این مطلب را اینجا گذاشتم تا بگم مراقب باشیم همیشه پند دهندگان و همدردی کنندگان عاشق چشم و ابروی ما نیستند!
روزی ابومسلم خراسانی با سپاه خویش از کنار روستای بسیار سبز و زیبا می گذشت جمعی از مردم آن روستا تقاضای دیدار با او را داشتند یکی از آنها را اجازه دادند تا نزد سردار ایرانی بیاید او گفت ما مردان روستا از شما می خواهیم ثروت روستا را بین ما تقسیم کنید و ادامه داد باغ بزرگی در کنار روستا است که اگر تقسیم اش کنید هر کدام از ما صاحب باغ کوچکی می شویم و همیشه دعاگوی شما خواهیم بود . سردار پرسید اگر صاحب باغ هستید پس چرا به پیش من آمده اید ؟! بروید و بین خویش تقسیم اش کنید .
مرد گفت : در حال حاضر باغ از آن ما نیست اما ما آن را سبز کردیم ابومسلم متعجب شد و پرسید : داستان این باغ چیست از آغازش برایم بگویید.
آن مرد گفت مردم روستای ما ۱۵ سال پیش تنها چند باغ کوچک داشتند تا اینکه مرد مسافری شبی در روستای ما میهمان شد و فردای آن ، مسافر بخشی از زمینهای اطراف روستا را از مردم روستا خرید و بخشی از مردان و زنان روستا را به کار گرفت تا باغ سبز شد . سردار پرسید در این مدت مزد کارگر و سهم زحمت مردم روستا را پرداخته است و روستایی گفت آری پرداخته اما ریشه او از روستای ما نیست و مردم روستا می گویند چرا او دارایی بیشتری نسبت به ما دارد؟ و باغی مصفا در اختیار داشته باشد و ما نداشته باشیم ؟!
سردار گفت شما دستمزد خویش را گرفته اید و او هم برای آبادی روستای شما زحمت کشیده است پس چطور امروز این قدر پر ادعا و نالان شده اید روستایی گفت دانشمند پرهیزگاری چند روزی است میهمان ما شده او گفت درست نیست که کسی بیشتر و فزون تر از دیگری داشته باشد و اینکه آن مرد باغدار هم از زحمت شما روستاییان باغدار شده و باید بین شما تقسیم اش کند .
ابومسلم پرسید این مردک عالم این چند روزی که میهمان روستا بوده پولی هم به شما پرداخته روستایی گفت ما با کمال مهربانی از او پذیرایی کرده ایم و به او پول هم داده ایم چون حرفهایش دلنشین است .
سردار دستور داد آن شیاد عالم را بیاورند و در مقابل چشم مردم روستا به فلک بستن اش .
شیاد به زاری و التماس افتاده و از بابت نیرنگ و دسیسه خویش طلب بخشش و عفو می نمود . آنقدر او را فلک نمودند که از پاهایش خون می چکید سوار بر خرش کرده و از روستا دورش نمودند .
مردم روستا بر خود می لرزیدند ابومسلم رو به آنها کرده و گفت : شما مردم بیچاره ایی هستید ! کسی که ثروتش را به پای روستای شما ریخته برایتان کار و زندگی به وجود آورده را پست جلوه می دهید و می گویید در داشته های او سهیم هستید و کسی را که در پی شیادی به اینجا آمده و از دسترنج شما شکم خویش را سیر می کند عزیز می دارید چون از مال دیگری به شما می بخشد ! هر کس با ثروتش جایی را آباد کند و با اینکار زندگی خویش و دیگران را پر روزی کند گرامی است و باید پاس اش داشت .
منبع:http://yasamin-atashi.blogspot.com/2009/11/blog-post_7926.html
چند هفته ای است که من در نمونه برداری هستم در اصل مشغول انجام بخشی های از از پروژه درسی ام و دسترسی به اینترنت ندارم در ضمن تقریبا تا ۵ ماه آینده هم در گیرهستم بنابراین دیر به دیر تارنما را می توانم به روز کنم و از شما دوستان عذرخواهی می کنم. اما در این فرصت کمی که امروز داشتم تصمیم گرفتم عکس هایی از طبیعت استرالیا البته بیشتر عکس ها مربوط به خزندگان است و همچنین فیلم کوتاهی از مار قهوه ای که یک گونه ی سمی است را در تارنمایم قرار بدهم.
نام علمی گونه ها را در فرصتی دیگر اضافه می کنم.





در مطالبی که در آغاز کار وبلاگم در سایت بلاگفا نوشتم به این موضوع پرداخته بودم اما با توجه به تغییرات جدیدی که در رده بندی و نام گذاری این گروه از جانوران انجام شده لازم دیدم یافته های جدید در این زمینه را به مطالب گذشته اضافه نمایم.
همانطور که می دانید استفاده از روش های مولوکولی در رده بندی جانوران جایگاه ویژه ای یافته است. بسیاری از زیرگونه ها و یا گونه های توصیف شده ای که نامشان بعنوان همنام (synonym) طبقه بندی شده بود بعنوان گونه های جدیدی در حال حاضر شناخته می شوند. در زیر گونه های جدیدی که با توجه به چنین مطالعاتی به فهرست دوزیستان ایران اضافه شده اند و نام یا گروهی که پیش از این متعلق به آن بوده اند آورده شده است.
Hyla orientalis در گذشته تنها یک گونه قورباغه درختی در ایران شناخته شده بود Hyla savignyi اما تحقیقات علمی جدید نشان داده گونه مذکور در شمال غربی ایران یعنی در بخشی از استان گیلان (بخشی از کوه های تالش) زیست می نماید البته باید مطالعات اخیر تنها با تکیه به برخی نمونه های موزه ای و مطالعات مولوکولی انجام شده براین اساس پراکنش این گونه در ایران باید بطور دقیق مورد بررسی قرار گیرد. باید یادآور شوم این گونه در گذشته نژادی از گونه H. arborea بوده که محل نمونه تیپ آن کوه های تاش است اما با کنار گذشتن نژاد در سیستم رده بندی مدرن جانوران این نژاد تنها با نام H. arborea شناخته می شده است بنابراین پس از مطالعات اخیر تنها به استناد محل اولیه نمونه ها پراکنش انها مشخص شده است. از اینرو انجام مطالعات تکمیلی در خصوص شناسایی جمعیت ها و پراکنش احتمالی آن در ایران ضروری است.

