی پس از سه سال و حتی بیشتر. مطالعات ۲۰ ساله ای که روی گونه خویشاوند اروپایی یا همان وزغ معمولی انجام شده اثبات کرده دوره تولید مثلی با توجه به فصول بارش و تغییرات جوی متفاوت بوده و از نظم مشخصی پیروی نمی کند.

                                                                                                                                                                         ادامه دارد

عکس:سایت http://amphibiaweb.org

با توجه به بحث تخریب محیط زیست، فعالیت های مخرب انسانی و تاثیر آنها بر حیات وحش با کمک داده های فهرست سرخ IUCN برخی گونه های مهره دار ایران و سه کشور همسایه را با توجه به رتبه آنها در این فهرست مقایسه کرده ام که نتایج آن در زیر امده است.

براساس فهرست سرخ IUCN در سال ۲۰۰۸ تعداد ۱۲۱۳ گونه مهره دار در در مرز بحرانی انقراض، ۱۹۳۸ گونه  مهره دار در خطر انقراض، ۲۶۹۰ گونه آسیب پذیر، ۱۷۹۷ کونه در معرض تهدید و ۳۵۹ گونه منقرض شده اند.در این میان و با توجه به طبقه بندی گونه ها در فهرست سرخ IUCN بر آن شدم تا مقایسه ای بین گونه های مهره دار ایران  براساس فهرست سرخ طبقه بندی شده اند و سه کشور همسایه عراق، افغانستان و ترکیه  انجام دهم که در اینجا نتایج را می توان مشاهده کرد. براساس نمودار قرصی شکل (نمودار،۱) می توان مشاهده نمود که ۶ گونه در مرز بحرانی انقراض، ۱۹ گونه در خطر انقراض، ۳۵ گونه آسیب پذیر و ۴۰ گونه در شرف تهدید هستند.

نمودار ۱. تعداد مهره داران ایران در چهار رده حفاظتی فهرست سرخ در سال ۲۰۰۸

در بین همسیاگان ایران می توان مشاهده نمود که ترکیه بیشترین گونه های در مرز بحرانی انقراض و در خطر انقراض را دارد و در این  رده متاسفانه کشورمان پس از ترکیه قرار گرفته است و در سه رده باقیمانده یعنی گونه های آسیب پذیر، در شرف تهدید و منقرض شده در رتبه اول قرار دارد (نمودار ۲).

نمودار ۲. مقایسه ایران و سه کشور همسایه از لحاظ مهره داران دسته بندی شده در برخی رده های فهرست سرخ

دو کشور عراق و افغانستان گرچه با توجه به شرایط سیاسی  حاکم بر این دو کشور شاید بررسی ها جامعی در مورد گونه های جانوری انجام نشده در نتیجه این آمار به شکلی دقیق نمی تواند موقعیت این دو همسایه را نسبت به ایران نشان دهد اما با این حال با توجه به نا امنی ها و مشکلات این کشورها جالب است که گونه های مهره دار آنها در تمامی رده ها نسبت به ایران کمتر بوده و یا به عبارت دیگر قابل مقایسه نیستند.

Read the rest of this entry »

Pelobates syriacus  وزغ پابیلچه ای

گونه ای است بسیار زیبا که پرده های صماخ در اطراف سر قابل تشخیص نبوده و مردمک چشم عمودی است. برخلاف دیگر وزغ ها که پوست زبر و خشن دارند این گونه پوستی صاف دارد همچنین در کف پا هیچگونه برآمدگی وجود ندارد. توبرکل پشت بسیار رشد یافته و شبیه یک بیلچه شده است به همین خاطر این گونه را وزغ پابیلچه ای می نامند. این گونه در جنگل ها، استپ ها و مناطق نیمه بیابانی در تپه ها و دره ها زیست می نماید اما معمولا در زمین های کم ارتفاع با خاکی نرم و روشن یافت می شود. همانند گونه های دیگر در خانواده وزغ ها گونه ای شب فعال است و در روز در پناهگاه های که خود در زمین حفر می کند، یا در سوراخ جوندگان و یا زیر سنگ ها پنهان می شود. در مناطق بیابانی معمولا در طول روز و همچنین در فصول خشک زیر زمین پنهان شده و در بعضی مواقع نیز به خواب تابستانی می رود. البته افزایش دوره های خشک می تواند موجب مرگ تعداد زیادی از افراد جمعیت شده که بر جمعیت این گونه تاثیر گذار خواهد بود. این گونه در اغلب کشورهای همسایه شمالی ایران، یونان، لبنان، فلسطین اشغالی، سوریه و همچنین در برخی از مناطق ایران زیست می نماید. تاکنون در ایران از بندر انزلی، آستارا، بابلسر، اطراف دریاچه قوری تبریز و بندر ترکمن یافت شده است.

 

http://amphibiaweb.org عکس: سایت

 این نظر یکی از دوستان بود که ترجیح دادم در اینجا عنوان بشه 

تیغه های آهنین ماشین های راه سازی این بار نگین فیروزه ای سرزمین فارس را هدف قرار داده اند. زیباترین دریاچه آب شیرین ایران «پریشان» در شهرستان کازرون بدون اخذ هرگونه مجوزی مورد هجوم ماشین های راهسازی قرار گرفته. شما نیز با امضا بیانیه «حمایت از تالاب بین المللی پریشان» به جمع مدافعان زیست محیطی و علاقمندان محافظ این گنجینه ی جهانی که به عنوان «ذخیره گاه زیستکره» نیز محسوب می شود، بپیوندید.
آدرس جهت امضا:
http://parishanlake.blogfa.com/page/petition.aspx
لینک خبر در خبرگزاری مهر:
http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?pr=s&query=??????%20&NewsID=823498

دنباله وزغ سبز یا شاید بهتر بگم وزغ رنگارنگ

    همانطور که قبال نیز اشاره شد این گونه تقریبا در تمامی نواحی ایران انتشار داشته و در حال حاظر با توجه سازش پذیری بالا، شب فعال بودن و رشد و نمو سریع لاروها تا مرحله دگردیسی از جمعیت مناسب تری نسبت به گونه های دیگر برخوردار است. این گونه را می توان یکی از کنترل کننده های زیستی بلقوه حشرات دانست چراکه حشرات غذای اصلی آنها را تشکیل داده و از سویی دیگر جمعیت نسبتا مناسب آن حتی در برخی شهرها موجب این نقش را بخوبی ایفا نماید. بعنوان مثال در بسیاری از پارک ها، آرامگاه ها (آرمگاه حافظ و سعدی در شیراز که بنده خود در اویل شب تعداد زیادی از این گونه را در آنها مشاهده نموده ام)، خانه های ویلایی بزرگ و حتی در جوی های حاشیه خیابان که نسبتا پهن بوده، معمولا دارای بوته و درخت هستند و هر از گاهی آب در آنها جریان می یابد می توان این گونه را مشاهده نمود. 