Hyla orientalis منبع: http://www.hylawerkgroep.be/jeroen/index.php?id=47
Rana pseudodalmatina این گونه بعنوان زیر گونه ای از گونه Rana macrocnemis شناخته می شد. براساس مطالعات مشابه گروه پیچده قورباغه های قهوه ای دستخوش تغییرات فراوانی شده است که یکی از آنها تغییر یک زیرگونه بومی (endemic) ایران به گونه شده است که گونه ای بومی به شمار می رود البته براساس همین مطالعات و شاید بهتر است بگوییم کمبود اطلاعات در مورد دوزیستان در ایران هر دو گونه مذکور در فهرست نام دوزیستان ایران قرار دارند.
باید به این نکته توجه نمود که صرف چنین مطالعاتی نمی توان پراکنش یک گونه را آن هم تنها براساس اطلاعات موزه ای که گاها بیش از بیست تا سی سال قدمت دارند مشخص نمود همانطور که پس تغییر رده بندی یک زیرگونه از سمندر های تاجدار (Triturus cristatus karelini) به دو گونه (T. cristatus and T. karelini) ایران را یکی از زیستگاه های هر دو گونه قلمداد نمودادند اما مطالعات تکمیلی تر نشان داد یکی از این گونه ها (Triturus karelini) در ایران حضور دارد.
برخی از منابع:
M. Veith, J. Kosuch, M. Vences (2003).Climatic oscillations triggered post-Messinian speciation of Western Palearctic brown frogs (Amphibia, Ranidae). Molecular Phylogenetics and Evolution, p.310-327
M. VEITH, J . F. SCHMIDTLER,J. KOSUCH,I. BARAN and A. SEITZ (2003).Palaeoclimatic changes explain Anatolian mountain frog evolution: a test for alternating vicariance and dispersal events. Molecular Ecology 12, p.185-199
Matthias Stöck, Sylvain Dubey, Cornelya Klütsch, Spartak N. Litvinchuk, Ulrich Scheidt and Nicolas Perrin (2008). Mitochondrial and nuclear phylogeny of circum-Mediterranean tree frogs from the Hyla arborea group. Molecular Phylogenetics and Evolution 49, p.1019–۱۰۲۴
بهانه ی که این عنوان را برگزیدم مقاله ای در سایت تابناک بود که از طریق یکی از دوستان بدستم رسیده بود (شیری در باغ وحش دزفول از گرسنگی تلف شد). در تمام دنیا امروزه نه تنها باغ وحش ها مرکز درآمد زایی هستند بلکه بعنوان یکی از راهکارهای حفظ گونه های در خطر انقراض اهمیت بسزایی دارند و همچنین در بسیاری از آنها برنامه های زادآوری و یا نگهداری در اسارت به انجام می رسد. آنها در بسیاری از برنامه های حفاظتی نقش موثری ایفا می کنند و در برخی موارد نیز نقش موثری در جلوگیزی از انقراض گونه های در معرض خطر داشته اند اما متاسفانه در ایران این مکان ها در اختیار ارگانی است که هیچ تخصصی در زمینه نگهداری٬ حتی از حیوانات اهلی را نیز ندارد و همچنین تلاشی هم در جهت بهبود کیفیت این مکان ها انجام نمی دهد مگر در مواردی که موجب افزایش بازدید و یا بعبارتی افزایش درآمد گردد. اگر نگاهی به وب سایت های باغ وحش ها در کشور های دیگر بیندازید می بیند حجم عظیمی از تبلیغات شان در ارتباط با آشنایی مردم با برنامه های حفاظتی و اهمیت حفظ و پاسبانی از حیات وحش است و حتی در برخی از آنها از مردم دعوت می شود تا بطور داوطلبانه در برنامه های حفاظتی آنها شرکت نمایند. البته این مسیری طولانی بوده و در گذشته نچندان دور آنها نیز مانند باغ وحش های ایران مکانی صرفان درآمدزا بوده اند و متاسفانه امروزه نیز برخی از آنها نیز در گوشه و کنار دنیا دیده می شوند. اما در ایران همسو با تخریب هر چه بیشتر محیط زیست که شاهد آن هستیم در باغ وحش ها نه تنها حمایتی از حیوانات که عامل اصلی درآمد نیز هستند نمی شود بلکه راه های چگونگی به بند کشیدن و زجر دادن یک حیوان آموزش داده می شود. باغ وحش هایی با قفس های بسیار کوچکی که محل شکنجه حیوانات هستند و من با چشم خود دیده ام که مردم هم در این شکنجه سهیم بوده با چوب و سنگ و خوراندن دستمال کاغذی به این مخلوقات خدا در جشن شکنجه آنها شریکند.
اگر شیری از گشنگی بمیرد و یا اگر میمونی و خرسی در اثر خوردن دستمال کاغذی و … و عدم مراقبت صحیح کشته شود باکی نیست چراکه با صرف کمی پول شیر و خرس جدیدی جایگزین می شود و آب هم از آب تکان نمی خورد چند روزی دیگر مردم از دیدن حیوان در عذاب و شکنجه لذت خواهند برد. باید برای ریشه مسئله چاره ای اندیشید٬ اصل مشکل جای دیگری است در جامعه ای که اگر به گربه بی پناهی جای داده شود باید به همسایه و کس و ناکس جواب پس داد٬ در جامعه ای که سگ بخاطر نجس بودن حق زندگی ندارد٬ در جامعه ای که مردمانش سال نو را با رقص مرگ ماهیان قرمز جشن می گیرند٬ در جامعه ای که سازمان حامی طبیعت آن میزبان سیرک است چه انتظاری می توان از باغ وحش داشت؟
در نظرات وبلاگ یکی از دوستان دیدم شخصی با بی ادبی نویسنده را مخاطب قرار داده بود و از اینکه وی از حقوق حیوانات طرفداری کرده گلایه مند بود!! بهانه اش هم این بود که در ایران انسان ها مشکلات بدتری دارند و شب ها گشنه اند و شما به فکر حیوانات هستید در پاسخ به این دوست باید گفت درجامعه ای که مردمانش پس از بازدید از باغ وحش و باغ پرندگان سنگ و چوب نثار حیوانات دربند می کنند و یا پس از میزبانی طبیعت آشغال ها و آتش نثارش می کنند انتظار دارید در برابر شما که سری سبز و زبانی سرخ دارید چگونه عمل کنند؟؟
گونه ها در اکوسیستم ها چه می کنند؟ عنوان مقاله ای بود که توجه مرا بخود جلب کرد بخشی از مقاله را در اینجا اورده ام البته توصیه می کنم اصل مقاله را بخوانید.
برای حدود سه دهه کنکاش در پاردایم ها، دیدگاه ها و مسائل مربوط به اکوسیستم و اکولوژی جمعیت جدای از یکدیگر صورت می گرفت، با اینحال جمعیت و جامعه بخشی از یک اکوسیستم محسوب می شدند. چنانکه Linkes در سال ۱۹۹۲ اکولوژی را اینگونه تعریف نمود؛ اکولوژی مطالعه علمی تاثیر فرآیندها بر پراکنش و فراوانی موجودات، برهمکنش میان هر گروه از موجودات، برهمکنش بین موجودات و جابجایی و جریان انرژی و ماده است. براین اساس و در صورتی که ما بخواهیم به کمک اکولوژی فهم یکپارچه ای از طبیعت بدست آوریم چاره ای جز شکستن سد میان علوم وابسته به جمعیت و اکوسیستم نداریم. حال پرسش اینکه گونه ها در اکوسیستم ها چه انجام می دهند خود تلاشی است در جهت ایجاد ارتباط بین علوم مرتبط با زیست شناسی جمعیت و اکوسیستم. در این مقاله سعی شده به سه جنبه وابسته با مسئله ذکر شده پرداخته شود؛
۱) از لحاظ تئوری چه ارتباطاتی ممکن است بین فرآیند های اکوسیستمی و غنای گونه ای در جوامع وجود داشته باشد؟ بطور اولیه، در صورتی که زیست توده یک جامعه به تعداد کم یا زیادی از گونه ها تقسیم شود آیا تاثیری بر عملکرد اکوسیستم دارد؟
۲) در جهت پاسخ به پرسش اصلی نویسنده مقاله یک سلسه آزمایشاتی را انجام داده تا تاثیر حضور یک گونه اضافه شده به اکوسیستم را بررسی نماید.
۳) در دیدگاه سوم اشاره می شود که آزمایشات انجام گرفته اگرچه مهم هستند اما راهی که گونه بر اکوسیستم تاثیر گذار است و چگونه برخی گونه ها موجب تغییر، نگهداری و خلق زیستگاه ها می شوند را نشان نمی دهند. همان چیزی که بعنوان مهندسی اکولوژی شناخته می شود.
بهتر می بینم ادامه مطلب را در اصل مقاله به زبان اصلی بخوانید که بنظر من جالب توجه است.

لینک مقاله در Jstor اینجا
(در صورت نیاز به مقاله از طریق ایمیل به من اطلاع دهید)
در این مدت دست و دلم به نوشتن نمی رفت اما باید زندگی کرد، امید داشت و در تمامی عرصه های زندگی بجلو حرکت کرد.
وزغ تورانی Bufo turanensis یا Pseudepidalea turanensis
این وزغ نیز از زیر گروه و یا بهتر است بگوییم متعلق به گروه وزغ های سبز می باشد. همانطور هم که پیشتر گفتم گروه وزغ های سبز از لحاظ علم رده بندی جانوری بسیار پیچده بود و اختلاف نظر های فراوانی روی اعضاء این گونه وجود دارد. دوزیست شناسان بسیاری در دنیار روی این گروه کار می کنند و در سال های اخیر مطالعات وسیع مولوکلوی و کاریوتایپی روی این گروه در پهنه ی دنیای قدیم (پالئارکتیک) صورت گرفته است. نتایج این بررسی ها متاسفانه به پیچیدگی موضوع افزوده چرا که برخی محقیقن معتقدند زیرگونه های این گروه در واقع گونه های جداگانه ای هستند و برخی حتی جنس برخی از اعضا آنرا عوض نموده که پیشتر هم به یک نمونه آن اشاره گردید منظور جنس Pseudepidalea است. اما وزغ تورانی تا چندی پیش به نام وزغ سبز تورانی و زیرگونه ای از وزغ سبز شناخته می شد و سپس بعنوان گونه وزغ تورانی تغییر یافت. لازم بذکر است گونه وزغ سبز نیز در ایران اکنون با نام وزغ رنگارنگ Bufo variabilis شناخته میشود. بحث در این مورد بسیار زیاد بوده و پس از بررسی آخرین گونه از وزغ های ایران و یا بعبارت بهتر آخرین گونه دوزیست ایران سعی می کنم تحلیلی جامع از مقالات اخیر در مورد این گروه پیچیده ارائه دهم.
اسفانه اطلاعات در مورد وزغ تورانی بسیار ناچیز بوده و محدود به برخی مطالعات اولیه در شناسایی پراکندگی آن و همچنین برخی مطالعات ژنتیکی می شود اما مطالعاتی روی اکولوژی، رفتار و زیست شناسی آن در دست نیست. این گونه در ایران، قزاقستان، تاجیکستان و ازبکستان پراکنش دارد و در ایران تا کنون از شمال غرب فلات مرکزی (تهران و مازندران)، رشته کوه های شمال شرقی البرز یعنی استان گلستان و خراسان شمالی یافت شده است.