متاسفانه با توجه تنوع درون جمعیتی و همچنین پراکنش این گونه در بسیاری از نقاط کشور بررسی های تاکسونومی این گونه با مشکلاتی روبرو است اما لزوم بررسی دقیق جانورشناسی و تغییرات برون و درون جمعیتی اهمیت بالای داشته و می تواند راه گشای بسیاری از ابهامات موجود باشد.

http://amphibiaweb.org عکس: سایت

 اولین گردهمایی تخصصی خزنده و دوزیست شناسی ایران با تلاش مرکز بین المللی علوم و تکنولوژی پیشرفته و علوم محیطی دانشگاه کرمان برگزار خواهد شد. امیدوارم خزنده شناسان و دوزیست شناسان کشور با حضور در این گردهمایی فصلی جدید را در خزنده شناسی و دوزیست شناسی کشور  آغاز نمایند.

برا اطلاعات بیشتر روی پوستر کلیک کنید

به سهم خود از دبیر گردهمایی جناب آقای مهندس رجبی زاده و همکارانشان تشکر کرده و آرزوی توفیق روز افزون را برایشان دارم. 

ما چرا فکر می کنیم اگر دکتری یک رشته را گرفتیم می توانیم از هر دری سخنی بگوییم و در هر علمی اظهار نظر کنیم نمی دانم؟

اما مطلب زیر که از وبلاگ مهار بیابان زایی گرفته شده شاهدی بر این ادعا است که پیش از اینکه نگران فرهنگ زیست محیطی در جامعه باشیم باید نگران اساتیدی باشیم که به راحتی محیط زیست را ابزاری برای انسان می دانند و اصلا مفهم چرخه حیات را درک نکرده اند استادانی که گاها از بزرگان این مرز و بوم بحساب می آیند ما چه انتظاری می توانیم از مردم و دیگران داشته باشیم. لطفا اصل مطلب را در پیوند زیر ببینید.

                              دکتر پرویز کردوانی: باید تالاب‌های کشور را خشک کرد!

در سالهای اخیر رده بندی وزغ های ایران دستخوش تغییرات زیادی شده است. چنانکه برخی گونه های بسیار آشنا مانند وزغ سبز ‌‌‌Bufo viridis در گونه ای دیگر و با نامی جدید معرفی شده اند.

این وزغ که شاید بتوان با توجه به نام علمی جدید (Bufo variabilis) آنرا وزغ رنگارنگ نامید (البته نام جدید علمی این گونه سال ها پیش به عنوان گونه ای که در ایران معرفی شده بود اما دوزیست شناسان پس از مطالعات بیشتر به این نتیجه رسیدند  که این گونه متعلق به ایران نیست ولی مطالعات جدید صحت مطالعات اولیه را اثبات نمود) از گونه های بسیار شناخته شده در ایران است تقریبا در تمامی ایران پراکنش داشته و از تنوع ظاهری بسیار بالایی نیز برخوردار است. گونه ای است شب فعال مانند دیگر وزغ ها و مقاوم چراکه با توجه به آلودگی های زیست محیطی تخریب زیستگاه همچنان از جمعیت مناسبی در اغلب نقاط کشور برخوردار است. از سویی دیگر گونه ای بسیار مفید بشمار می رود چرا که با توجه به جمعیت مناسب و تغذیه از حشرات به کنترل جمعیت حشرات و بی مهرگان کمک چشمگیر می کند. در برخی مناطق ایران مانند شهرستان لار در استان شیراز در برخی سال ها و در فصل بهار که بارندگی در حد مطلوبی است انفجار جمعیت این گونه در برخی موارد برای ساکنین روستا ها مشکلاتی ایجاد نموده است. همانطور که می دانید دوره جنینی و دگردیسی در وزغ ها معمولا بسیار کوتاه است چراکه این جانوران معمولا در مناطقی زیست می نماید که اغلب اوقات سال خشک هستند به همین دلیل زمان تخم ریزی و نمو تخم ها و لاروها محدود به دوره های کوتاه بارندگی و مانداب های تشکیل شده پس از بارندگی می شود، بر همین اساس دوره تخم ریزی، نمو جنین، لاروها و دگردیسی بسیار کوتاه است. بنابراین اگر تعدا زیادی از بالغین در یک دوره کوتاه تخم ریزی کنند پس از مدت بسیار کوتاهی می توان ۱۰۰۰ وزغ نابالغ بسیار کوچک که شاید هر کدام تنها ۱ تا ۲ سانتی متر طول داشته باشند را در بین علفزارها و در نزدیکی مانداب های در حال خشک شدن مشاهده نمود.

                                                                                                                                               این مطلب ادامه دارد.

               

http://amphibiaweb.org عکس: سایت

  متاسفانه با خبر شدم دوباره  آقای اشکوری در مصاحبه تلویزیونی در گیلان تاکید بر قطع درختان کهنسال گیلان کرده اند. اصل خبر را من از وبلاگ مهار بیابان زایی گرفتم.

   گویا، اخیراً جناب حجت‌الاسلام میرحسینی اشکوری – مدیرکل مشهور اداره اوقاف گیلان – در یک برنامه‌ی زنده‌ی تلویزیونی استانی شرکت کرده و نه‌تنها از عملکرد گذشته‌ی خویش در صدور فرمان قطع درخت ارزشمند و کهنسال ۱۵۰۰ ساله‌ی رضوان‌‌شهر به بهانه‌ی مقابله با ترویج خرافه‌پرستی ابراز ندامت نکرده، بلکه با قاطعیتی بیشتر در برابر چشمان حیرت‌زده‌ی بینندگان گیلانی با لحنی حاکی از تهدید اعلام کرده‌اند: « تاکنون ۲ درخت را قطع کردیم، بقیه را هم قطع می کنیم! تا با خرافات مبارزه کرده و مردم را به طرف امام زاده‌ها هدایت کنیم …»

   آیا در پناه نشانه ای از نشانه های عظمت و قدرت خداوند بودن و دلگرم کردن به عظمت و قدرت ذات الهی را باید نشانه خرافه پرستی دانست؟ آیا مردمی که به درختی ۱۰۰۰ ساله تکه پارچه ای می بندند جز این است که می خواهند بیاد داشته باشند که خداوند بر هر کاری توانا است و همو است که تنها می تواند حاجت شان را برآورده کند؟ مگر خداوند در قرآن بارها و بارها نگفته است که آیات من در زمین نشانه های وجود و قدرت و عظمت من است؟

 سوره ‏مبارکه نمل، آیه ۶۰

   پس از اشاره به آفرینش آسمانها و زمین و نزول باران از آسمان، به رویش بستان‌ها اشاره ‏شده، سپس به این نکته مهم پرداخته می‌شود که ای انسان‌ها به کیفیت ایجاد حیات در درختان بنگرید که ‏اگر آن نیروی حیات‌دهنده و آن دم عیسوی زندگی بخش، از جانب خداوند نبود، هرگز قادرنبودید که آنها را ‏رویانیده و از محصول‌شان برخوردار شوید.‏ 

  سوره مبارکه ابراهیم، آیه ۲۴ و ۲۵

   ای رسول ندیدی که چگونه خدا کلمه پاکیزه را به درخت زیبایی مثل زده که اصل سایه ی آن برقرار باشد و شاخه ی آن به آسمان رفعت و سعادت بر شود، آن درخت باذن خداهمه اوقات میوه ها ماکول و خوش دهد خدا اینگونه مثل های واضح برای تذکر مردم می آورد.

  و حال اینکه در آیه بعدی کفر را به درختانی تشبیه می کند که ریشه شان به قلب زمین نمی رود و بالای زمین مانده و زود خشک می شوند. حال آیا درختان کهنسال مظهر کفرند و خرافه پرستی؟

   و آیه های بسیاری که در آنها توجه به آیات خداوندی در زمین ذکر شده و یا از درختان بعنوان مثالی یاد شده در بسیاری از آیات درختان تنومند و پر ثمر بعنوان نشانه ای از نشانه ها خدا هستند حال چطور است که نشانه ای از نشانه های خداوند می شود مظهر خرافه پرستی؟ چطور است نشانه ای که با تمام وجودش یگانگی و عظمت پروردگار جهان را فریاد می کند مظهر خرافه پرستی نامیده می شود و محکوم به معدوم شدن؟ 

   آیا پناه بردن به دامان طبیعتی که هر ذره آن نشانه ای از وجود خداست و راز نیاز کردن در کنار آنها با معبود یگانه و کمک خواستن از قدرت و عظمت خالقشان می شود خرافه پرستی؟

   آیا مردم در امامزاده ها دست به دامان امامزاده می شوند و یا دست به دامان پروردگارش آیا ما در امامزاده ها جز کمک جهت توسل به پروردگار چیز دیگری می خواهیم؟ و آیا در کنار درختی کهنسال با دیدن نشانه ای به این عظمت با دلی آکنده از شک و تردید از عظمت و قدرت بی منتهای پروردگار کمک نمی خواهیم؟

  آیا خرافه از این بزرگتر نیست که بگوییم درختان عامل خرافه پرستی هستند؟

تخریب پارک ملی خجیر چرا؟

چندی پیش خبر خوشحال کننده دادستان کل کشور نسبت به جلوگیری از قطع درختان کهنسال همه ی دوستداران محیط زیست کشور را شاد نمود و چندی نگذشته که خبر تخریب پارک ملی خجیر بدست افراد سود جو و یا به بهانه های گوناگون هر دوستدار محیط زیستی را شوکه نمود. چطور می توان پارک ملی را که متعلق به تک تک ایرانیان است چنین بی رحمانه و برای سود جویی برخی افراد تخریب نمود.

امیدوارم همه دوستداران محیط زیست و همچنین وبلاگ نویسان سبز به این موضوع مهم توجهی در خور نشان دهند.

اینجا اصل مطلب

  با توجه به فراخوان سومین حرکت موج سبز گرچه کمی دیر این فراخوان رو دیدم تصمیم گرفتم مطلبی کوچک در باب گرمایش زمین و تاثیر آن بر محیط زیست بشکلی بسیار خلاصه بنویسم. با اینحال باتوجه به اینکه مقدمه کمی طولانی بود آنرا در صفحه ای جداگانه قراردادم.

Read the rest of this entry »

یک خبر بسیار خوش

 ادامه مطلب اینجا است

گرچه این مطلب مربوط به دوزیستان نیست اما به نظر من یک فاجعه ملی است و همه باید در موردش بدونند.

ادامه مطلب اینجا است…

وزغ بی گوش Bufo surdus

   از آنجایی که پرده صماخ یا به عبارتی همان گوش در این گونه در زیر پوست قرار دارد و از روی پوست معمولا به سختی قابل روئیت است به همین دلیل این گونه را وزغ بی گوش می نامند. غده پاروتوئید در این گونه کوچک و تقریبا چهار گوش می باشد. سطح پشتی بدن خاکستری یا زیتونی کم رنگ بوده و در سطح پشتی بخصوص روی پاهای عقبی لکه های کوچک سبز تیره و یا سیاه کوچک و تو پر را می توان دید. معمولا دو نوار روشن نیز در پشت بدن دارد. در ایران در نواحی جنوبی استان سیستان و بلوچستان، کرمان، هرمزگان، بوشهر و استان فارس تاکنون یافت شده است. از مورچه ها، لارو حشرات، موریانه ها و سوسک ها اغلب تغذیه می کند. کودهای شیمیایی و سموم کشاورزی از عوامل مهم کاهش جمعیت این گونه بشمار می روند. در موجوع اطلاعات در رابطه با این گونه بسیار اندک است.

 

وزغ بلوچی Bufo olivaceus

   این گونه تاکنون تنها درایران و پاکستان یافت شده است و به عبارت دیگر می توان گفت نماینده واقعی فون اورینتال در ایران می باشد. پوست سطح بدن برخلاف گونه های دیگر وزغ ها سطح بدن نسبتا صاف بوده و زگیل های کمی را در سطح بدن می توان دید و غدد پارتوئید بسیار بزرگی دارد که مشخصه ی اصلی این گونه بشمار می رود. در ایران در کرمان، هرمزگان و سیستان و بلوچستان تا ارتفاع ۹۱۴ متری یافت شده است. لاروها مشابه گونه های دیگر وزغ ها بوده و معمولا در هر مانداب پ از باران تخم ریزی می نماید مانند بسیاری از وزغهای دیگر. در بندر عباس در نخلستان ها، در حیاط خانه ها و نزدیک چاه های آب بخصوص در فصل بهار و تابستان در شب ها بوفور یافت می شود. خوشبختانه مردم محلی باتوجه به اینکه آنها از حشرات تغذیه می کنند به آنها کاری نداشته و حتی برخی از آنها حضور این گونه را در خانه هایشان با توجه به شب فعال بودن و خوردن حشرات  یک مزیت می دانند. رنگ پشت بدن معمولا سبز زیتونی روشن است. از مورچه ها، لاروهای حشرات، سوسک ها، پشه ها و موریانه ها تغذیه می کند. آلودگی های زیست محیطی بخصوص استفاده از حشره کش ها از عوامل تهدید کننده مهم این گونه به شمار می رود. این گونه همچنین وابستگی خاصی به انسان پیدا کرده و در کنار ذه کش های که به منظور کشاورزی در کنار تالاب هایی با آب شور ساخته می شود به راحتی به زندگی ادامه می دهد. متاسفانه اطلاعات چندانی از زیست شناسی و اکولوژی این گونه در دسترس نیست.