دوستان متاسفانه وبلاگ من مدتی باز نمی شد نمی دانم مشکل چه بود!؟
از طرف دیگر ناآرامی های اخیر غمی بزرگ را در دل هر ایرانی غیرتمندی جدای از مذهب عقیده و سلیقه های سیاسی جای داده. امیدوارم هر چه زودتر به آرامش و آزادی که حق همه ما است دست یابیم و بتوانیم در فضای آزاد با آرامش کامل مشکلات کشور را حل و بسوی ایرانی آزاد آباد و سربلند گام برداریم.
علی ناصری به جمهوریت می گوید: برای حفاظت عرصههای جنگلی باید موانع و تهدیدهای فراروی برطرف شود و برای صیانت آن همکاری بخشهای مختلف ضرروی است که تا به امروز اتفاق نیفتاده است. حضور دام از جمله عوامل تهدید عرصههای جنگلی است که باید رفع شود و حضور دام موجب تخریب و فرسایش خاک میشود. به گفته ناصری، برای اینکه جنگل کاریها پتانسیل لازم را داشته باشند باید طرح های حفاظت و صیانت اجرا شود و نهال کاریها با شناخت کامل صورت گیرد.

ناصری می افزاید: پارک ملی گلستان منطقهای است که در آن یک هشتم گونههای گیاهی، یک سوم گونههای پرندگان و بیش از یک دوم پستانداران کشور را به تنهایی در خود جای داده است.تنوع زیستی پارک ملی گلستان چنان است که آن را در چهارچوب یک کشور و یا در گسترهای با حداقل ۵ درجه عرض جغرافیایی میتوان تصور کرد. اما آنچه همه خوبان دارند، پارک گلستان به تنهایی دارد. گونههای گیاهی این گلستان شاخصهای گونههای هیرکانی، ایرانی – تورانی، مدیترانهای، اروپا – سیبری و… را توأمان دارد. گونههای گیاهی پارک آن قدر وسیع است که شامل گونههای باستانی، اندمیک (گونههایی که فقط در مرز جغرافیایی ایران وجود دارند)، اقتصادی، زینتی، دارویی، حفاظتی، در معرض تهدید و… میشود. کل، بز، قوچ اوریال، خرس قهوهای، پلنگ، گربه جنگلی، خوک وحشی، قشی از یک طرف و قرقی، عقاب طلایی، جغد، دارکوب و سینهسرخ از طرفی دیگر تنها تعدادی از شگفتیهای این پارک به حساب میآیند.
همایش ۱۶ خرداد در حمایت از آرمانهای سبز موسوی
شنبه آینده، ۱۶ خرداد ۱۳۸۸، بخشی از طرفداران محیط زیست گرد هم جمع میشوند تا از برنامههای میرحسین موسوی برای نظارت و پاسداری از اصل ۵۰ قانون اساسی آگاه شوند. تا این لحظه، میرحسین موسوی تنها کاندیدایی است که به تشکیل کارگروه محیط زیست در ستادش اقدام کرده و برنامهای مفصل را در این حوزه با همکاری برخی از نخبگان محیط زیست و منابع طبیعی کشور به رشتهی تحریر درآورده است.
ادامه خبر را در تارنمای مهاربیابان زایی ببینید.
اگرچه در این تارنما تا کنون به مطالب علمی آن هم در زیمنه محیط زیست پرداخته ام اما همچون هر ایرانی دیگری وظیفه خودم می دانم تا در این مقطع حساس یعنی دهمین انتخابات ریاست جمهوری مطلبی را در تارنمایم به انتخابات اختصاص دهم. برخی از دوستان سبز اندیش -نه سبز از نوع سیاسی این روز ها- در تارنما های سبز خود به نکته ظریفی اشاره کرده اند که شاید بتوان گفت پیش از این در دوره های انتخاباتی گذاشته چندان مورد توجه نبوده است یعنی مسئله محیط زیست و جایگاه آن از دیدگاه کاندیدا های ریاست جمهوری البته در این دوره هم من در گشت و گذار های اینترنتی مطالب چندانی را که بیان کننده دیدگاه های کاندیدا های ریاست جمهوری در این خصوص باشد پیدا نکردم. با توجه به مشکلات اقتصادی و گرایش های خاص سیاسی کنونی بیشترین مباحث در دسترس نیز به چنین زمینه هایی اختصاص یافته باید گفت با توجه به تجربه ۴ ساله گذشته نمی توان نسبت به این مسئله همچنان بی تفاوت بود و لازم است دوستان سبزاندیش دست در دست یکدیگر خواهان ارائه نظر شفاف کاندیدا ها در این خصوص نیز باشند.
در سال های اخیر دیدیم که سهل انگاری و عدم دانش کافی از محیط زیست چه خساراتی را به منابع طبیعی و ثروت های ملی کشورمان وارد کرده است دیدم که پریشان چگونه در آتش جهل سوخت، شاهکو محلی ها رفتند، چه برسر تالاب انزلی می آیدو مواردی بسیار را که در وبلاگ دیده بان محیط زیست می توانید ببینید و دیدیم که دم از هر ایرانی سبز اندیش برآمد و اما دریغ از یک آه سازمان محیط زیست. گرچه نمی توان گفت در سال های گذشته یعنی در دوره های آقای رفسنجانی و یا آقای خاتمی عملکرد سازمان محیط زیست بی عیب و نقص بوده اما به حق و انصاف مسیر حرکت مشخص و روبه پیشرفت بود و در کنار برخی کاستی ها می شد دورنمایی سبز را یافت که متاسفانه در سال های اخیر جای خود را به دورنمایی تیره و تار و مبهم داده است.
وضعیت طبیعت ایران را باید به درختی تنومند تشبیه کرد که قاتلان در پی قتل آن هر روز ضربه ای را بر پیکرش می نشانند و شب خود را به امید ضربه ای کاری تر به صبح می رسانند.