                   

http://amphibiaweb.org عکس: سایت

 

 قورباغه بلوچی  Euphlyctis cyanophlyctis

   قورباغه بلوچی از لحاظ ظاهری بسیار شبیه به قورباغه مردابی بوده و در افغانستان، هند، نپال، سریلانکا، بنگلادش، پاکستان و سیستان و بلوچستان به وفور یافت می گردد. این قورباقه عادت جالبی داشته و وقتی از کناره آب به داخل آب شیرجره می زند پیش از اینکه به داخل آب فرو رود روی آب سر می خورد به همین علت نام انگلیسی آن را Common Skittering Frog گذاشتند. همچنین این گونه عادت دارد بیشتر مواقع در سطح آب طوری که چشم ها و بینی اش بیرون از آب باشند روی سطح آب شناور باشد. قورباغه بلوچی به آب شور مقاوم بوده و در ماندآب های ساحلی نیز دیده شده، حتی در نزدیکی چشمه های گوگردی نیز زیست می نماید. در آب های دایمی و مناطقی که شرایط آب و هوایی مناسب است در تمام طول سال فعال هستند و نرها معمولا در تمام دوره فعالیت می خوانند و با افزایش دما و رطوبت صداهای آنها بیشتر به گوش می رسد. تون صدا بسته به شرایط آب و هوایی و فصلی (فصل تولید مثل و یا غیر تولید مثلی) متفاوت است. قورباغه های نری که می خوانند معمولا در کناره برکه که پوشش گیاهان مناسبی دارد، شروع به خواندن می کنند. نرهایی که می خوانند معمولا بسیار فعال هستند، آنها گاهی صداهای بسیار بلندی ایجاد می کنند و روی همدیگر می پرند و صرو صدا و هیاهوی خاصی را در برکه ایجاد می نمایند. در موقع جفت گیری نر ها بسیار هیجان زده هستند و برای پیش دستی در جفت گیری به یکدیگر حمله می کنند. در بلوچستان پاکستان این گونه در حال آمپلکسوس با یک گونه دیگر دیده شده و حتی در تپه های شمالی این منطقه نیز این گونه را در حال آمپلکسوس با گونه ای دیگر دیه اند اما هیچگونه توده تخمی که مربوط به این گونه باشد تاکنون یافت نشده است.

   از انواع حشرات آبزی، سوسک ها، مگس هاف لاروها قورباغه ها تغذیه می کند و حتی در طول شب برای تغذیه از آب خارج می شود.

                    

                                 

http://amphibiaweb.org عکس: سایت

قورباغه مردابی Rana ridibunda

    این گونه یکی از گونه های مقاوم و جهان شمول (در تمام دنیا پراکندگی دارد) بوده و تقریبا هر جا آب دایمی و مناسب برای زیست باشد و یا در آب های آلوده نیز زیست می نماید. گونه نسبتا درشتی است و برخی از آنها تا حدود ۵۰۰ گرم وزن داشته و حتی در استخرهای پرورش قورباغه به بیش از این مقدار هم می رسند. این گونه از گونه های خوراکی محسوب می گردد و در برخی کشورها از جمله در ترکیه کشور همسایه مان کارخانه های تولید کنسرو این گونه به چشم می خورد. این کارخانه ها پول خوبی برای هر کیلو قورباغه چاق و سرحال می دهند. زمستان خوابی این گونه در نیمکره شمالی بین شهریور تا اسفند است و بسته به ارتفاع و موقعیت جغرافیایی این زمان می تواند تغییراتی داشته باشد و در نیمکره جنوبی دقیقا زمان زمستان خوابی برعکس است. تخم ریزی تقریبا یک ماه بعداز اینکه در بهار قورباغه ها فعال شدند شروع می شود. نر ها صدای بلندی دارند. تقریبا در تمام طول روز می خوانند و صدایشان با گرم شدن هوا در نیمه روز شدید تر می شود. توده های تخم بین ۶۰۰ تا ۱۳۰۰۰ تخم دارند که بسته جثه و سن این تعداد تغییر می کند. دگردیسی بسته به شرایط آب و هوایی متغییر است و در بعضی مناطق لاروها زمستان خوابی دارند. این گونه لارو ها معمولا اندازه بسیار بزرگی دارند بطوریکه در دوره لاروی تا ۱۸ سانتی متر می رسند. من در نزدیکی تالاب چغاخورد استان چهارمحال و بختیاری چندین لارو با اندازه ۱۲ سانتی متر در نمونه برداری سال ۱۳۷۹ صید کردم. سطح پشتی این گونه رنگ بندی بسیار متنوعی داشته و معمولا نوار روشن مهره ای سبز رنگی را در پشت بیشتر افراد این گونه می توان دید. لاروها از بی مهرگان و گیاهان آبزی تغذیه می کنند و بالغین از حشرات خشکی زی و آبزی و حتی لارو دیگر گونه های دوزیستان نیز تغذیه می کنند. اما در دوره تولید مثلی تغذیه ندارند. همچنین در برخی مناطق که شرایط آب و هوایی مناسب است در سال ۲ یا ۳ بار تخم ریزی می کنند. خشک کردن تالاب ها، تغییر مسیر رودخانه ها و آلودگی های صنعتی از مواردی هستند که در برخی نقاط جمعیت این گونه را کاهش داده اند اما در مجموع با توجه به گسترش وسیع این گونه خطر جدی نسل آن را تهدید نمی کند. البته باید خاطر نشان کرد که متاسفانه در برخی نقاط کشور به دلایلی که گفتم جمعیت آن یا از بین رفته و یا کاهش یافته است.

                  

                

http://amphibiaweb.org عکس: سایت

قورباغه مردابی راه راه  Rana camerani

   این گونه شبیه گونه قورباغه قهوه ای ایرانی، شامل یک گروه گونه ای دیگر است که از گروه قورباغه های قهوه ای جدا شده و با نام کلی Rana camerani شناخته می شود این نام علمی مربوط به نمونه های که در ایران زیست می کنند زیست می کنند نیز می شود. برخلاف دیگر گروه قوربا غه های قهوه ای تمایلی به زندگی در خارج آب نداشته و شبطه گونه های دیگر قورباغه ها می باشد ولی شباهتی نیز به قورباغه قهواه ای ایرانی دارد و آن داشتن لکه گیج گاهی است که مانند قورباغه قهوه ای ایرانی است. یکی از دلایلی که نام فارسی آنرا قورباغه راه راه گذاشته اند وجود چندین خط تیره و روشن روی سطح پشتی است که نمای راه راه را به آن می دهد. در ایران این گونه تاکنون از استان های شمال غربی، شمالی –مازندران و گیلان- و استان مرکزی گزارش گردیده است. متاسفانه اطلاعات در رابطه با این گونه در ایران و دیگر زیستگاه های این جانور بسیار اندک است.

                                              

http://amphibiaweb.org عکس: سایت

قورباغه درختی Hyla savignyi

   تا اینجا در مورد سمندرها صحبت کردیم و گونه های ایرانی را معرفی کردم حالا نوبت به گونه های بدون دم که شامل دو گروه معروف قورباغه ها و وزغ ها است، می رسد. در معرفی این گونه ها من از ترتیب تاکسونومی (علم رده‌بندی جانوران) استفاده نمی کنم. در ابتدا به معرفی قورباغه درختی که تنها نماینده گونه های درخت زی در ایران است می پردازم. این گونه نسبت به دیگر گونه های ایرانی دوزیستان بدون دم جثه بسیار کوچک تری دارد. به رنگ های سبز تیره تا سبز روشن و حتی گاهی تا نزدیک به قهوه ای نیز دیده می شود. در نوک انگشتان اندام جلویی و عقبی دارای اندامهای چسبنده است که به کمک آنها به برگ های درختان و شاخ و برگ آنها می چسبد. گونه ای بسیار زیبا است که کمک شایانی به باغداران و مزرعه داران می کند چراکه آنها را از شر افات و حشرات موذی نجات می دهد. پس از دوره تولید مثلی در روز فعال نیستند. خواب زمستانی بسته به شرایط لکولوژی متفاوت است و در بعضی مناطق نیازی به خواب زمستانی ندارند. بین ۲۰۰ تا ۱۰۰۰ تخم در هر توده تخم وجود دارد. تخم ها بصورت توده های کوچک در زیر علف های زیر سطح آب قرار داده می شوند. دگردیسی لاروها معمولا در فصل تابستان صورت می گیرد اما بسته به ارتفاع این زمان ممکن است متفاوت باشد.

                         

 

سمندرهای تاجدار

در گذشته یک زیرگونه از این گونه در ایران شناسایی شده است. مطالعات اخیر روی تاکسونومی این زیرگونه نشان داده است که این زیر گونه دوگونه مجزا و مشابه را شامل می شوند که به نام های علمی Triturus cristatus و Triturus karelinii شناخته می شوند. باتوجه به اینکه مطالعات چندانی روی گونه های ایرانی این جنس صورت گرفته برخی منابع یکی از دو گونه و برخی دیگر هر دو را در زمره گونه های ایرانی قلمداد می کنند. از نکات جالب توجه در این سمندرها وجود تاج پشتی در نرها در فصل تولیدمثل است. رنگ بدن در سطح پشتی سیاه و یا قهوه ای تیره و شکم نارنجی با نقاط تیره می باشد. گونه دوم  Triturus karelinii نیز بسیار شبیه به این گونه بوده ولی بدن درازتر و قوی تر می باشد. هر دو گونه نیز بسیار به آلودگی آب زیستگاه خود حساس بوده و در جویبارهای کم عمق، با رشد گیاهی وسیع نمی توانند زیست نمایند.

                           

Triturus cristatus                                                      Triturus karelinii                      

http://amphibiaweb.org عکس: سایت


   سمندر آتشین Salamandra infraimmacula

   این سمندر نمونه ای نسبتا بزرگ بوده و حداکثر طول آن به ۴/۳۲ سانتی متر می رسد. البته آقای دکتر کمی در کتاب دوزیستان ایران حداکثر طول این گونه را ۲۸ سانتی متر معرفی نموده است. این گونه برخلاف گونه های دیگر که تقریبا در کناره آب و یا در داخل آب زندگی می کردند در مکان های مرطوب  زیر برگ های پوسیده کف جنگل و در مطان صخره ها زندگی می کند. این گونه کمتر وارد آب شده و برخلاف گونه های دیگر سمندرهای ایران دم آن از دو طرف فشرده نشده است. زیر شکم آن سفید و پهلوها مشکی و پشت آن نیز مشکی با لکه های زرد، نارنجی و یا حتی قرمز است. برخلاف دانش گذشته ما در رابطه با این گونه، این گونه در زمستان ها فعال بوده و در نقاط مرتفع در  تابستان ها نیز فعال می باشد. گونه ای بسیار زیبا بوده که در ایران، لبنان، اسرائیل، ترکیه و سوریه زیست می نماید. همچنین در حال حاظر وضعیت مطلوبی داشته و نیازی به اقدامات حفاظتی ندارد.

                                                       

                                                     

http://amphibiaweb.org عکس: سایت  

لارو سمندرآتشین

* همانطور که می دانید لاروهای اغلب گونه های دوزیستان در آب زندگی می کنند چون آبشش دارند.

 

 

 

  سمندر آذربایجانی Neurergus crocatus و سمندر کردستانی Neurergus microspilotus

  چند و قتی که سرم خیلی شلوغ بوده و نتونستم مطلبی اظافه کنم. که از همه‌ی دوستان عذر خواهی می‌کنم. در این مطلب در مورد دو گونه دیگر از سمندرهای جنس Neurergus  ایران که متاسفانه کمتر شناخته شده اند و بازهم با توجه به تخریب زیستگاه ها در ایران و دو کشور همسایه ترکیه و عراق در حال نابودی هستند صحبت می‌کنیم. نام فارسی این دو گونه سمندر آذربایجانی و سمندر کردستانی است که تقریبا در زیستگاه های نزدیک یکدیگر زندگی می‌کنند. سمندر آذربایجانی در کردستان ایران بخش‌های از ترکیه و کردستان عراق زیست می‌نماید و بومی این سه کشور است. در جویبارهای کوهستان زندگی کرده و در بهار تخم‌ریزی می‌نماید.در فهرست سرخ IUCN در زمره حیوانات آسیب پذیر می‌باشد. سطح پشتی این گونه قهوه‌ای تا سیاه با لکه‌های زرد بوده و سطح زیرین بدن در جنس نر نارنجی و در جنس ماده زرد می‌باشد. معمولا در ارتفاعات ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ متری زیست می‌نماید. گونه دیگر سمندر کردستانی است که در کوه‌های اورمان در مرز ایران، عراق و ترکیه زیست می نماید. این گونه نیز مانند گونه قبلی در جویبارهای کوهستانی زیست نموده و در فهرست سرخ IUCN در زمره حیوانات آسیب پذیر طبقه بندی شده است. در ارتفاعات ۱۳۰۰ تا ۱۴۰۰ متری معمولا زندگی کرده و رنگ‌بندی اآن مشابه گونه قبلی بوده با این تفاوت که لکه‌های زرد کوچک و به تعداد بیشتری دیده می‌شوند. هر دو گونه در نزدیکی جویبارهای محل زیست خود تنها از آب خارج می‌شوند و زندگی خشکی زی برای این دو گونه ناشناخته است.  

                      سمندر کردستانیسمندر آذربایجانی

                                              سمندر کردستانی                                             سمندر آذربایجانی

http://amphibiaweb.org عکس: سایت

سمندر لرستانی(Neurergus kaiseri) یکی دیگر از گونه‌هایی که بومی (endemic) بوده و بسیار زیبا می‌باشد این گونه است که متاسفانه در برخی نقاط کشور از جمله آکواریوم فروشی‌های تهران، اصفهان و شاید جدیدا در شهرستان‌های دیگر با اسم خنده‌دار سمندر آبی و برخی اسم‌های دیگر و جالب‌تر از آن بعنوان گونه‌ای که از مالزی و یا کشورهای دیگر وارد شده می‌فروشند این گفته‌ها را من از صاحبان مغازه‌ها شنیده‌ام. در مجموع سمندر لرستانی گونه‌ای است که نسبت به دو گونه یاد شده اندازه کوچکتری داشته اما بطور متوسط ۱۵ سانتی متر و یا کمتر طول دارد ناحیه شکمی آن نارنجی رنگ بوده و ناحیه پشتی آن دارای لکه‌های به هم پیوسته مشکی و یک خط مهره‌ای نارنجی می‌باشد. متاسفانه با توجه به صید بی‌رویه این گونه و عدم رسیدگی سازمان‌های چون محیط زیست جمعیت آن به شدت کاهش یافته است به گونه‌ای که در فهرست سرخ IUCN بعنوان گونه‌ای در معرض خطر انقراض قرار گرفته است. جالب توجه است که سمندرهایی مثل سمند لرستانی اگرچه در آب‌های سرد زیست می‌نمایند اما نسبت به گرما نیز مقاومت بیشتری نسبت به گونه‌های سمندر جویباری و گرگانی داشته و برای مدت چند ماه و حتی یک سال هم در آکواریوم می‌تواند زیست نماید اما به دلیل اینکه این جانوران نیاز به خروج از آب داشته و آب های سرد را می پسندند دچار مشکلات فروانی شده و در نهایت این گونه‌های بسیار ارزشمند می میرند از تمامی علاقه‌مندان به محیط زیست و جانوران این کشور زیبا می‌خواهم و بهتر است بگویم خواهش می‌کنم از خرید این جانوران برای نگهداری در خانه صرف نظر کرده و از سویی دیگر در صورتی که مراکز فروش آنها را مشاهده نمودند به سازمان محیط زیست اطلاع دهند. البته امیدوارم که این سازمان کاری از پیش ببرد. در این صورت حداقل ما مسئولیت خود را انجام داده و با از دست دادن بازار فروش برای این جانور می‌توان امیدوار بود که صید آن از طبیعت کاهش یابد. در مطلب آینده توضیحات بیشتری را درمورد این گونه در اختیارتان قرار می‌دهم.  