چندان زمانی به دهمین دوره انتخابات نمانده است گرچه مسائل اقتصادی و سیاسی نقش مهمی در انتخاب کاندیداها دارد اما نباید فراموش کرد که توجه به نگرش کاندیدهای ریاست جمهوری به محیط زیست و توسعه ی پایدار در کنار بهبود و حفظ طبیعت بکر و زیبای ایران می تواند موجب رونق اقتصادی نیز باشد چراکه اعتقاد به توسعه ی پایدار مستلزم برنامه ریزی و هدفمندی است و چنین رویکردی بی شک بر سیاست های کلان کشور تاثیری شگرف خواهد داشت که نتایج آن را حتی در خروج ایران از گرداب نابسامانی ها و بی انظباطی های اقتصادی و سیاسی نیز شاهد خواهیم بود.
دوستان مهم این نیست که کاندیدای مورد نظر من یا شما منتخب نهایی باشد مهم آن است دولتمردان که در این مقطع زمانی گوش های شنوایی می یابند حرف ما را نیز بشنوند.
به امید ایرانی سبز
توجه به مسئله ناپدید شدن بسیاری از گونه های جانوری و گیاهی در نتیجه فعالیت های انسانی بتدریج دانشمندان را به سوی شاخه ی جدیدی از علم راهنمایی کرد که با عنوان حفاظت محیط زیست اکنون شناخته می شود. امکان تخمین واقعی نرخ انقراض کار دشوار و شاید تا حدودی نا ممکن باشد اما یک از تخمین های پیشنهاد شده عنوان می کند که چیزی در حدود ۴/۱ گونه های جاندار در ۵۰ سال آینده منقرض خواهند شد (Ehrlich & Wilson 1991). می توان گفت هدف اولیه این علم کاهش میزان انقراض موجودات زنده می باشد.

زرده بر (Vormela peregusna) گونه ای آسیب پذیر در فهرست سرخ IUCN
منبع عکس: www.biolib.cz/cz/taxonimage/id10436
در بسیاری از تئوری های حفاظت از محیط زیست یکی از مهم ترین عوامل انقراض گونه ها را داشتن جمعیت های کوچک می دانند. چراکه جمعیت های کوچک در مقابل مسائلی چون فرآیند های تصادفی ژنتیک، زادآوری و مرگ و میر و محیط زیستی بسیار حساس و آسیب پذیر هستند. همانطور که می دانید فرآیند های تصادفی وابستگی بالایی به شانس دارند و اگرچه فرآیندهای نام برده شده همیشه به یکدیگر وابسته نیستند اما این امکان را باید در نظر گرفت چنین رخ دادهای در کنار یکدیگر می توانند عاملی مهم در به خطر انداختن بقای یک گونه و یا جمعیت نقش مهمی ایفا کنند.
الگوهای نظری (paradigms) حفاظت محیط زیست Graeme James Caughley
وی که یک محقق اکولوژی جمعیت ها و حفاظت محیط زیست با رویکرد ریاضی است در سال ۱۹۹۴ دو الگوی نظری را در تئوری حفاظت محیط زیست مطرح کرد:
-الگوی نظری جمعیت های کوچک
-الگوی نظری کاهش جمعیت
وزغ مرمری یا Bufo stomaticus
این گونه یکی دیگر از وزغ های ایران بوده که تا کنون از استان های سیستان و بلوچستان و خراسان (الان نمی دانم کدام یکی از استان های جدید را شامل می شود اما فکر می کنم در هر سه استان جدید مشتق شده از خراسان بخصوص خراسان رضوی و خراسان جنوبی باید پراکنش داشته باشد). اما بطور کلی گونه ای است که در برخی از نواحی اورینتال (اورینتال یکی از تقسیمات جغرافیایی جانوری است) پراکنش داشته و در کشورهای هند، پاکستان و افغانستان نیز نمونه هایی از آن مشاهده شده است.
سطح بدن مانند بسیاری از وزغ ها از توبرکل پوشیده شده است و پلک فوقانی ضخیم است. رنگ بدن خاکستری روشن تا زیتونی است که برامدگی ها معمولا تیره تر و به رنگ خاکستری هستند، اطراف لب بالایی کرم رنگ و شکم سفید چرکی است. زیر گلو علامتی متمایل به سیاه وجود دارد که تا روی سینه نیز ادامه می یابد.
لاروهای این گونه مانند لاروهای دیگر گونه های وزغ ها بوده و تیره رنگ هستند. لاروها در این گونه تا بیش از مرحله ۳۶ لاروی زندگی اجتماعی داشته و بصورت دسته های تیره رنگ که با یکدیگر حرکت می کنند در اطراف برکه دیده می شودند. پس از این مرحله لاروها بیشتر تمایل به زندگی انفرادی داشته و معمولا به کف برکه می روند.
عوامل تهدید کننده عمده برای این گونه را می توان استفاده از سموم و کود های شیمیایی دانست که باعث افزایش ناهنجاری در لاروها و همچنین افزایش مرگ و میر آنها شده علاوه براین می توان به خشک نمودن و یا تغییر کاربری چشم ها و برکه های محل زلادآوری این گونه نیز اشاره نمود. همچنین مرگ و میر در جاده ها، تخریب زیستگاه ها، چند تکه شده زیستگاه و اغییرات آب و هوایی از دیگر عوامل کاهش جمعیت این گونه می باشد.
عکس از سایت: http://wgbis.ces.iisc.ernet.in/biodiversity/sahyadri_database/revisedlist/rev_list.htm
متاسفانه برخی دوستان نتوانستند از لینک های قبلی استفاده کنند امیدوارم لینک های جدید مشکلی نداشته باشد البته لینک های قبلی سالم هستند اما مثل اینکه از ایران برای باز کردن آنها مشکل وجود دارد. (برای دیدن نام کتاب ها به مطلب قبل مراجعه کنید)
۱)http://www.megaupload.com/?d=KK2UAJWD
۲)http://www.megaupload.com/?d=VTKLT9A0
۳)http://www.megaupload.com/?d=DMJ6OQO1
چند روز پیش از طرف سرکار خانم متین فر (محیط زیست) دعوت شدم تا کتابی را در آستانه نمایشگاه کتاب معرفی کنم. با توجه به اینکه ایران نیستم ترجیح دادم چند کتاب الکترونیک را که در زمینه های محیط زیست می توانند سودمند باشند و خودم هم برخی از آنها را خوانده ام و یا درحال خواندنشان هستم را معرفی کنم. با توجه به اینکه این کتاب ها بصورت الکترونیک بودند لینک دانلود آنها را هم در اینجا قرار دادم تا دوستانی که مایل هستند بتوانند آنها را دانلود و استفاده کنند. البته شاید بهتر بود کمی از فضای علمی خارج می شدم اما گفتم شاید با توجه به وبلاگم اینطور مناسب تر باشد.