                   

http://amphibiaweb.org عکس: سایت

در زیر جدولی از اسمی پارسی و علمی دوزیستان ایران آمده است. همچنین من براساس مطالب و اطلاعات بدست آمده من وضعیت حفاظتی را که برای هر گونه می تواند وجود داشته باشد بطور پیشنهادی ذکر نموده ام البته این پیشنهاد بر مبنای اطلاعات سایت IUCN که وضعیت این گونه ها را در سطح جهانی ذکر نموده بازیابی شده اند. در بسیاری از گونه های ایران تخریب زیستگاه ها و آلودگی عامل مهمی در کاهش جمعیت این گونه ها بوده است.

نام فارسی

وضعیت حفاظتی

Scientific Name

وزغ تالشی

کم اهمیت از لحاظ حفاظتی

Bufo eichwaldi

وزغ لرستانی

اطلاعات در مورد گونه بسیار کم

Bufo luristanicus

وزغ سبز خراسانی

کم اهمیت از لحاظ حفاظتی

Bufo oblongus

وزغ بلوچی

کم اهمیت از لحاظ حفاظتی

Bufo olivaceus

وزغ مرمری

کم اهمیت از لحاظ حفاظتی

Bufo stomaticus

وزغ بی گوش

کم اهمیت از لحاظ حفاظتی

Bufo surdus

وزع تورانی

اطلاعات در مورد گونه کم

Bufo turanensis

وزغ رنگارنگ (سبز)

اطلاعات در مورد گونه کم

Bufo variabilis

قورباغه درختی

کم اهمیت از لحاظ حفاظتی

Hyla savignyi

-

-

Hyla orientalis

وزغ پابیلچه ای

اطلاعات در مورد گونه کم

Pelobates syriacus

قورباغه بلوچی

اطلاعات در مورد گونه کم

Euphlyctis cyanophlyctis

قورباغه راه راه

کم اهمیت از لحاظ حفاظتی

Rana camerani

قورباغه جنگلی

کم اهمیت از لحاظ حفاظتی

Rana macrocnemis

قورباغه مردابی

کم اهمیت از لحاظ حفاظتی

Rana ridibunda

سمندر گرگانی

به شدت در معرض انقراض

Paradactylodon gorganensis

سمندر جویباری پارسی

در معرض انقراض

Paradactylodon persicus

سمندر آذربایجانی

آسیب پذیر

Neurergus crocatus

سمندر لرستانی

در معرض انقراض

Neurergus kaiseri

سمندر کردستانی

آسیب پذیر

Neurergus microspilotus

سمندر آتشی

آسیب پذیر

Salamandra infraimmaculata

سمندر تاجدار جنوبی

آسیب پذیر

Triturus karelinii

در مورد برخی گونه ها مانند سمندر تاجدار نوع وضعیت حفاظت گفته شده با نظر برخی سایت های حمایت از حیوانات متفاوت است که این با توجه به مشاهدات اینجانب از زیستگاه های در حال تخریب و یا آلودگی زیستگاهی بوده و در صورتی که دوستان نیاز به اطلاعات بیشتر در مورد تخریب ها و یا آلودگی های زیستگاهی و یا در مورد گونه های فوق دارند می توانند با بنده از طریق email تماس بگیرند.

نام فارسی

وضعیت حفاظتی

Scientific Name

وزغ تالشی

کم اهمیت از لحاظ حفاظتی

Bufo eichwaldi

وزغ لرستانی

اطلاعات در مورد گونه بسیار کم

Bufo luristanicus

وزغ سبز خراسانی

کم اهمیت از لحاظ حفاظتی

Bufo oblongus

وزغ بلوچی

کم اهمیت از لحاظ حفاظتی

Bufo olivaceus

وزغ مرمری

کم اهمیت از لحاظ حفاظتی

Bufo stomaticus

وزغ بی گوش

کم اهمیت از لحاظ حفاظتی

Bufo surdus

وزع تورانی

اطلاعات در مورد گونه کم

Bufo turanensis

وزغ رنگارنگ (سبز)م

اطلاعات در مورد گونه کم

Bufo variabilis

قورباغه درختی

کم اهمیت از لحاظ حفاظتی

Hyla savignyi

وزغ پابیلچه ای

اطلاعات در مورد گونه کم

Pelobates syriacus

قورباغه بلوچی

اطلاعات در مورد گونه کم

Euphlyctis cyanophlyctis

قورباغه راه راه

کم اهمیت از لحاظ حفاظتی

Rana camerani

قورباغه جنگلی

کم اهمیت از لحاظ حفاظتی

Rana macrocnemis

قورباغه مردابی

کم اهمیت از لحاظ حفاظتی

Rana ridibunda

سمندر گرگانی

به شدت در معرض انقراض

Paradactylodon gorganensis

سمندر جویباری پارسی

در معرض انقراض

Paradactylodon persicus

سمندر آذربایجانی

آسیب پذیر

Neurergus crocatus

سمندر لرستانی

در معرض انقراض

Neurergus kaiseri

سمندر کردستانی

آسیب پذیر<%2

با توجه به جدولی که در مطلب پیشین  در اختیارتان قرار دادم شاید این سوال برایتان بوجود بیاید که چرا من از سمندر ها شروع به نوشتن کردم و در مطالب اولیه ابتدا به بررسی دو گونه از آنها پرداختم علن این امر اهمیت این دو گونه از لحاظ علمی و همچنین خطر انقراض که بیش از پیش این دو گونه را تهدید می کند بوده است. همانطور که در مطالب پیشین ذکر کردم این دو گونه در خطر انقراض قرار دارند و سمند گرگانی بعنوان گونه ای در خطر انقراض در فهرست سرخ IUCN قرار گرفته است. مشاهدات من از زیستگاه های هر دو گونه نشان می دهد با توجه به افزایش تخریب زیستگاه ها و همچنین افزایش دامداران در زیستگاه های این جانور از عوامل مهم تهدید این دو گونه به شمار می روند از اینرو  من در اولین مطالب خود به این دو گونه اشاره نمودم. قبل از این که دیگر گونه های دوزیستان را بررسی کنیم لازم است مطالبی را در خصوص انقراض گونه های دوزیستان در جهان و ایران متذکر  شویم.