۱) Conservation Biology نویسنده: Fred Van Dyke که پایه ها مفاهیم و کاربردهای حفاظت محیط زیست را عنوام می کند و چاپ ۲۰۰۸ می باشد. در فصل اول این کتاب به تاریخچه و معنای حفاظت محیط زیست و در ادامه به ارزش ها و اصول اخلاقی در این علم پرداخته و در ادامه به مباحثی تخصصی شاما تنوع زیستی، ارزیابی و مفاهیم آن در این علم می پردازد. همچنین به مباحثی مانند تغییرات آب و هوای و تاثیرات آن بر حفاظت محیط زیست، ژنتیک جمعیت ها و حفاظت …. می پردازد.
۲) Practical Conservation Biology نویسندگان: دیوید لیندنمیر و مارک برگمن بوده که در سال ۲۰۰۵ به چاپ رسیده است. در فصل اول به بررسی اصول حفاظت و همچنین به بررسی مواردی چون مناطق حفاظت شده، مدیریت جمعیت، از دست دادن تنوع زیستی ژنتیکی و … می پردازد. بطورکلی می توان گفت کتابی بسیار مناسب برای کسانی است که می خواهند با علم حفاظت محیط زیست بیشتر آشنا شوند و همچنین به برخی از روش های حفاظت محیط زیست بطور عملی اشاره می کند.
۳) Models for Ecological Data کتاب دیگری است که البته من نسخه الکترونیکی آنرا پیدا نکردم این کتاب بسیار تخصصی بوده و به بررسی مدل های ریاضی و آماری در بررسی های اکولوژی مانند تخمین های جمعیتی، مدل های سری زمانی، ماندگاری جمعیت (Population Viability Analysis, PVA) و بسیاری دیگر از مدل های پیشرفته در اکولوژی می پردازد. این کتاب نوشته جیم اس کلارک بوده و در سال ۲۰۰۷ منشتر شده است. کتابی بسیار مفید برای علاقه مندان به اکولوژی بخصوص از دید ریاضی و مدل سازی است.
در نظرات مطلب پیشین بعضی از دوستان در مورد آمار زیستی و کتابی در این باره پرسیده بودند، متاسفانه کتاب فارسی مناسبی در این زمینه سراغ ندارم اما اگر شما با اصول کلی آمار در کتاب درسی آمار زیستی آشنا شده باشید (البته این کتاب بیشتر مباحث پایه ای را عنوان می کند که دانستن آنها الزامی است اما در بررسی های زیستی شما نیاز به مطالب بیشتری دارید) چند کتاب به زبان پارسی و همچنین انگلیسی ایت که می توانند بسیار سودمند باشند:
در نمایشگاه کتاب سال گذشته در غرفه دانشگاه گیلان کتابی با عنوان کاربرد آمار در بوم شناسی را دیدم که کتابی بسیار مفید در زمینه آمار اکولوژی یا همان بوم شناسی بود شاید امسال هم در غرفه دانشگاه گیلان بتوانید آنرا بیابید. همچنین ترجمه کتب اصول سیستماتیک جانورشناسی ( Principles of Systematic Zoology) می توانید در انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد بیابید که کتابی بسیار مفید است و نه تنها شما را با اصول رده بندی جانوری آشنا می کند در سه فصل آن به رده بندی فنتیک، کلادیستیک و تکاملی می پردازد در این سه فصل اصول مهم در تجزیه و تحلیل آماری در رده بندی بخوبی عنوان شده است البته من کتاب انگلیسی را خوانده ام اما آقای میرشمسی و دکتر درویش نیز به راستی حق مطلب را ادا کرده اند و ترجمه بسیار خوبی را در اختیار خوانندگان قرار داده اند. من خواندن این کتاب را به تمامی علاقه مندان و پژوهشگرانی که در زمینه جانورشناسی تحقیق می کنند توصیه می کنم. البته به نظر من مطالعه این کتاب برای پژوهشگران جانورشناس الزامی است. همچنین باید اضافه کنم کتاب درسی طرح آزمایشات که معمولا دانشجویان مهندسی کشاورزی و شیلات در دوره کارشناسی مطالعه می کنند می تواند مفید باشد البته برخی روش های نمونه برداری و تجزیه و تحلیل در جانورشناسی و محیط زیست کاربرد ندارد اما می تواند کمک مفیدی باشد. کتاب های انگلیسی زیر نیز می توانند راهگشا باشند.
۴) The Elements of Statistical Learning
۵) Statistics for Environmental Science and Management
۶) Scientific methods in ecological research
در ادامه مطلب با توجه به شماره ذکر شده لینک دانلود را می توانید دریافت کنید.
پسورد فایل ها persian gulf می باشد.
در پایان هم از سرکار خانم متین فر تشکر می کنم و از دوستان و همکارن گرانقدر سرکار خانم ژاله ف، آقای خسرو رجبی زاده و آرمین دعوت می کنم به جمع ما بپیوندند.
وزغ لرستانی Pseudepidalea luristanica و یا Bufo luristanicus
یکی دیگر از گونه های بومی ایران وزغ لرستانی است. اطلاعات درباره این گونه متاسفانه بسیار ناچیز است و با توجه به تنوع بالای ریختی در بسیاری از گونه های خانواده Bufonidae دوزیست شناسان نقطه نظرات گوناگونی را درباره وضعیت رده بندی این گونه و برخی دیگر از گونه های این خانواده عنوان نموده اند. چنانکه بسیاری از دوزیست شناسان این گونه را مانند Bufo oblongus، Bufo surdus، Bufo turanensis و Bufo variabilis متعلق به کلاد (clade) Pseudepidalea و همچنین جنس Pseudepidalea می دانند. البته وزغ لرستانی را در زیر گروه Pseudepidalea surda قرار داده اند و در فهرست سرخ IUCN نیز نام این گونه با جنس مزبور ثبت گردیده است.
این گونه در بخش های غربی رشته کوه زاگرس زیست می نماید و در تپه های غربی خوزستان، لرستان و همچنین بخش های از استان فارس پراکنش دارد. گونه ای نه چندان بزرگ بوده و غدد پاروتوئید پهن و عریضی دارد، همچنین لکه های رنگی تنها در اعضای حرکتی قابل تشخیص هستند. در مورد زیستگاه و جمعیت این گونه اطلاعات چندانی در دسترس نیست اما می توان گفت نوع زیستگاه آن مشابه وزغ بی گوش است. از عوامل مهم تهدید برانگیز آن، مانند برخی دیگر از گونه های وزغ ها می توان به خشک سالی و تخریب زیستگاه های این گونه و تبدیل آنها به مزارع کشاورزی را نام برد.
*علت اینکه دو نام علمی برای این گونه نوشته ام این است که برخی متخصصین این گونه را با نام Bufo luristanicus اما جزیی از کلاد Pseudepidalea می دانند و برخی نیز نام جدید Pseudepidalea luristanica با توجه به کلاد آن مناسب تر می دانند.
*همانطور که گفتم اطلاعات در مورد این گونه بسیار ناچیز است و از مواردی است که جانورشناسان بخصوص دوزیست و خزنده شناسان علاقه مند در ایران می توانند روی آن مطالعه نمایند.
از آنجایی که حفاظت محیط زیست از اهمیت فراوانی برخوردار است و امروزه حفظ گونه های جاتوری و گیاهی در هر کشوری امری ضروری می نماید. گونه هی جانوری و گیاهی جدای از رده بندی ها تخصصی گیاهی و جانوری در مبحث محیط زیست نیز دارای تقسیم بندی قابل توجهی هستند. به نظر می رسد این روش تقسیم بندی در ایران چندان مورد توجه نبوده و بررسی و انتخاب مناطق و یا گونه های حفاظت شده یا بصورت سنتی و یا تنها با بهره گیری از آمار برخی سایت ها مانند IUCN و اطلاعاتی از این قبیل دسته بندی شده و مورد توجه قرار می گیرند. اما توجه به رده بندی گونه ها از لحاظ حقاظتی نه تنها می تواند کمک شایانی در حفظ آنها نماید بلکه می تواند عامل مهمی در حفظ گونه های هم جا و بطور کلی در حفظ حیات وحش زیستگاه مورد نظر باشد از این رو گونه ها از لحاظ اهمیت حفاظتی به چندین دسته تقسیم می شوند که در مجموع بعنوان گونه های جانشین (surrogate species) شناخته می شوند:
Caro & O’ Doherty در سال ۱۹۹۹ گونه های جانشین را در سه گروه اصلی تقسیم بندی کردند:
گونه های شاخص (indicator species)
گونه های چتری (umbrella species)
گونه های پرچم نما (flagship apecies)
گونه های شاخص (indicator species)
گونه های شاخص گونه هایی هستند که صفات مربوط به آن گونه مانند حضور یا عدم حضور، تراکم جمعیت، پراکنش و میزان موفقیت در تولید مثل بعنوان شاخصی از شرایط زیستگاه و دیگر گونه های آن زیستگاه زیرا بررسی شرایط زیستگاه و یا بررسی وضعیت تمامی گونه های یک زیستگاه بسیار مشکل ، گران و بعبارتی ناممکن می باشد. اکولوژیست ها نظرات مختلفی در ارتباط با تقسیم بندی زیر گروه های گونه های شاخص دارند اما بطور کلی دو تقسیم بندی را می توان نام برد که در هر کدام سه زیر گروه وجود دارد.
تقسیم بندی McGeoch در سال ۱۹۹۸
گونه های شاخص محیطی Environmental indicator species
گونه های شاخص اکولوژیکی Ecological indicator species
گونه های شاخص تنوع زیستی Biodiversity indicator species
تقسیم بندی Caro & O’ Doherty در سال ۱۹۹۹ گونه های شاخص سلامت Health indicator species گونه های شاخص جمعیت Population indicator species
گونه های شاخص تنوع زیستی Biodiversity indicator species
گونه های شاخص محیطی و سلامت تقریبا مشابه یکدیگر هستند. این گونه ها معمولا بعنوان شاخصی از تاثیرات آلودگی، فعالیت های مدیریت حفاظتی و تاثیرات چند تکه شدن زیستگاه برای یک گونه و یا یک اکوسیستم عمل می کنند. در مورد آلودگی یکی از شناخته شده ترین مثال ها بی مهرگان آب شیرین هستند که ارزیابی برخی گونه ها سلامت اکوسیستم های آب شیرین را نشان می دهد. مثالی دیگر برخی گونه های سوسک های Carabid هستند که در ارزیابی اثرات چند تکه شدن زیستگاه ها مورد مطالعه قرار می گیرند

گونه های شاخص اکولوژیک که با توجه به نامشان کاملا مشخص بوده و می توان گلسنگ ها بعنوان یکی از مهمترین گونه های موجود در این گروه نام برد. همچنین برخی گونه های دوزیستان از جمله سمندرها با توجه به حساسیت بالایشان به تغییرات اکولوژیکی می توانند در این گروه قرار گیرند.

گونه های شاخص جمعیت بعنوان شاخصی از روند جمعیتی گونه های دیگر بشمار می آیند بعنوان مثال می توان گونه Morus capensis را نام برد،

افراد جوان در جمعیت این گونه توانایی شنا در عمق کافی آبهای سرد و شکار ماهی را ندارند و در نتیجه میزان مرگ و میر در افراد جوان با تغییرات دمای وابستگی بالای داشته و متخصصین میزان مرگ و میر جوانان این گونه را بعنوان شاخص پراکنش ماهیان اقیانوسی نسبت به تغییرات دما مورد بررسی قرار دادند (Oatley et al., 1992.