از عوامل مهم انقراض تخریب زیستگاه، آلودگی های زیست محیطی است. همچنین مواردی چون افزایش بیماری های واگیر دار مانند برخی آلودگی های قارچی و یا باکتریای، خشک سالی و صید بی رویه در برخی نقاط جهان به انقراض گونه ها کمک نموده است. بطوریکه برخی دانشمندان قرن اخیر را قرن انقراض دوزیستان قلمداد کرده اند. در مطلب آینده برخی آمارهای منشر شده در این باره را برایتان بازگو خواهم نمود.

در سایت دوزیستان که در پیوند ها آمده است جدولی از نام علمی دوزیستان ایران آورده شده من باید این جدول را در مطالب پیشین برای شما در وبلاگ قرار می‌دادم اما نیاز به کمی تغییر داشت و در نتیجه کمی زمان برد تا جدول آماده شود. در این مطلب پیش از اینکه شرحی از دیگر گونه‌ها بدهم این جدول را آورده‌ام و بزودی جدولی دیگر از نام گونه‌ها به فارسی در کنار نام علمی در وبلاگ قرار خواهم داد همچنین هرکدام از شما دوستان که اطلاعاتی در رابطه با دوزیستان ایران دارید و یا اسمی محلی آنها را می‌دانید خوشحال می شوم که انها را از طریق email و با عنوان دوزیستان ایران برای من بفرستید تا در وبلاگ با نام خودتان، آن اطلاعات را در اختیار دیگر دوستان قرار دهم.

جدول نام علمی دوزیستان ایران    

سمندر گرگانی Paradactylodon gorganensis نیز مشابه گونه قبلی بوده و از لحاظ اندازه، شکل کلی بدن و رنگ آن مانند گونه قبلی است. تنها تفاوت‌های جزیی در ساختار جمجمه و زمان تولید مثلی وجود دارد. البته برخی از متخصصین اختلافاتی را در اندازه برخی از قسمت‌های بدن بین ذو گونه ذکر کرده‌اند که تعدادی از آنها در برخی موارد جداکننده دو گونه نیستند. از سویی دیگر برخی متخصصین اعتقاد بر وجود یک گونه داشته و این نمونه را یک جمعیت جدا از گونه قبلی می دانند. در مجموع این گونه بسیار مشابه گونه قبلی بوده و همچنین تخم‌ها، لاروها و برخی حصوصیات تولید مثلی مشابه گونه قبلی است. این گونه نیز در چشمه جویبارهای کوهستانی رشته کوه‌های البرز در شمال شرقی ایران یعنی استان گلستان زیست می نماید. متاسفانه بسیاری از محققین داخل و خارج کشور به بهانه‌ی نمونه برداری‌های علمی هر ساله تعداد زیادی از لاروها و بالغین این گونه را از برخی زیستگاه‌های معروف آن صید می‌کنند بطوریکه جمعیت آن به شدت کاهش یافته ودر فهرست سرخ IUCN به عنوان گونه‌ی در معرض خطر (En) ذکر کرده است. در این جا لازم در رابطه با سایت IUCN نکاتی را متذکر شوم در این سایت شما می‌توانید نام گونه‌های در معرض خطر و به عبارت دیگر وضعیت گونه را در حال حاظر و سال‌های گذشته مشاهده نمود و همچنین برخی برنامه‌های حفاظتی در رابطه با برخی گونه‌ها را مشاهده نمود. در ضمن وضعیت هر گروه بصورت مخفف ذکر می‌گردد در ضمن در سایت تمام گروه‌ها مانند گروه در معرض خطر و … تعریف شده‌اند. آدرس این سایت در پیوند‌های روزانه قرار داده شده است.

                                                        

                                                                     

تا کنون هیچیک از محققین نتواسته‌اند زمان دقیق تولید مثلی این گونه را مشخص نمایند اما احتمالا در فصول بهار این گونه جفت گیری نموده و تخم های خود را که در دو استوانه ژله‌ای قرار دارند در آب می گذارد این استوانه ها یک سر به یکدیگر متصل بوده و از همان قسمت مادر آنها را به بستر می‌چسباند. با توجه به اینکه این گونه در آب های بسیار سرد معمولا زیر ۱۰ درجه سانتی‌گراد زندگی می‌کند مراحل جنینی نسبتا طولانی است. پس از خارج شدن لارو ها از تخم انها مدت چند روز بی حرکت بوده تا کیسه زرده شان جذب شود پس از آن شنای فعال داشته و از موجدات کوچک آبزی بخصوص لارو حشرات تغذیه می‌کنند در مراحل بعدی پس از گذشته چند هفته پاهای جلویی ظاهر می‌شود که آنها به لاروها در حرکت در بستر و حفظ تعادل در هنگام شنا کمک می‌کنند. پس از گذشت بیش از یک دوما اندم‌های جلویی و عقبی رشد نمود و لاروها به راحتی می‌توانند در بستر حرکت نمایند در تما این مدت آبشش ‌های خارجی مشخص بوده و شما در زطر میکروسک.پ می‌توانید حرکت گلوبولهای قرمز خون را در زیر آنها مشاهده نمایید. رنگ بدن لاروها تنوع زیادی داشته و از کرم تا قهوه‌ای تیره با لکه‌های سفید تا زرد دیده می شوند. لاروها پس از گذشت حداقل ۱ سال آبشش‌های خود را از دست داده و می‌توانند وارد خشکی شوند اما فط مناطق بسیار مرطوب و یا در روز های بارانب و برفی چراکه شش آنها تکامل نیافته بوده و بیشتر اکسیژن مورد نیازشان را از طریق پوستشان جذب می‌نمایند. لازم به ذکر است که لاروها مانند بالغین رژیم غذایی گوشتخواری دارند.

                                                

 

در مطلب پیشین به سمندر جویباری اشاره نمودیم که در این مطلب اطلاعات بیشتری در رابطه با این گونه در اختیارتان قرار می دهیم. این گونه سمندر در گروه سمندرهای اولیه قرار دارد و از خانواده‌ای است که می‌توان گفت پراکنش آسیایی دارند و خویشاوندان نزدیک آنها در چین، ژاپن، کره جنوبی و شمالی، روسیه و یک گونه نیز در افغانستان زیست می نماید البته اطلاعات زیادی در رابطه با گونه‌ای که در افغانستان زیست می‌نماید وجود ندارد و با توجه به وضعیت این کشور در سالهای اخیر و عدم توجه به جانوران بومی امکان منقرض شدن این گونه نیز می‌رود که امیدواریم این اتفاق تا این لحظه به وقوع نه پیوسته باشد. با توجه به اولیه بودن این گونه از لحاظ تکاملی، گونه‌ای بسیار حساس به شرایط اقلیمی بوده و کوچکترین تغییرات در زیستگاه‌های آن ممکن است به نابودی آن منجر گردد. بعنوان مثال در زمانی که برای بازدید و نمونه برداری به یکی از زیستگاه‌های این گونه در اردبیل رفتیم در محل‌هایی که در حدود ۱۰ سال پیش از بازدید ما نمونه برداری صورت گرفته بود نتوانستیم هیچ نمونه‌ای را بیابیم و براین اساس ما نمونه برداری از زیستگاه‌های دیگر را به حداقل رسانده و سعی نمودیم به زیستگاه‌های موجود آسیب نرسانیم. در مجموع زیستگاه‌های این جانور در جنگل های شمالی کشور به شدت در معرض تهدید بوده چراکه قطع بی رویه درختان، استفاده جانوران اهلی از چشمه جویبارهای محل زندگی این جانور بعنوان آبشخور و در برخی موارد بعنوان حمام (چوپانان گله‌های گاو و یا گوسفند حود را وارد برکه یا جویبارها در مکان‌هایی که عمق آب کافی باشد می‌نمایند و موجب آلودگی و تخریب زیستگاه‌های این جانور می‌شوند)، صید بوسیله دانشجویان و یا کارشناسان موزه‌های تحقیقاتی و دانشگاهی داخل و خارج کشور موجب شده تا در برخی مناطق جمعیت اینگونه بکلی نابود و یا جمعیت آنها به شدت کاهش یابد. چنانکه اسم این گونه در فهرست سرخ IUCN بعنوان گونه‌ای در معرض تهدید به ثبت رسیده است.