آخرین زیر گروه یعنی گونه های شاخص تنوع زیستی گونه هایی هستند که شاخصی برای پیش بینی تنوع زیستی در یک زیستگاه بشمار می روند. سوسک های ببری از جمله شاخص های تنوع زیستی هستند و تنوع زیستی آنها پیش بینی قابل اعتمادی از تنوع زیستی پرندگان و پروانه ها را در مقیاس های بزرگ ممکن می سازد.

در مطلب های آینده به بررسی گونه های شاخص چتری و پرچم نما می پردازیم.
همانطور که در مطلب پشین در رابطه با این گونه گفته شد، وزغ تالشی بیشتر در مرغزارها، باغها و جنگلها زیست می نماید اما معمولا می توان آنرا در مکان های تاریک مانند زیرزمین ها، غارها، طویله ها، زیر سنگهای بزرگ و کنده درختان یافت نمود البته در شب هنگام مخفیگاه های خود را ترک کرده و به جستجو غذا می پردازند و پیش از طلوع آفتاب معمولا به مکان های تاریک باز می گردند. متاسفانه اطلاعات در مورد چندان زیاد نیست اما بطور کلی از حشرات مختلف، کرم ها و حلزون ها تغذیه می کند. این گونه اندام تولید صدا مانند دیگر وزغ ها (کیسه صدا) ندارد اما صدای یکنواخت و خشن می تواند تولید کند که تقریبا شبیه به عو عو سگ است. معمولا در زیستگاه خود کمیاب است و عامل اصلی کاهش جمعیت این گونه را تخریب جنگل توسط انسان می دانند. یک عقیده عامیانه در مورد این گونه وجود دارد برخی معتقدند این گونه در طویله ها شیر گاو را خورده و موجب بیماری گاو ها می شود. این تفکر از آنجا شکل گرفته که این گونه در طویله ها مکررا مشاهده شده است البته دلیل حضور این گونه در چنین مکانی وجود غذای کافی (حشرات) و همچنین تاریکی و امنیت نسبی آن بوده است. در ایران گونه تاکنون از سه استان شمالی گزارش شده است.

عکس:سایت http://amphibiaweb.org
دوزیستان گروهی از مهره داران هستند که بیش از ۳۰۰ میلیون سال است در این کره خاکی زیست می نمایند و تا به امروز ۶۳۰۰ گونه از آنها توسط جانورشناسان توصیف شده اند. تحقیقات اخیر (Stuart et al. 2004) نشان داده که در حدود یک سوم (۳۴٪) این جانوران در معرض تهدید انقراض قرار گرفته اند. چنانکه ن کنون ۱۶۸ گونه منقرض شده و ۲۴۶۹ گونه دیگر یا به عبارتی (۴۳٪) با کاهش جمعیت مواجه شده اند. بیشترین تنوع گونه ای این دسته از جانوران را می توان در مناطق حاره ای مشاهده نمود ئ در این میان کشور برزیل با ۸۱۱ گونه توصسف شده بیشترین گونه های این جانوران در جهان را به خود احتصاص داده است. جالب توجه است که ایالات متحده آمریکا با وسعتی تقریبا مشابه برزیل تنها ۲۹۲ گونه دوزیست دارد. اما چه عواملی موجب کاهش جمعیت دوزیستان می شوند؟
مهمترین عامل تخریب زیستگاه است که یکی از شایع ترین موارد در کاهش جمعیت بسیاری از گونه های جانور است. از دیگر عوامل مهم کاهش جمعیت دوزیستان شیوع نوعی بیماری قارچی موسوم به chytridiomycosis است که عامل آن یک پاتوژن قارچی به نام Batrachochytrium dendrobatidis این پاتوژن موجب نابودی صدها گونه در نقاط مختلف جهان شده که به عقیده برخی دانشمندان یکی از بدترین و یا به عبارتی وخیم ترین رکوردهای تاریخی نابودی تنوع ریستی در نوع خود به حساب می آید. سومین عامل مهم تغییرات آب و هوایی و گرمایش جهانی است که نه تنها روی این رده جانوران بلکه تمامی گونه های جانوری و گیاهی را به چالشی سخت برای حفظ بقا خود کشیده است.

وزغ تالشی Bufo eichwaldi (Talysh Toad)
تا چندی پیش دوزیست شناسان عقیده داشتند این گونه همان وزغ معمولی ( Bufo bufo) است که در اروپا زیست می نماید اما تحقیقات جدید نشان داد این گونه وزغ ایچوالدی و یا تالشی(Eichwald’s Toad, Talysh Toad ) است که در آذربایجان گونه ای شناخته شده محسوب می گردد. البته این گونه بسیاربه شبیه به خویشاوند اروپایی خود بوده و از لحاظ جثه از گونه اروپایی بزرگتر می باشد. مردمک چشم در این گونه مسی رنگ و پشت بدن قهوه ای است همچنین ناحیه ی شکم سفید چرکی با لکه های نسبتا درشت مشکی رنگ می باشد. کاملا شبیه به وزغ معمولی است. علاوه براین جثه نسبتا بزرگی داشته و تقریبا کمیاب است. دوره تولید مثلی معمولا سالانه نبوده و بسته به شرایط آب و هوایی تغییر می یابد، گاهی پس از دو سال بالغین برای تخم ریزی به محل تخم ریزی می آیند و گاهی پس از سه سال و حتی بیشتر. مطالعات ۲۰ ساله ای که روی گونه خویشاوند اروپایی یا همان وزغ معمولی انجام شده اثبات کرده دوره تولید مثلی با توجه به فصول بارش و تغییرات جوی متفاوت بوده و از نظم مشخصی پیروی نمی کند.
ادامه دارد


عکس:سایت http://amphibiaweb.org