در مطلب آینده در رابطه با تولید مثل و لاروهای این گونه صحبت خواهیم نمود.

 

 

 

 

http://amphibiaweb.org عکس: سایت

    در مطلب پیشین اشاره‌ای به رده دوزیستان نمودیم، همچنین اشاره‌ای به راسته‌های دوزیستان ایران کردیم. با توجه به اینکه در این وبلاگ سعی شده اطلاعات دوزیستان به شکلی علمی و همچنین به زبان ساده بیان گردد و از سویی دیگر این اطلاعات مربوط به دوزیستان ایران باشد. همانطور که اشاره شد این رده در ایران دارای دو راسته دوزیستان دم‌دار و دوزیستان بی‌دم می‌باشند که راسته اول سمندرها و راسته دوم دو گروه عمده قورباغه‌ها و وزغ‌ها را شامل می‌شوند. در مجموع ایران ۲۲ گونه دوزیست دارد که اسامی علمی آنها را می‌توان در سایت amphibiaweb (آدرس سایت در لینک‌ها موجود است) مشاهده نمود. همچنین اطلاعات مفیدی در رابطه با این گونه‌ها در سایت شامل عکس، توصیف و زیست‌شناسی این گونه‌ها را می‌توان در این سایت مشاهده نمود. ۷ گونه سمندر، ۵ گونه قورباغه و ۱۰ گونه دیگر را وزغ‌ها تشکیل می‌دهند. متاسفانه بسیاری از گونه‌های دوزیستان ایران در خطر انقراض قرار دارند، چراکه زیستگاه‌های آنها در ایران در حال تخریب هستند و همچنین برخی از آنها مانن سمندر لرستانی توسط افراد سود جو و با استفاده از کمبود اطلاعات مردم بعنوان گونه‌های خارجی در آکواریوم فروشی‌ها به فروش می‌رسند که اغلب این جانوران به دلیل شرایط نامساعد زندگی پس‌ از مدتی خواهند مرد. در رابطه با صید، فروش و دیگر تهدیداتی که این جانوران را تهدید می‌کند پس از معرفی گونه‌های ایران بطور مفصل صحبت خواهیم کرد. در این مطلب یکی از گونه‌های دوزیستان را معرفی می نماییم.

 سمندر جویباری Paradactylodon persicus

این گونه یکی از دو گونه سمند جنس پاراداکتیلودون است و از گونه‌های کمیاب و در معرض خطر بوده که تنها در رشته‌کوه‌های شمالی البرز زیست می‌نماید و در دیگر مناطق ایران و دنیا یافت نمی‌گردد. رنگ بدن این گونه بنفش و با خال (لکه‌های) تیره بوده و از حشرات و لاروهای آنها و برخی از دیگر بی‌مهرگان مانند کرم‌خاکی تغذیه می‌کند. این گونه در آبهای سرد زیست می‌نماید لازم به ذکر است که تمامی سمندرها در آب و هوای مرطوب و سرد و در نیم کره شمالی زیست می‌نمایند تنها گونه سمندر که در نواحی شمالی نیم کره جنوبی زیست می‌نمایدگونه‌ای است که در ارتفاعات کوه‌های مکزیک زیست می‌نماید. حداکثر طول این گونه به حدود ۲۶ تا ۳۰ سانتی متر می‌رسد و در جویبارهای سرد کوهستانی زیست می‌نماید این گونه شب فعال بوده و در آب در بین گیاهان آبزی و زیر برگ های پوسیده درختان در جنگلهای مرطوب شمالی به جستجوی غذا می‌پردازد. اطلاعات بیشتر در رابطه با این گونه را در مطلب آینده می‌توانید مطالعه نمایید.

 ایران کشوری گسترده بوده و که تنوع بسیار گسترده ای را در آن شاهد هستیم. از یک سو شمال کشور باقیمانده جنگلهای هیرکانی بوده که راهرویی باریک و منحصر بفرد را اسجاد نموده است. تنوع زیستگاهی بالای این کشور موجب شده تا تنوع جانوری منحصر به فردی را نسبت به کشورهای همسایه ایجاد نموده است. همچنین این کشور در مسیر پراکنش جانوران بعنوان چهار راهی که دو سوی آن به دنیای قدیم (Palearctic)،یک سوی آن به آفروتروپیکال یا اتیوپی (Ethiopian) و سوی دیگر  به  اورینتال (Oriental) در علم جغرافیایی جانوری شناخته می شود. ازاینرو  گونه های جانوری گوناگونی که برخی نماینده فون جانوری مناطق جغرافیای جانوری ذکر شده و همچنین برخی گونه های بومی (endemic) هستند را می توان در این سرزمین زیبا یافت. گروهی از این جانوران که در ایران با کم لطفی مردم مواجه بوده و هستند دوزیستان می باشند. این گروه از جانوران در طبقه بندی جانوری گروهی مجزا را تشکیل داده که در اصطلاح علم جانورشناسی آنرا رده دوزیستان (Class Amphibia) می نماند. این گروه از رده خزندگان که شامل مارمولک ها، لاک پشت ها و مارها می باشد کاملا جدا می گردد. اغلب دوزیستان فاقد فلس بوده و تنها یک راسته (Order Gymnophiona or Apoda) از آنها به نام دوزیستان بدون دست و پا که ظاهری شبیه مار و یا بهتر است بگوییم شبیه به یک کرم بزرگ را دارند دارای فلس هستند این گونه ها در مناطق استوایی زیست می نمایند. از این راسته در ایران گونه ای وجود ندارد. راسته دیگر راسته دوزیستان دم دار (Order Urodela or Caudata) بوده که در ایران ۷ گونه از این گونه های بسیار زیبا زیست می نمایند و آخرین راسته این خانواده را دوزیستان بدون دم (Order Anura or Salientia) تشکیل داده که شناخته شده ترین گونه ها یعنی فورباغه ها و وزغ ها را شامل می گردد(۱۵ گونه از این راسته در ایران زیست می نماید). در آینده در رابطه با این دو راسته در ایران بیشتر صبحت خواهیم کرد.  

 

بایگانی


Free web hostingWeb hosting